ای بیخبر از محنت و شاد از الم ما
ما را غم تو کُشت و تو را نیست غم ما
آن کیست که چون شمع نه در آتش و آب است
هرشب ز دم گرم و سرشک ندم ما
مقصود وجود تو و نقش دهن توست
ورنه چه تفاوت ز وجود و عدم ما
تا ما سرِ خود بر قدم دوست نهادیم
دارند جهانی همه سر در قدم ما
چون ماه نو انگشتنما گشت خیالی
با آنکه رقیبان بگرفتند کمِ ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجی صحبت میکند که ناشی از عشق است. او به شخصی اشاره میکند که از سختیهای او بیخبر است و در عوض، خود را شاد احساس میکند. شاعر به شباهت خود به شمع اشاره میکند که در حال سوختن است، اما دلیلی برای آن پیدا نمیکند. او میگوید که وجود و محبوبیت شخص مقابلش برایش اهمیت دارد و اگر این شخص نبود، تفاوتی میان وجود و عدم او نیست. شاعر همچنین به پیوند عمیق خود با معشوقهاش اشاره میکند و بیان میکند که همه عالم در برابر عشق او سر تعظیم دارند. در نهایت، به زیبایی و تمایز عشق در میان رقیبان اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای کسی که از درد ما بیخبری و از زحمتهای ما شاد هستی، ما به خاطر غم تو خیلی رنج کشیدیم و تو اصلاً نگران ما نیستی.
هوش مصنوعی: این شخص کیست که در حالی که مانند شمع در آتش و آب نمیسوزد، هر شب بر اثر گرمای وجودش و اشکهایی که میریزد، احساس تاسف و دلتنگی را به نمایش میگذارد؟
هوش مصنوعی: مقصود از وجود تو و تأثیر گفتار توست، در غیر این صورت وجود ما و نبود ما هیچ تفاوتی با هم ندارد.
هوش مصنوعی: زمانی که ما سر تعظیم بر قدم دوست میگذاریم، تمام جهانیان نیز در برابر ما سر به زیر مینهند.
هوش مصنوعی: وقتی که ماه نو در آسمان ظاهر شد و قابل توجه شد، اندیشهای به ذهنم آمد، حتی با این که رقبای من به دستاوردهای کمتری دست پیدا کردند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.