گنجور

شمارهٔ ۱۸۲۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای چهره زیبای تو رشک بتان آزری

هر چند وصفت می کنم، در حسن از آن زیباتری

هرگز نیاید در نظر نقشی ز رویت خوبتر

شمسی ندانم یا قمر، حوری ندانم یا پری

آفاق را گر دیده ام، مهر بتان ورزیده ام

بسیار خوبان دیده ام، اما تو چیز دیگری

ای راحت و آرام جان، با قد چون سرو روان

زینسان مرو دامن کشان، کآرام جانم می بری

عزم تماشا کرده ای، آهنگ صحرا کرده ای

جان و دل ما برده ای، این است رسم دلبری

عالم همه یغمای تو، خلقی همه شیدای تو

آن نرگس رعنای تو آورده کیش کافری

خسرو غریب است و گدا، افتاده در شهر شما

باشد که از بهر خدا سوی غریبان بنگری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علی زند وکیلی » همنشین درد » تصنیف آفاق

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

من نوشته:

این شعر توسط علی زندوکیلی بازخوانی شده پیشنهاد میکنم حتما گوش کنیدش

منصور اهواز...... نوشته:

صورتگر نقاش چین رو صورت یارم ببین
یا صورتی‌ برکش چنین یا ترک تو کن صورتگری
گرد ِ جهان گردیده ام، خوبان ِ عالم دیده ام
لطف ِ همه سنجیده ام، اما تو چیز ِ دیگری
آفاق را گردیده ام، مهر ِ بتان ورزیده ام
بسیار خوبان دیده ام، اما تو چیز ِ دیگری
آخر نگاهی باز کن وقتی که بر ما بگذری یا کبر منعت می کند کز دوستان یاد آوری؟ تا دل به مهرت داده ام، در بحر ِ فکر افتاده ام چون در نماز اِستاده ام، گوی به محراب اندری

کانال رسمی گنجور در تلگرام