گنجور

گزیدهٔ غزل ۱۸۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

ای که عمر از پی‌سودای تو دادیم بباد

یاد می‌دارد که از مات نمی آید یاد

عهدها بستی و می‌داشتم امید وفا

ای امید من و عهد تو سراسر همه باد

هر چه دارند ز آئین نکویی خوبان

همه داری و بدان چشم بدانت مرساد

ماجرای دل گم‌گشتهٔ بی نام ونشان

هر که را باز نمودیم نشانی به تو داد

کام خسرو بده ای خسرو خوبان که شده است

لعلی جان‌بخش تو شیرین و دل او فرهاد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ندا نوشته:

مصرع دوم بیت اول، یاد می‌دار درسته. اصلاح شود

کانال رسمی گنجور در تلگرام