گنجور

 
کوهی

دل که با درد غم عشق تو محرم گردد

جانم از خوردن غمهای تو خرم گردد

فعل و اسماء و صفات تو که عین ذاتند

به کمالات یقین رهبر آدم گردد

بخلافت بنشیند بسر صدر جلال

ملک وصل تو کسی را که مسلم گردد

اسم جامع که در او اسم مضل شد واصل

آدمی زاد از این اسم معظم گردد

کوهیا هر که قدم ساخت ز سر در ره عشق

بر همه سالک مجذوب مقدم گردد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امامی هروی

خنک آن دل که ز تیمار تو خرم گردد

خرم آن سینه کز اندوه تو بی غم گردد

هر که را سینه ز اندوه تو بی غم نشود

کی دل از تاب غم عشق تو خرم گردد

پرتو شمع جمالت چو پراکنده شود

[...]

صوفی محمد هروی

گر ترا روی زمین جمله مسلم گردد

تو مپندار که حرص از دل تو کم گردد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صوفی محمد هروی
صائب تبریزی

گر چنین سرو ز بالای تو درهم گردد

طوق هر فاخته ای حلقه ماتم گردد

دولتی را که چو خورشید رسد وقت زوال

نورش افزون شود و سایه او کم گردد

اسیر شهرستانی

دل اگر صیقلی اشک دمادم گردد

سینه آیینه یکرنگی عالم گردد

بس که نازک شده از تربیت خوی کسی

گل باغ دل ما زخمی شبنم گردد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه