گنجور

شمارهٔ ۱۹۱۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای که امروز به زیبایی او می نازی

جای آن است که بر ماه کنی طنازی

بوسه ای چند بخواهم ز لبت

چشم تو گر نکند پیش لبت غمازی

تا که در سینه کنون تخم وفایت کارد

اشک با خون دل بنده کند انبازی

خود کشی عاشق و بر طره مشکین بندی

خود دلم دزدی و اندر سر زلف اندازی

از رخت بنده چه بریست به جز دلسوزی؟

بلبل از لاله چه آموخت جز آتش بازی؟

چشم تو با همه بد می کند، الا با تو

زانکه با غمزه بدساز نکو می سازی

من ز اندوه چو خسرو به تو پرداخته ام

تو پی آنکه به من هیچ نمی پردازی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام