کلوخ جسم را در آب انداز
مکن مهمل بصد اشتاب انداز
چو اسمعیل شوقر بان و سررا
به پیش تیغ آن قصاب انداز
پس آنکه ذره سان جانی که داری
بر خورشید عالم تاب انداز
بخور می از کف ده ساله طفلی
فغان در جان شیخ و شاب انداز
نگارا تا ببوسم آن کف پای
چو مستان خویشرا در خواب انداز
زخورشید رخت در جان کوهی
که آن نور است در مهتاب انداز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تشویق به عمل و زندگی پرشور اشاره دارد. شاعر از مخاطب میخواهد که از اندیشیدن بیهوده پرهیز کند و با شجاعت و اشتیاق به سمت اهداف خود حرکت کند. او با مثالهایی چون قربانی شدن و تلاش برای دستیابی به نور و حقیقت، به اهمیت عمل و عشق اشاره میکند. در نهایت، شاعر از زیبایی و شوق به وصال محبوب سخن میگوید و تأکید میکند که باید به سوی عشق و معرفت حرکت کرد.
هوش مصنوعی: سنگ را در آب ننداز؛ زیرا که بیفایده است و تنها باعث ایجاد تلاطم میشود.
هوش مصنوعی: مانند اسماعیل که با شوق و عشق به قربانی شدن پیش تیر آن قصاب میرود، باید با شجاعت و اشتیاق به مواجهه با سرنوشت خود بروی.
هوش مصنوعی: تو که مانند ذرهای هستی، جان خود را مانند نوری که بر خورشید میتابد، به عالم بتابان.
هوش مصنوعی: از شراب بنوش که در دل جوانی، نالهای از درون شیخی میتراود.
هوش مصنوعی: پروردگارا، بگذار تا پای تو را که همچون مستان دلربا میدرخشد، ببوسم و در خواب خود غرق شوم.
هوش مصنوعی: چهرهی تو مانند خورشید در وجود من درخشنده است، همچون نوری که در شب، بر کوه ساطع میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز آفتابت مها نقاب انداز
اضطرابی در آفتاب انداز
ذره وش ز آفتاب طلعت خویش
عالمی را در اضطراب انداز
سرکشانرا بگیر و برگردن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.