گنجور

بخش ۳۷ - عقد کردن خسرو شیرین را

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین
 

ملک فرمود کآید موبدی زود

کند پیوسته مقصودی به مقصود

خردمندی طلب کردند هشیار

ز دل دریاوش و از لب گهر بار

در آمد کاردان و راز پرسید

دو یک دل را رضاها باز پرسید

پس آنگه بر طریق آن دو همکیش

معین کرد کابینی ز حد بیش

به باریدن در آمد گوهر و در

چو دریا شد تهی گاه زمین پر

روان شد با عروس خویشتن شاه

که بیند جلوهٔ خورشید با ماه

شه از بس خوش دلی رو در زمین برد

سر اندر پای یار نازنین برد

فرو غلطید پیش آن پریزاد

چو سایه زیر پای سرو آزاد

پری پیکر در آن عاشق نوازی

شده مست از شراب عشق بازی

پریشان گشته زلف نیم تابش

بگرد غمزه‌ها می گشت خوابش

ز مستی سر به زانوی ملک برد

سر خود را به دست خویش بسپرد

ملک سر مست و دولت سازگارش

مرادی آن چنان اندر کنارش

ز سوز عشق کاتش در دل افروخت

غزل می گفت شاه و شمع می سوخت

ز شیرین کاری شیرین دل بند

فراوان خورده بود انگور در قند

چو آن شب نازنین را بی خبر یافت

مکافات عمل را وقت در یافت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

خلیل نوشته:

بخش ۳۷ بیت های :

۲- ز دل در یا وش >>> ز دل دریاوش

۳- درامد >>>> در آمد

۴- بر طریق اندوهم کیش >> بر طریق آندو همکیش

۵- درامد >>> در آمد

۸- بیش >>>> پیش

۹- دران >>>> در آن

۱۲- مرا دی >>> مرادی

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام