گنجور

رباعی شمارهٔ ۹

 
خیام
خیام » رباعیات
 

اکنون که گل سعادتت پربار است

دست تو ز جام می چرا بیکار است

می‌خور که زمانه دشمنی غدار است

دریافتن روز چنین دشوار است

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

داوود نوشته:

قدر لحظات خوش وسلامتی بدان ولذت ببر

ف-ش نوشته:

اکنون که گل سعادتت پربار است
دست تو ز جام می چرا بیکار است
می‌خور که زمانه دشمنی غدار است
دریافتن روز چنین دشوار است
یافتن منظور خیام در بعضی رباعیها چندان سهل نیست مثلا وقتی گل سعادت کسی پرباراست آیا نیازی به چیز مست کننده و بیخبر کننده دارد؟
نظر خیام اینست که چون زمانه دشمنی غدار است و همیشه گل سعادتت پربار نیست پس اینک جام می بدست گیر
به نظر میرسد که منظورش از جام می دل آگاهی باشد خلاف غفلت از اوضاع زمانه که فردا یافتن روز چنین دشوار نباشد زیرا می معمولی علاجی بر غدار بودن زمانه نخواهد بود و تناسبی ندارد با اینکه سعادتی که امروز انسان دارد فردا دشوار بدست می آید
وگرنه تو صیه به میخوارگی در زمانی که انسان از خوشبختی دور میافتد مناسب به نظر می آیدنه موقعی که از سعادتی برحورداراست
شاید هم منظور این باشد که چون زمانه عاقبت سر دشمنی دارد در حال حاضر که سعادتی داری هرچه میتوانی خوشی و مستی کن که فردا نمیتوانی ولی باز آن شادی ومستی از نوع دیگرکه برآینده تاثیر مطلوب بگذارد وغدار بودن زمانه را هضم کنداهمیت دارد
قدر مسلم اینست که رباعی میگوید در موقع سعادت هم بیکار منشین و غافل نباش و کاری بکن ولی در اینکه چکار کن برداشت ها مختلف وسطحی وعمقی تواند بود

علی نهیل نوشته:

خدمت دوست عزیز ف-ش عرض کنم که معنای بیت کاملا مشهود و بر خلاف گفته ئ ایشان است.
از آنجایی که می و شراب در ابیات حضرت خیام نشانه ئ شادمانی است، پس ایشان لازمه ئ شادی را همین شراب دانسته و اینجا نیز به وقت پر بار بودن سعادت، نوشیدن می را توصیه می کنند. چرا که دیگر ممکن است همچین فرصتی نصیب نشود. و این فرصت همان شادی و سعادتی است که با خوردن می کامل می شود.
گل سعادت آرایه ئ اضافه ئ تشبیهی دارد.
دست مجاز جزئیه و منظور وجود آدمی است.
زمانه دشمنی غدار است تشبیهی که وجه شبه آن حذف شده است.

م.ح نوشته:

بستگی به این دارد که انسان خوشبختی و سعادت را حقیقی بداند یا مجازی
سعادت و خوشبختی حقیقی زمانی است که دوست بر ما نظر افکند.
از این لحظه نهایت استفاده را باید برد و در رسیدن به وصال او تلاش کرد چرا که فرصت در این دنیای فانی اندک است و با رسیدن مرگ برگشت به دنیا غیر ممکن.

م-ر نوشته:

با درود
دوستان گرامی خیام به هیچ وجه عارف نبوده و نمی توان منظور وی از می خوردن را طور دیگری تعبیر کرد. در بسیاری از ابیاتش حتی نشانی از کنایه گویی یافت نمی شود. خیام اگر می گوید می خور منظورش همان شراب انگوری و بردن غم از دل است. به نظر من او نمونه کاملی از یک نهیلیست است و معتقد به جهان پس از مرگ نیست.
خوش باشید

هومن نوشته:

دقیقا معنای شعر ، همانی است که خود می گوید : حال که زندگی بر وفق مرادت است ، از آن لذت ببر و این دم را مغتنم شمر . . چرا که معلوم نیست بار چنین فرصتی بدست آید . .

7tir نوشته:

م-ر شما فقط دنبال می میگردی و چیز دیگر نمیبینی
گردون نَگَری ز قَدِّ فرسود ة ما است
جیحون اثری ز اشک پالود ة ما است
دوزخ شرری ز رنج بیهودة ما است
فردوس دمی ز وقت آسود ة ما است
به نظر شما دوزخ چه معنی داره؟ وقتی که می نیست!

امین کیخا نوشته:

خوار یعنی اسان و دژخوار یا دشوار یعنی سخت

الرسوم و المعانی نوشته:

به نوشته صادق هدایت در داستان کوتاه اکار یا بیکار معنی impotence هم می داده است

امین کیخا نوشته:

شمس الحق شما امشب نیستی ؟ یک لغت برایت می نویسم که خوشی کنی کنون یا اکنون لغت نون را در آن می شود دید که همان now باید باشد .

بهرام مشهور نوشته:

بعید می دانم این رباعی از خیّام بوده باشد! زیرا آن را تا کنون در دستکم پنج نوع از کتاب هایی که منسوب به خیّام است ندیده ام و نیز وزن و قافیه و محتوای محکمی ندارد

merce نوشته:

جناب کیخا
درود
گمان می کنم دژ و دُش به معنی ضد باشد
در لغت دشمن ” من “ به معنای اندیشه و ”دش “ یعنی ضد که می شود مخالف اندیشه
هومن هم یعنی نیک اندیش که از وهومن آمده
ولی مثل اینکه به روزگاران معانی تغییر کرده اند
اگر خوار را به معنای آسان بگیریم پس دشخوار یا دشوار همان ضد آسان است که چنانچه شما فرمودید به معنای سخت است
نوشتم تا باز هم از سخن جنابعالی بیشتر استفاده کنیم
با احترام
مرسده

داود عبدالهی نوشته:

در بیت دوم این شعر اشتباهاً نوشته‌اید: “می‌خور”
که چون با نیم‌فاصله نوشته‌اید؛ به صورت فعل mikhor خوانده می‌شود.
بهتر است با فاصله بنویسید. یعنی: “می خور”.

ATA نوشته:

درود بر شیفتگان شعر و ادب پارسی
اکنون که گل سعادتت پر بار است:
خوشبختی جایی در انتهای مسیر نیست. اون توهمی در آینده که بخاطرش از خوشی امروزمون میگذریم نیست بلکه همین اکنون است.
دریافتن روز چنین دشوار است:
همیشه زندگی بر وفق مرادت نیست
خوشبختی که الان داری آسون بدست نیومده که بیهوده حرومش کنی
می‌خور که زمانه دشمنی غدار است:
لذت ببر که دنیا وفا نداره و شاید همین لحظه بهترین لحظه زندگیت باشه

کانال رسمی گنجور در تلگرام