گنجور

رباعی شمارهٔ ۸

 
خیام
خیام » رباعیات
 

ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست

بی بادهٔ گلرنگ نمی‌باید زیست

این سبزه که امروز تماشاگه ماست

تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

همایون شجریان » خداوندان اسرار » تصنیف مهتاب

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رضانیا نوشته:

در بعضى ار نسخه ها به جاى “ارغوان” . “کلرنک” امده است

پاسخ: در نسخه‌ی تصحیح شده توسط محمدعلی فروغی و قاسم غنی «گلرنگ» آمده، با تشکر از تذکر شما، به اعتبار آن نسخه در مصرع دوم بیت اول این رباعی «ارغوان» با «گلرنگ» جایگزین شد.

محمد فرهی نوشته:

ابر آمد و “زار” بر سر سبزه گریست
بی باده‌ی گلرنگ “نمی شاید” زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزه‌ی خاک ما تماشاگه کیست

با تشکر از تمامی تلاشهای شما

پاسخ: روایت جاری با تصحیح قزوینی/غنی از رباعیات خیام تطابق دارد، روایت مورد نظر شما به نظر شخصی من زیباتر است و گویا همان است که استاد شجریان در اجرای این شعر می‌خوانند. به عنوان نسخه‌ی بدل در حاشیه باقی گذاشتیم.

فریاد نوشته:

با سپاس فراوان از پدید اورندگان این سایت ارزشمند در باره این رباعی به نظرم رسید که به جای کلمه باز اگر از کلمه زار استفاده کنیم(مانند روایت شاملو)با توجه به عبارت زار گریستن زیباتر و گویاتر و تصویری تر می شود این گونه:ابر امد و زار بر سر سبزه گریست:یعنی ابر زار گریه کرد.
زار بجای باز

هومن نوشته:

کلام از بیان زیبایی و عمق این ابیات قاصر است. همان به که خود ابیات نشانگر زیبایی و معنای خود باشند

محمد عیسی نوشته:

به نظر من نباید هیچ گونه تغیری بوجود بیاید. بگزارید هزار سال بعد بدانند که عمر خیام چی سروده است.

داوود نوشته:

فقط ناپایداری هستی

علی نهیل نوشته:

صنعت تشخیص در مصرع اول میان گریستن و ابر.
باده ئ گلرنگ اضافه ئ کنایی منظور همان شراب سرخ رنگ است.
سبزه ئ خاک استعاره از قبر ما پس از مرگ.
واج آرایی سین در ابیات مشهود است.
اصولا خاصیت رباعی در این است که مصراع پایانی ضرب ناگهانی و یک دفعه ای را به شعر وارد می کند. اگر به سایر ابیات حضرت خیام نیز نگاه شود، می بینیم که مصراع پایانی حالتی مثل (شوک) را در خواننده مطرح می کند که مفهوم رباعی نیز از همان مصراع استفاده می شود.

م.ح نوشته:

منظور کلی شعر این است که وقتی گذرمان به قبرستان می افتد باید به حال خود در این جهان بگرییم و عبرت گیریم مرگ برای ما هم خواهد بود پس هر کس بدون نوشیدن شراب عشق این دار فانی را سپری کند خسران دیده است.

rozbeh نوشته:

using zaar over baz there slight a difference , zaar is imposing and baz is eternal. khayam knows what he write and please do not change it. these are mystical poems that have deep meaning in understanding intuitions and his words are clear that he does not want to put zaar instead of baz. people that try to change the mechanical of khayam’s poems are only technicians not mystics and khayam is a mystic.

آرش نوشته:

روزبه جان دست مریضاد

بهرام مشهور نوشته:

تمام آنچه را که جناب آقای محمد فرهی نوشته اند درست می باشد . عنایت فرمائید صفت مناسب برای وصف چگونگی گریستن همانطور که می دانید ، صفت زار می باشد و از طرفی اکثریتی از اشعار بکمک صفاتشان معنا و تأثیر می بخشند در اینجا نیز ابر می آید و زار بر سر سبزه می گرید تا ذهن خواننده را از همان آغاز با تأثری که می باید بعداٌ بخاطربر سر سبزه های دیگری حضور نداشتن به دلیل مرگ خواننده ( وشاعر ) به او دست دهد ، آشنا نماید . مصرع دوّم نیز به صورت بی بادۀ گلرنگ نمی شاید زیست ، درست است چرا که شاعران معمولاً قاضی نیستند تا حکم بدهند که فی المثال بی بادۀ گلرنگ نمی باید زیست ! شعر سعدی را هم که بنگرید ، می گوید نشاید که نامت نهند آدمی و هرگز بخود اجازه نمی دهد به خواننده بگوید نباید که نامت نهند آدمی !

صهبا نوشته:

به نظر من منظور از ابر آمد و گریست یعنی یک مرگی اتفاق افتادن که با توجه به بیت دوم، این برداشت غلط به نظر نمی رسد چرا که در بیت دوم اشاره به قبر و محل آرمیدن مردگان دارد که در این حالت “باز گریست” به جای “زار گریست” درست تر به نظر می رسد، یعنی دوباره مرگی اتفاق افتاد.

امین کیخا نوشته:

روزبه نیکو نوشتی ولی گوی پارسی برزن برادر میدان تاخت دری است مایه برازش ملت های همسایه زبان دربار ترکان عثمانی و هندیان و بنگاله زبان قفقاز و آسیای میانه حال با این تنگ میدانی امروز اگر انگلیسی بنویسی انهم اینجا که مردان و زنان نازش و برازش به پارسی میکنند ناگوار است مارا ، برادرم به پارسی بنویس

فرهاد نوشته:

همانگونه که دوستان در بالا اشاره کردند، واژه “باز” به معنی و هدف شاعر نزدیکتر است. خیامی که “شاد بودن آیین” اوست، اهل زار زدن و یا زاری دیدن نیست. شخصی “باز” (دوباره) درکذشته است. این “باز” تکرار آمدن و رفتن بی پایان به این دنیاست. پس بی باده سرخ نمیباید یا نمیشاید زیست. “سبزه خاک” در مصرع آخر مشخص میکند موقعیت این رخدادها کجاست: گورستان.

دکتر ترابی نوشته:

با نظر فرهاد موافقم باز بر سر سبزه گریست و نه زار . بهار است باز ( باردیگر) در چرخه جاویدسبزه دمیده است . گریه ابر بهار زاری نیست گریه شوق است ابر بهار است و باده گلرنگ که جایی برای زاری نمی نهد. اینکه شاملو زار پسندیده است و شجریان زار خوانده است ( و این هردو پیشینه بد خوانی دارند) دلیل بر جایگزینی باز با زار نمی باشد. انان که زاری را به آخرین مصرع میچسبانند بهتر است زبان خیامی را بهتر و بیشتر بشناسند و صنعت رباعی را نیز

محمد نوشته:

گویا آهنگ زیبای Kimse Bilmez از Mehmet Güreli هم ترجمه ترکی همین رباعی است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام