اکنون که گل سعادتت پربار است
دست تو ز جام می چرا بیکار است
میخور که زمانه دشمنی غدار است
دریافتن روز چنین دشوار است
یافتن منظور خیام در بعضی رباعیها چندان سهل نیست مثلا وقتی گل سعادت کسی پرباراست آیا نیازی به چیز مست کننده و بیخبر کننده دارد؟
نظر خیام اینست که چون زمانه دشمنی غدار است و همیشه گل سعادتت پربار نیست پس اینک جام می بدست گیر
به نظر میرسد که منظورش از جام می دل آگاهی باشد خلاف غفلت از اوضاع زمانه که فردا یافتن روز چنین دشوار نباشد زیرا می معمولی علاجی بر غدار بودن زمانه نخواهد بود و تناسبی ندارد با اینکه سعادتی که امروز انسان دارد فردا دشوار بدست می آید
وگرنه تو صیه به میخوارگی در زمانی که انسان از خوشبختی دور میافتد مناسب به نظر می آیدنه موقعی که از سعادتی برحورداراست
شاید هم منظور این باشد که چون زمانه عاقبت سر دشمنی دارد در حال حاضر که سعادتی داری هرچه میتوانی خوشی و مستی کن که فردا نمیتوانی ولی باز آن شادی ومستی از نوع دیگرکه برآینده تاثیر مطلوب بگذارد وغدار بودن زمانه را هضم کنداهمیت دارد
قدر مسلم اینست که رباعی میگوید در موقع سعادت هم بیکار منشین و غافل نباش و کاری بکن ولی در اینکه چکار کن برداشت ها مختلف وسطحی وعمقی تواند بود
برچسبها
با برچسب زدن شعرها میتوانید موضوع آنها (عاشقانه، عرفانی، مدیحه، مرثیه و ...) یا ویژگیهای متمایز آنها (دوزبانه، دوقافیه، دو وزنی و ...) را برای خودتان و سایر علاقمندان مشخص کنید و به مرور به طبقهبندی بهتر اشعار کمک کنید.
تذکر مهم: از برچسب به جای حاشیه یا نظر استفاده نکنید. برچسبهای غیرمرتبط یا بلند و جملهوار یا حاوی ابیات شعر حذف میشوند، در صورتی که برچسب نیاز به توضیح دارد متن توضیح را به صورت حاشیه درج کنید.
با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهی دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ریرا
حاشیهها
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
داوود نوشته:
قدر لحظات خوش وسلامتی بدان ولذت ببر
ف-ش نوشته:
اکنون که گل سعادتت پربار است
دست تو ز جام می چرا بیکار است
میخور که زمانه دشمنی غدار است
دریافتن روز چنین دشوار است
یافتن منظور خیام در بعضی رباعیها چندان سهل نیست مثلا وقتی گل سعادت کسی پرباراست آیا نیازی به چیز مست کننده و بیخبر کننده دارد؟
نظر خیام اینست که چون زمانه دشمنی غدار است و همیشه گل سعادتت پربار نیست پس اینک جام می بدست گیر
به نظر میرسد که منظورش از جام می دل آگاهی باشد خلاف غفلت از اوضاع زمانه که فردا یافتن روز چنین دشوار نباشد زیرا می معمولی علاجی بر غدار بودن زمانه نخواهد بود و تناسبی ندارد با اینکه سعادتی که امروز انسان دارد فردا دشوار بدست می آید
وگرنه تو صیه به میخوارگی در زمانی که انسان از خوشبختی دور میافتد مناسب به نظر می آیدنه موقعی که از سعادتی برحورداراست
شاید هم منظور این باشد که چون زمانه عاقبت سر دشمنی دارد در حال حاضر که سعادتی داری هرچه میتوانی خوشی و مستی کن که فردا نمیتوانی ولی باز آن شادی ومستی از نوع دیگرکه برآینده تاثیر مطلوب بگذارد وغدار بودن زمانه را هضم کنداهمیت دارد
قدر مسلم اینست که رباعی میگوید در موقع سعادت هم بیکار منشین و غافل نباش و کاری بکن ولی در اینکه چکار کن برداشت ها مختلف وسطحی وعمقی تواند بود
برچسبها
با برچسب زدن شعرها میتوانید موضوع آنها (عاشقانه، عرفانی، مدیحه، مرثیه و ...) یا ویژگیهای متمایز آنها (دوزبانه، دوقافیه، دو وزنی و ...) را برای خودتان و سایر علاقمندان مشخص کنید و به مرور به طبقهبندی بهتر اشعار کمک کنید.
تذکر مهم: از برچسب به جای حاشیه یا نظر استفاده نکنید. برچسبهای غیرمرتبط یا بلند و جملهوار یا حاوی ابیات شعر حذف میشوند، در صورتی که برچسب نیاز به توضیح دارد متن توضیح را به صورت حاشیه درج کنید.
برچسبهای شعر: می خور
اگر بیش از یک برچسب اضافه میکنید، برچسبهای مختلف را با خط فاصله (-) از هم جدا کنید.