حق دمید اندر تن آدم نفس
زین جهت آدم بحق شد هم نفس
از ملایک سر آدم را نهفت
کی زند حق پیش نامحرم نفس
حق از آن نفسی که در آدم دمید
زد ز جان عیسی مریم نفس
بنده شد عالم بیکدم بیدرنگ
صبح چون زد نیر اعظم نفس
باغ از باد صبا شد مشکبار
چون زد اندر زلف خم در خم نفس
گفت درجان دوش حی لایموت
هست از ما زنده خرم نفس
کوهیا تا چند از این قیل و مقال
پس مزن در پیش لا اعلم نفس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف خلقت آدم و نفس او پرداخته است. خداوند در لحظهای خاص روح را در بدن آدم دمید و او را به موجودی زنده تبدیل کرد. این نفس الهی، نه تنها به آدم جان بخشید، بلکه ارتباط او را با عالم معنوی و ملائکه برقرار کرد. همچنین در شعر به اهمیت زندگی و نفس در انسان اشاره شده و به زیباییهای عالم و تأثیر آن بر روح و جان اشاره میشود. در پایان، شاعر به عبث بودن مباحث بیاساس و بیفایده اشاره میکند و به عمق وجود و زندگی الهی انسان تأکید میورزد.
هوش مصنوعی: خداوند جان و روح را در وجود آدم دمید و به همین دلیل آدم به حق و حقیقت نزدیک شد و همنفس با حقیقت شد.
هوش مصنوعی: آدم از فرشتگان پنهان است، زیرا خداوند نمیخواهد که نفس او در برابر نامحرمان آشکار شود.
هوش مصنوعی: خداوند جان آدم را به او دمید و از روح او به عیسی مریم زندگی بخشید.
هوش مصنوعی: به یک باره، عالم در پیشگاه خداوند به بندگی درآمد و هنگامی که صبح فرا رسید و نور تابید، نفس بزرگ او نمایان شد.
هوش مصنوعی: باغ به دلیل وزیدن نسیم ملایم پر از عطر و بوی خوش شد، چرا که این نسیم با زلفهای خمیده و پیچ خورده کنار نفسهی معشوق در هم آمیخت.
هوش مصنوعی: دوست گفت که در جان من زندگی پایدار وجود دارد و من از این حیات شاداب بهرهمندم.
هوش مصنوعی: چرا همچنان دربارهٔ این حرفها و جدلها صحبت میکنی؟ در برابر دانایی و ندانایی، بهتر است که سکوت کرده و به ذات خود توجه کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.