گنجور

رباعی شمارهٔ ۳

 
خیام
خیام » رباعیات
 

قرآن که مهین کلام خوانند آن را

گه گاه نه بر دوام خوانند آن را

بر گرد پیاله آیتی هست مقیم

کاندر همه جا مدام خوانند آن را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فرهاد نوشته:

شجاعتی میخواهد مقایسه قران با پیاله شراب و گفتن اینکه پیاله برتر است زیرا که نقش پیاله (آیت) را مدام و در همه جا میخوانند. برخلاف قرآن که گه گاه خوانده میشود :)

شاهرخ نوشته:

ریاقزآن که مهین کلام خوانند ورا
گه گاه نه بر مدام خوانند ورا
بر گرد پیاله آیتی هست مقیم
کاندر همه جا مدام خوانند ورا

علی نوشته:

فرهاد جان،

شجاعت خیام حتی از آن چه که تو گفتی هم بیشتره. منظور از “نه بر دوام خوانند آن را” این است که قران ناسخ و منسوخ دارد. یعنی مثلا جایی گفته این کار را بکنید و جایی گفته نکنید.
اما آیه نوشته بر پیاله همیشه همان پیام همیشگی را به تو می دهد.

نگین شکروی نوشته:

کلمه ی “مدام” دراین شعر میتواند هم به معنای شراب انگوری یا باده باشدوهم به معنی مصطلح آن یعنی همیشه و جاوید. (صنعت ایهام)

ف-ش نوشته:

قرآن که مهین کلام خوانند آنرا…
در این رباعی گفته شده خواندن آیات قرآن ناچار گهگاه صورت میگیرد ولی آیتی که برگرد پیاله است همواره مطرح است و دراینجا به نظر میرسد که کیفیت اصلی قر آن که بسیار عالیست معرفی شده است یعنی میرساند که آیات قرآن میتواند مثل آیت گرد پیاله مست کننده باشد وهمان عشق ومستی را که عرفا میگویند به یاد میآورد
عشقت رسد به فریاد گرخود مثال حافظ
قرآن زبر بخوانی در چارده روایت

امیر نوشته:

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

زمان نوشته:

من نمیدونم برای دوستان چه نفعی داره همه میدونن ایت پیاله یعنی چی چرا میخواهین همه چیز رو به نفع قران و اسلام معنی کنید یه کم به شعور همدیگه احترام بذاریم

علی بی ستاره نوشته:

عشقت رسد به فریاد…
منظور حافظ این است که مسلمانان که میگویند قرآن تنها کتاب آسمانی است که هیچ در آن دست برده نشده؛حافظ چهارده رقم قرآن را از حفظ می دانسته است و چقدر بیش از آن هم وجود داشته است معلوم نیست.و اما خیام از آن تیپ شاعرانی است که هیچ نمی توان به او تهمت زد که منظورش از می قرآن و این چیزها بوده.وقتی خیام می گوید می دقیقاً منظورش می است و نه هیچ چیز دیگر!

آیدین نوشته:

به نظر میاد که کلمه ی “مدام” دارای ایهام باشه.مدام تو اینجا می تونه به معنی همیشه و دائم باشه و هم می تونه معنی ثابت رو بده.یعنی بر خلاف قرآن که ناسخ و منسوخ داره و بر دوام نیست آیت پیاله ثابت و بی عیبه

فهیمه نوشته:

به نظر بنده منظور شاعر قیاس بین دو چیز که هر کدوم در نوع خودش مست کننده برای خواننده وخورنده ی آن هست ، بوده . و داره میگه مستی می برای انسانها لذت بخش تر از مستی قرآنی است که همه اون رو کلامی با ارزش می دونن

م.ح نوشته:

کسانی که قرآن را فقط برای انجام وظیفه و عمل به آن می خوانند، گاهی می خوانند و گاهی نمی خوانند.

ولی کسانی که قرآن را کلام معشوق می دانند و با خواندن و شنیدن کلام معشوق به وجد و نشاط می آیند در همه احوال خواننده قرآن هستند. حتی در خواب و کار و تلاش روزمره و نظاره بر طبیعت و تماس با مردم…

آرش نوشته:

قرآن که مهینْ کلام خوانند آن را : قرآن را که کتاب بزرگ می نامند
گه گاه نه بر دوام خوانند آن را : آن را نه دائم بلکه گه گاه می خوانند
بیت اول معنی واضح و ساده ای دارد ولی اصل مشکل در معنی کردن بیت دوم این رباعی است. به خصوص دو کلمه پیاله و مدام. تعدادی سوال برای افرادی ایجاد شده که به دنبال جواب آنها گشتم و جواب بعضی ها رو گرفتم
- آیا منظور از پیاله ، جام شراب است یا نه؟
- آن “آیت” چیست؟
- منظور از “مدام” چیست؟ «دائم» یا «شراب»؟
من سعی می کنم گام به گام کلمات رو معنی کنم تا منظورم رو کاملا واضح برسانم.
یکی از دلایلی که شاعر از آرایه ایهام استفاده می کند برای این است که خواننده را به فکر کردن وا دارد. پس خواند مصرع اول این بیت و دیدن “پیاله” سوال پیش می آید که منظور از پیاله چیست. و با خواندن مصرع دوم و دیدن کلمه “مدام” و فهمیدن دو معنی آن می توانید بین یک معنی از “مدام” و پیاله رابطه پیدا کنید. این کار هوشمندانه باعث میشود که عارفانی که می خواهند این رباعی را عارفانه معنی کنند دچار مشکل شوند. ولی این فقط یک راهنمایی برای فهمیدن معنی اصلی “پیاله” است و معنی اصلی “مدام” ، «دائم» خواهد بود.
بر گرد پیاله آیتی هست مقیم : در اطراف جام شراب آیه ای همواره است
کاندر همه جا مدام خوانند آن را: که همه جا آن را دائم می خوانند
حالا ببینیم چرا باید “مدام” «دائم» معنی بشود و منظور از خواندن آیه ای در اطراف جام شراب چیست؟
در بیت اول می گوید که مردم آیات داخل قرآن را گه گاه می خوانند. و در بیت دو می گوید که در اطراف(نه داخل) جام شراب آیه ای هست که مردم دائم آنرا می خوانند. پس اگر “مدام” «دائم» معنی شود، رباعی معنی پیدا میکند.
حالا بعضی از افراد می گویند خب ما می توانیم آیات داخل قرآن را بخوانیم ولی آیه ای در اطراف پیاله نمی بینیم که بخوانیم. کسی که فقط بخواهد بخواند، به واقعیت ها پی نمی برد. آیه یعنی نشانه. نشانه ها همیشه خواندنی نیستند بلکه دیدنی و درک کردنی هستند. در اطراف پیاله نشانه ای هست که همه انسان ها دائم به دنبال آن هستند چون همه آن را درک میکنند و از آن خوششان می آید.
________________
معنی دوم :
قرآن را که کلام بزرگ می نامند را گه گاه و در بعضی مواقع(در مجالس خاص) می خوانند.
ولی جام شراب به همراه خود نشانه هایی دارد که از آن در هر مجلسی و همیشه بهره می برند.

منوچهر نوشته:

آقای زمان …. گرچه دیر مطلبت را در رابطه با این شعر خواندم اما هنوز هم دیر نیست !
تا آنجاکه نوشته اید “چراهمه چیز رامیخواهند بنفع اسلام تمام کنند ، درجای خود جای بحث و تعمق دارد . امااینکه میگوئیدیه کم به شعور یکدیگر احترام بزارید” ، مرا یاد داستانی انداخت که :
۴ نفر نمازمیخواندند . اولی درنماز حرف زد . دومی باو تذکر داد که نمازش باطل شد .سومی به هردوی آنها تذکر داد و چهارمی درنماز خدارا شکرکردکه به آنها تذکر نداده است .
آیا یک شاعر بنام نمیتواند اشتباه بیندیشد .آیا باین نحو دم از شراب و می ومستی زدن وگفتار آنان را باشراب خواریهای مادی تعبیرکردن صحیح است !

علی جان بی ستاره ، امیدوارم شماهم هرچه زودتر ستاره دار شوید ونامتان باافتخار درتاریخ ثبت گردد. برداشت من از ۱۴ روایت قرآن که حافظ فرموده ، ۱۴ نوع نیست .زیرا روایت با نوع تفاوت دارد ومیتواند منظور ایشان این بوده باشد که با ۱۴ توجیه بیان نمود که هرکدام برای هرکس قابل درک است . انگور را به هر زبان که بنامیم انگور است . اما آنرا باید بزبان همان شخص بیان کرد تا قابل درک باشد . امیدوارم توانسته باشم منظورم را درست بیان کرده باشم .

آرش نوشته:

شاید به نظر من خوب که باشد هیچ، خیلی هم عالی باشد. مراقب باشید نماز خودتان هم مثل آن چهار بنده خدا باطل نشود. اینکه شاعر بنام اشتباه می اندیشد یا شما، چیزیست که هرکس برای خود تصمیم می گیرد.

جمشید آرین نوشته:

حافظ و چهارده روایت:

قرآن کریم: حافظ در محضر قوام الدین عبدالله
شیرازی به آموزش قرآن کریم پرداخته استو با پشتکار حافظ قرآن شد و توانست قرآن را در چهار ده روایت از حفظ بخواند.

عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ قرآن زبر بخوانی در چهار ده روایت

منظور از چهار ده روایت چه بوده است؟

در قرن دوم ه.ق هفت نفر حافظ قرآن بودند که قرائت آنان مورد تائید همگان بود. این قاریان که قراء سبعه هستند هر کدام دو راوی دارند که در نتیجه ۱۴ روایت از قرائت قرآن از راویان این هفت قاری شکل می گیرد و منظور چنین است که حافظ به سبک و سیاق تمام این چهار ده نفر راوی، قرآن را می توانست از حفظ بخواند که خود هنری بس بزرگ بود.
کشاف ز مخشری: از دیگر کتبی که حافظ به مطالعه و تحقیق در آن پرداخت و حتی تفسیری به آن نیز نگاشت کتاب کشاف زمخشری می باشد که مطالب آن پیرامون مباحث قرآنی و توضیح و تفسیر آیات مبارکه است.
کشف الفنون: این کتاب نوشته ی سراج الدین عمر عقلانی بود که حافظ آنرا مطالعه نموده است.
حکمت و الهیات: وی در این باره نیز کتب بزرگانی چون بیضاوی، قطب الدین رازی، بو علی سینا و دیگر دانشمندان متقدم بهره برده است. که عبارتند از: مطالع شرح مطالع، طوالع انوار، مطالع فی شرح اطوالع و …
زبان و ادبیات عرب: حافظ به قدری در این علم پیشرف کرد که وی استاد مسلم زبان عرب گردید و توانست اشعاری در غالب و موزون عربی بگوید که تنها از کسانی بر می آید که به زبان عربی مسلط باشند. حتی در این زمینه از شیخ اجل سعدی نیز برتر است.

این نوشته از آقای مهدی یوسفی از سایت فال حافظ:
http://www.falehafez.ir
امید است این موضوع خیلی مهم در مورد قرآن برای مسلمین سودمند باشد.

nima نوشته:

قرآن که به آن بزرگترین کلام میگویند گه گاه خواندن آن را به استمرار انجام نمیدهند.
بر درون پیاله نشانه ای واظح است که در همه جا آن را مستمرا بخوانند.
انقدر همه چیو به خدا پیغمبر وصل نکنید .
ار این مهملات تا حالا خیری به مردم دنیا نرسیده

tabkom نوشته:

حتی اگر قرآن را با چارده روایت از بر بخوانی این عشق است که میتواند به فریاد تو برسد ، از آن از بر خواندن چیزی گیر تو نمی آید .

علم هر چه بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی

رضا کاملی نوشته:

اشاره ی شاعر به قرآن ناطق است که حضور او تفسیر کننده ی قرآن است و آن پیروی از اصل ولایت است

فرهاد نوشته:

آقای رضا کاملی، از تفسیر شما بسیار محظوظ شدیم :) پس با این ترتیب منظور از پیاله باید مقام عظمای ولایت باشد؟

حامد نوشته:

دوستان عزیز ایرانی!
با نوشته های گفتاری روزمره شما در این صفحه واقعاً زبان زیبای فارسی را زبون می سازید.
لطفا حین نوشتن به کفتن نیندیشید.

نازنین نوشته:

چرا این موضوع که نشانه پیاله از نشانه قرآن ملموس تر و قابل درک تر هستش برای بعضی از دوستان انقدر ترسناک و غیر قابل باور هست؟
ترس از به زیر سوال رفتن یک دین تنها نشان دهنده تهی بودن و نداشتن چیزی برای ارائه است.

پارسا نوشته:

با تشکر از همه دوستان که نظراتشان را بیان کردند . به نظر من در کنار تمام صنایعی که در این رباعی خیام بکار رفته و دوستان هم به برخی از آنها اشاره کردند این شعر خیام دارای معنی روشن و واضحی می باشد.اگر با خیام و تفکر او آشنا باشیم، هر کدام از رباعیات خیام در حقیقت تلنگری به ذهن انسان های خفته می باشد و انها را به خرد ورزی دعوت می نماید. به نظر من تمام معنی این رباعی و سایر رباعیات خیام این است که واقع بین باشیم . و در مورد هر چیزی قبل از انکه ان را قبول کنم به تفکر بپردازیم. با تشکر

علی بی ستاره نوشته:

من هم با آرش موافقم که آیت نشانه هم میشود مثل حافظ که می گوید:
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم
بنا بر این حافظ عکس رخ یار را و خیام آیتی را دور پیاله میبیند که متعصبین مذهبی نمیتوانند ببینند!! و البته آنها شلاق را و بعد از سه بار که ثابت شود با پیاله شراب نوشیده ای اعدام را می بینند!
در ضمن با نازنین هم در این جمله که: زیر سؤال رفتن یک دین تنها نشان دهنده تهی بودن و نداشتن چیزی برای ارائه است.
صد در صد موافقم!

za نوشته:

صد آفرین به نظر میم ح
باور کنیم که فیلسوفی مثل خیام هم ممکنه افکار اشتباهی داشته باشه هر چند که ظاهر شعرها فوق العاده زیباست .
اگر گفته شراب بهتر از قرآن است بسیار اشتباه کرده .

می گسار نوشته:

@Za
شما از کجا میدونید که اشتباه کرده؟یعنی به خاطر اعتقاداتی که چون مسلمان زاده اید به همراه خودتون دارید،این اجازه رو به خودتون میدید که بگید خیام اشتباه کرده؟

وسام نوشته:

با سلام به همه دوستان عزیز
من واقعا نمی دونم چرا بعضی از دوستان عزیز اصرار به این دارند که قرآن رو با شراب مقایسه کنند و بگند که این از اون بهتره و یا بدتره، اخه دوستان محترم و ادیب مگه میشه یک کتاب رو با یک خوراکی مقایسه کرد حالا هر کتابی میخواد باشه و هر خوارکی میخواد باشه، کمی تعقل و تدبر کنید شما رو به خدا، در این رباعی، خیام هم به هیج وجه نمیخواسته که شراب رو با قرآن مقایسه کنه، چرا که اگر بنا بر مقایسه بین این دو باشه و به گفته بعضی دوستان خیام در این رباعی میخواسته بگه که شراب از قرآن خواندن بهتره پس باید بگم که خیلیها به جای اینکه هر روز عسل بخورند سیگار می کشند پس سیگار از عسل بهتره چون خیلیها هر روز سیگار می کشند ولی هر روز عسل نمیخورند، حالا خودتون قضاوت کنید، واقعا خیام که یک فیلسوف و ادیب و حکیم و ریاضی دان بوده میخواسته این نوع قیاس سطحی رو در رباعیش پیاده کنه، دوستان عزیز شما رو به خدا نه تعصب دینی داشته باشید و نه تعصب بی دینی.

می گسار نوشته:

دوست عزیز وسام جان،

شما داری میگی عسل، سیگار و … قران که کتاب مسلمانان هست و این همه پیرو در جهان،با عسل و سیگار فرق می کنه بحثش.
اگر شما چیز دیگری از این رباعی دستگیرتون شد ، بفرمایید.

همراز شب نوشته:

سلام خدمت همه عزیزانی که که وقت گذاشتند و در مورد این ابیات نظر دادند.بنده تمام نظر ها را مطالعه کردم.راستش نمی دونم کی درست میگه کی غلط.ولی اینا می دونم که خیام هم انسان بوده و هر انسانی آزاده هر جور دوست داره فکر کنه.ولی به نظر بنده در کل شراب خواری کاری بس بیهوده وعبثه.آخه کدوم آدم عاقلی میاد هوشیاری را به مستی ترجیح بده.کم نیستن آدم هایی که در عالم مستی همه چیزشون را از دست دادن.و بعضی ها حتی یک کشور و ملت را به باد فنا دادن. حالا قضاوت با خودتون.

ابولفضل از تنگ طه نوشته:

به نظر من منظور خیام از گرد پیاله شناخت دنیا و تفکر و تدبر در دنیاست که اگر انسان این دنیا را به خوبی بشناسد همیشه و همه جا با خدای خود آشنا خواهد بود . چرا که در بیشتر اشعار مراد از باده نوشی رسیدن به معرفت معشوق معنا می دهد. و خیام می گوید با شناخت نظم در دنیا همیشه انسان به وجود خدا پی می برد ولی با خواندن قرآن انسان همیشه به خداشناسی پی نمی برد .

sadaf نوشته:

من فکر میکردم در این سایت حداقل افرادی که کمی دانش ادبی دارند نظر می دهند نه کسانی که فقط در تمام دیوان های شاعران اعصار گذشته به دنبال کلماتی چون می و معشوق هستند تا دین رو زیر سوال ببرند و ثابت کنند که اگر ما مشروب می خوریم کار عقلا را پیش گرفته ایم و ببینید خیام هم ما را تأیید کرد لطفا این بحثهای کودکانه و احمقانه را تمام کنید شما که تا حالا یک آیه از قرآن را به جرئت میگم که نخوندید چطور می تونید در مورد اون نظر بدید؟
البته به قول حضرت مولانا : هر کسی از ظن خود شد یار من…
و شما هم می تونید اون برداشتی که به نفعتون هست رو از هر شعری داشته باشید و بهش عمل کنید اما سعی در تخریب عقاید و مذاهب گوناگون نکنید که کاریست بس سخیف! و مطمئنا حکیم خیام هم چنین قصدی نداشتند.

عبدالله احمدی نوشته:

اما آیه روی جام چیست که هیچکدام ار حاشیه نویسان عزیز یه ان اشاره نکرده اند.
من فکر میکنم که آیه مزبور باید کلام “به سلامتی”و “نوش باد” باشد که تقریبا در تمام زبانهای دنیا همین مفهوم است و در بعضی از آنها حتی تلفظ نیز بسیار نزدیک است و مدام با جام می همراه است و باده نوشان در عالم مستی و خلوص آنرا میخوانند که قران خوانان به ندرت خلوص مستان و باده پرستان را دارند.

somi نوشته:

دوستان عزیز نظرات شما رو خوندم فقط خواستم بگم چرا هین همه تحلیل؟بهتر نیس ضمن احترام به نظر شاعر ومنظورش چند ثانیه فقط لذت ببریم؟ومثل اقای احمدی زیبا فکر کنیم

مجتبی خواستگاری نوشته:

خیام عادت هارابرهم زده وبی پروا این مطلب راکه قران در طول زمان گیراییش دست خوش شرایط خواهدشد وآنچه همیشه پایداراست ؛شراب است

امیر نوشته:

منظور ازشراب و می.جام معرفت الهیه.لذت بردن از شعرو ترجیح بدیم به تفسیرای خودخواهانه

nik نوشته:

خیام یکی از بزرگترین اندیشمندان تاریخ ایران بوده و بر اساس درک عمیق از هستی دریافتبود که دین و اسلام و قرآن عملا جز برای ریا وتحمیق بشر نقش و استفاده ی ندارد و بارها اینرا در شعرهای خود مستقیم و غیر مستقیم بیان نموده است .

امید نوشته:

صدف عزیز
همه ی ما خواسته یا ناخواسته قرآن رو خوندیم،اونم نه فقط یک آیه بلکه حداقل چندین کتاب درسی.
همه ی ما خوشبختانه یا بدبختانه مسلمون زاده ایم پس حرف کلی اسلام و قرآن رو میدونیم
اما آیا شما که حق رو به قرآن و اسلام دادین حتی یه بار لب به مشروب زدین؟ اگه نه پس چطور می تونین بحث در مورد اون رو کودکانه و احمقانه بدونین؟
هر کسی که فقط چند تا رباعی خیام رو خونده باشه می دونه که خیام یه فرد کاملا عقل گرا و متکی به فلسفه و حواس پنج گانه ست،اگه نه یه مثال نقض بیارید
درست یا غلط بودن نظر خیام اینجا مطرح نیست اما بدون شک خیام در این شعر نوشیدن شراب رو به خوندن قرآن ترجیح داده
حالا دیگه کسایی که میخوان معنی درست شعر رو بگن، فاقد دانش ادبی هستن؟!

mazdack نوشته:

۲/۳ قرآن در مورد اختلافات قبیله‌ای اعراب است و ۱/۳ بقیه درباره زنان محمد و الله و جنگها و راهزنیهای دزدن مدینه بسرکردگی محمد است.هیچ ربطی‌ هم به بشریت ندارد.خود قرعآن هم در آیات متعدد این را گوشزد کرده

بابک نوشته:

خیلی باید احمق باشه که شراب خیام رو به معنای تحت الفظی معنی کنه .
این دنیا زمینه ای برای تبدیل انسان جاهل به دانا
و رسیدن به حیات عقلانی و ادراکی و کسانی که
در این مسیر قرار نمیگیرند و همچنان به اندازه جهالتشون دارای حیات نباتی هستند بعدش هم به همان صورت جاهلی زندگی در عالم دیگر را تجربه میکنند . خداوند بر خود و عقل آفرین گفت
پس هدف عقل و حیات عقلانی و عقل هستی اندیش نه عقل نباتی یااقتصادی .
منظور خیام از خوردن شراب مستی که به واسطه
درک انسان از هستی و اندیشه حاصل میشود و
در رباعی گویند کسان بهشت با حور خوش است
تذکر میده که در لحظه ای که میگذرد بیاندیش و تعقل پیشه کن واین نقدی که خداوند بر آفرینشش
بر خود احسنت گفت بگیر و ازاین حیات نباتی که در آن زندانی خارج شو و از اون نسیه ها بگذر
که دهل به صورت فیزیکی و به عنوان نشانه ای
از طبیعت این رو بتو میگه.
جهالت است خارج
اقتصادی و ….

بهمن برای فرح نوشته:

به نظر من مقایسه پیاله با قرآن قیاس زیبایی است ، زیرا پیاله ظرف می است و قرآن چون ظرف ، ظرفی که نام و کلام خدا در آن پیداست ،
پس از این رو بسیار ساده انگارانه است که بیاندیشیم مراد خیام از پیاله ، شراب بوده و مستی ! لیکن مراد ولی از پیاله وسیله از خود بی خود شدن و سیر الی الله است و معنی کلی این رباعی را نیز این چنین می توان بیان نمود :
قرآن را که بزرگان آنرا کلام خدا می خوانند ، گاهی خوانده میشود و نه همیشه ولی اگر از جام عشق الهی سرمست شدی ، جلوه ذات معشوق ( خدا) را همیشه و در همه جا خواهی یافت .

Ghadah نوشته:

گرد پیاله جای لب است ، لب نشانه بوسه است ، بوسه نشانه عشق است پس بوسه همیشگی بر پیاله به دلیل عشق به شراب است که آشکارا علاقه و کشش بیشتری بر آن هست تا قرآن . از سویی دیدار به کار بردن واژه های مربوط به می و مستی اعتراضی بود نمادین به تندروان مذهبی هم دوره خیام و حافظ . خیام شاید بد مستی نمیکرد ولی از همه دیوانش بوی اعتراض میاید .

یه نفر نوشته:

دوستانی که به شراب الکلی در شعر خیام عزیز اعتقاد دارید یه شات هم به سلامتی ما. لطفا”. دمتون گرم.
و اما منظور خیام عزیز از نظر بنده:
ارتباط با حقیقت در حوزه مذهب (شریعت) هر از گاهی و
در نگاه خیام و دیگر بینندگان حقیقی حقیقت (عرفان یا طریقت) ، مدام و پیوسته می باشد.
و برای بیننده راستین حقیقت هیچ محدودیتی وجود ندارد.

سید محسن نوشته:

با درود خدمت تمام دوستان گلم. هر چند که من خودم رو هرگز نمی تونم در مقام نقد آثار بزرگی چون اشعار، بزرگ مرد نیشابور بر آیم. اما تنها چیزی که بنظرم رسید این سخن از دکتر شریعتی افتادم که می گفت : “من رقص دختران هندو را بیش‌تر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آن ها از روی عشق و علاقه می‌رقصند، ولی پدر و مادرم از روی عادت و ترس نماز می‌خوانند.”

آزاد نوشته:

از قدیم گفتن «مستی و راستی»
به عقیده بنده آیتی که دور پیاله هست صداقت است.
تنها راه مستی شراب خوری نیست، میتونی با قرآن هم مست بشی، میتونی با ریاضیات یا با شعر و… مست بشی اما اینجا یه تفاوتهایی هست
اگر به هفت میلیارد انسان ساکن کره خاکی شراب انگور بنوشانی، بدون شک همه به درجه مستی نائل میآیند حتی اگر یارو پیامبر خدا هم باشد. اما معدودند کسانی که با خواندن قرآن یا با ریاضیات و شعر مست میشوند.

رستمى نیا نوشته:

سلام بر همگى:
عرفان مبحثى نیست که هر کس که حداقل شناخت رو از ان دارد بتواند نظر دهد یا تفسیر کند اشعار بزرگان با معرفت را !
لطف بفرمایید از تفسیر کردن و توهین به همه ادیان و شاعران بزرگ مان که کمتر از حرف قران و دیگر کتب غیر تعریف شده نزده اند خود دارى نمایید که عمدا و یا سهوا مردم را گمراه نکرده و با تفسیر هاى من در اوردى عوام رو دچار اشتباه و تردید نکنیم .
منظور خیام از شراب ، شراب قرمز انگور نیست . البته هر که میخواهد برود بنوشد ولى لطف بفرمایید گردن جناب خیام و حافظ نیندازید اینها ادمهاى معمولى نیستند و همیشه هم زنده اند چون کلامشان حق است و دمشان گرم است .
دم شما هم گرم باد و نفس اتان با عشق . العبد و العاصى از آلمان
 

یونس نوشته:

سلام همانطور که شاعر (احتمالاً مولوی) میگه ما ز قرآن مغز را برداشتیم پوست را پیش سگان انداختیم به نظر من منظور خیام از قرآن پوست و از پیاله مغز آن می باشد

صهبا نوشته:

با سلام
من تمام نظرات دوستان را خواندم و از بسیاریشون لذت بردم، ولی باید به اون دوستایی که تنها به ظاهر کلام و شعر دقت می کنند بگم که اگر قرار بود شاعر بی پرده، بسیار واضح و خارج از لفافه سخن بگه دیگه اسمش شاعر نبود. همه زیبایی شعر به صنایع و آرایه هایی چون ایهام و … است. به نظر من اون دوستایی که خیلی ظاهری و سطحی به این شعر نگاه کردن همان هایی هستند که اگر منصور حلاج در زمانشون “انا الحق” می گفت بهش سنگ می زدن.
شایسته است که از خانم یا آقای Ghagah هم به خاطر دید متفاوتشون جدای از درست یا نادرست بودن، سپاسگذاری کنم.

ناشناس نوشته:

البته به گفته های Ghadah اگه باشه همه میدونیم که به وقت خواندن قرآن هم می بوسیمش پس همش پیاله نیست که بهش بوسه زده میشه بلکه قرآن هم بوسیده میشه پس هر کدومش برای خودش عشقیست

سیمرغ نوشته:

اگر به جای این رباعی ، یک آیه از قران را نوشته بودند فکر نکنم هیچکدوم از ما “گه گاه” که هیچی، هیچ وقت در صدد درک معنی و مقصود آیه بر می آمدیم. ولی حالا که حرف از “آیت گرد پیاله” شده همه می خوایم نظر بدیم

مهرداد نوشته:

سلام
حیف که خیلی دیر این سایت رو پیدا کردم…خیلی دوست داشتم تو بحث دوستان همون موقع ها شرکت می کردم.آخه خیلی شیرین با هم بحث می کنید.
بنظر من شاعر همیشه شعر رو طوری بیان می کنه که هر کس با هر دین و منطقی برداشت خودش رو از شعر بکنه و در حقیقت هم همین ست.
بنده حافظ می خونم و از اشعار حافظ به این می رسم که ایشون نه تنها عارف نبوده بلکه اهل خرابات هم بوده و با خراباتی بودنش خیلی حال می کنم.و حالا یه انسان عارف برداشتش از شعر حافظ عرفانی بودن حافظ و باهاش اونجوری حال می کنه.
هر چند خیام بارها و بارها تو اشعارش نشون داده که خراباتی هستو عرفان در شعرش وجود نداره./

نیستی نوشته:

با خواندن قرآن پایمان را بر زمین محکم می کنیم ولی با نوشیدن شراب لذت رهایی را…

عابد نوشته:

خود خیام میگه:

گر باده خوری تو با خردمندان خور/یا با صنمی لاله رخی خندان خور

بسیار مخور و رد مکن فاش مساز/اندک خور و گه گاه خور و پنهان خور
همراه با خردمند و آگاه،به دنبالِ می=آگاهی باش و قرآن را هم همراه با خردمندان و با تدبر و آگاهی بخوان و سرسری نگیر و همیشه دنبال علم باش.

دوکتور عبدالواحد (ورسجی) نوشته:

معنای رباعی واضح است قرآن با این عظمت که دازد هرلحضه آنرا لمس کند چون دوام دار لمس کردن قرآن شریط دارد. اگربه پیاله نگاه کنید شما می توانید قدرت خداودند را مشاهد کنید (برگ درختان سبز در نظر هوشیار…

رسول نوشته:

پای استدلالیون چوبین بود پای چوبین سخت و بی تمکین بود کمتر کسی وجود دارد که مست می عشق شده باشد و این شعر استاد خیام را درک نکند کاش میتونستیم که آنچه را که از عشق الهی درک می کنیم به زبان بیاریم ولی افسوس که جامعه امروزی توان هضم آن را نداردآنچه واقعیت دارد فطرت پاکی است که خدای رحمان در وجود همه انسانها نهاد ه لیکن بیشتر آدمها با رفتن بسوی لذات نفسانی و غرق کامل شدن در آنها از لذت با خدا بودن محروم میشوند

ناشناس نوشته:

بدون شک دانشمند و ریاضیدان مشهوری مثل خیام به هیچ وجه آدم شراب خوار و دائم الخمری نبوده و منظورش از شراب یه چیز دیگس.
البته نه شراب معرفت و روحانیت و عرفان، چون هیچ وقت علم و مذهب آبشون تو یه جوب نمیره.

یه همزبون نوشته:

کی گفته هر عقیده ای که بشه اون رو زیر سوآل برد هیچه
خوب بقیه یه ادیاد روهم زیر سوآل میبرند فلسفه هارو زیر سوآل میبرند فرزیه های علمی رو زیر سوآل میبرند
تو از کجا میدونی خداباوران و خداناباوران منطق همدیگرو زیر سوآلمیبرند خوب همشون اشتباه میکنند پس درست چیه دوما

یه همزبون نوشته:

آلیجنابان بزرگان بابا یارو جام شراب با پیاله شراب فرق میکنه داداش من جام پایش باریکه سرش گشاد
ولی پیاله اصلا پایه نداره ویه ظرف دهن بازه
این رو هم بگم در فرهنگ های مانرودان(بینالنهرین)به جای جام از پیاله استفاده میکردند حالا این رو هم در معنی کردن استفاده کن بعلاوه بنظرم بیت یزادر رابطه بیت اول است زیرا یه جا از قرآن میگه یه جا از آیه حوب آیه به معنی نشانه است وتوی قرآن ۶۰۰۰ آیه است

علی نوشته:

بچه ها منظور از برگرد پیاله ،دور گردون روزگار چون اگه قرار باشه فقط قرآن بخونیم و به دایره مینائی ننگریم و مدام سرمون تو کتاب قرآن باشه دیگه به تفراط میریم . شاید خیلی چیزا ها رو هم نفهمیم به قول ۱استاد دانشگاه ما خیلی چیزا کتبی بدست نمیاد بنابراین اهل دل خیلی هم به مدام نمیخونند قران و بلکه به دوام میخونندش زیرا شاعر در مصرع آخر میگه کاندر همه جا با این کارش مدام بودن و ذکر میکنه پس لازم نیست تکرارش کنه وشعر و فکر میکنم اینطور بوده باشه که دائم در گذر تاریخ و بالا پائین کردنش توسط اساتید به اوزان و حروف کار دستمون داده:

قرآن که مهین کلام خوانند آن را

گه گاه نه بر مدوام خوانند آن را

بر گرد پیاله آیتی هست مقیم

کاندر همه جا دوام خوانند آن را

علی نوشته:

پوزش مینمایم:
قرآن که مهین کلام خوانند آن را

گه گاه نه بر مدام خوانند آن را

بر گرد پیاله آیتی هست مقیم

کاندر همه جا دوام خوانند آن را

ایرانی نوشته:

منظور شاعر در این شعر کاملاً واضحه نمی دونم این بحث های اضافی از روی بی دانشی هست یا از روی دشمنی کورکورانه ای هست که به دلیل اعمال یک سری از افراد به ظاهر دینی به وجود اومده
منظور شاعر در این رباعی اینه که قرآن که کلام با ارزش خداوند هست به دلیل سطحی نگری افراد وظاهر ،بینی بدون عشق و درک مفهوم واقعی اون خونده میشه و به همین دلیل در بین مردم ارزش واقعی خودش رو نداره در حالی که اگر مثل شراب با عشق به سمتش میرفتند قادر به درک مفهومش میشدند و از اون هم سرمست میشدند ولذت می بردند

ستاره نوشته:

دوستان بزرگوار:
۱/رسم عرفا اینطوره که از همه ی امور خواه مثبت باشند خواه منفی برداشت مثبت می کنند.در این رباعی هم جناب خیام از پیاله گردانی و باده نوشی که امری ظاهرا منفی هست برداشتی مثبت کرده و بیان میکنه در گردش پیاله هم میشه نشانه های خدا رو دید.عاقل نیازی به دلایل محکم تر و واضح تری مثل قرآن بزرگ پیدا نمیکنه.
۲/در مورد شخصیت جناب خیام قضاوت نفرمایید لطفا.چون در مورد ایشون اطلاع دقیقی ندارید.این که شخصی شاعر بزرگی باشه یا فیلسوف و دانشمند باشه دلیلی برای خوب یا بد بودنش نیست.اعتقادات و تفکرات و باورهاش هم بین خودش و خدای خودش.خداوند در جایگاه قضاوت قرار داره نه ما.

خیام نوشته:

با سلام
این ابیات پیام روشن و واضحی داره سوال اینجاست که چرا خیام باید قرآن را با پیاله مقایسه کند؟
در بیت اول گه معنی روشنی داره که قران را همیشه و بردوام نمی خوانند
ولی در بیت دوم این منظور را میرساند که اگر با عشق و درک اصلی آیه آن را بخوانند این خواندن همیشگی خواهد شد

امین کیخا نوشته:

به هستی مردان بزرگی مانند خیام ، سهروردی، ابن سینا و رازی نام ما بلند شده است ، من متن های نثر خیام را خونده ام از پیامبر به بزرگی یاد کرده است پروایی نه در اندازه عامیان بل دانشمندانه تر و هر چه تمام تر در اغاز نوروز نامه دارند برای نبی اکرم، البته می و مینا را بسیار کسان گرامی داشته اند که از اینها حافظ و عبید و خیام و نیز شمس تبریزی را نمیشود نادیده شمرد بهرسو قران از شراب طهور و حور سخن به میان میاورد و برای دانایان و کندایان این پر وانه بس است که در اوج دلکشی عرفان از هال های انچنانی بگویند ومارا نیز نسزد تفسیر و گره گشایی همه انچه بزرگان گفته اند مگه با یاد اینکه شاید و باید و ممکنست تا بزرگواری دیگر سخن بیاغازد شنیده ام امام زین العابدین فرموده اند که اگر إسلام را باز گویم سرم را خواهند برید و اسلام کندایان از اغاز دیگر گونه بوده است

گرشاسب نوشته:

دوستان خرده نگیرید به اینایی که میان و می خوان همه چیز رو به نفع مکتب خودشون تموم کنن. جزم گرایی یا dogmatism یعنی همین دیگه. یعنی هر کی که دنیا بهش احترام می ذاشت و خردمند حسابش میکرد، هر چی گفته برای مکتب اونا گفته چون اونا از همه بهترن و بیشتر از بقیه می فهمن و بقیه هم کلا نفهمن (البته این فقط نظر اوناست). شما هم خودتونو خسته نکنید. حالا این همه گوسفند تو دنیا چندتا بیشتر یا کمترش چه فرقی میکنه.

unknown نوشته:

گر می نخوری طعنه مزن مستان را!!!!!!!!

عطا نوشته:

دوستان اگر کمی بر رباعیات دیگر این شاعر دقت کنند و اصل خیام رو بشناسن معنی شعر کاملا مشخص خواهد بود و مطلبی که اینجا هست از نظر اسلام می و باده نوشی حرام است پس هیچ وقت مقیم پیاله آیه ای نخواهد بود ولی در عرفان و رسم می نوشی و خلوص نیت می نوش معمولا سلامتی و جمله ای عارفانه ای بیان می شود مثال: به سلامتی تمام مادران پاک زمین که رنج فرزند کشیدند اما حال نیستن. به نظر من منظور از آیه مقیم پیله همین جمله عارفانه می باشد که همیشه در جمع می نوشان بیان می شود ولی قرآن به دلیل عربی بودن و مشکل در درک مفهوم آن و اجبار در شرع گاه گاه خوانده می شود پس دوستانی که حاشیه های طابع اسلام تفسیر می کنن باید اشتباه باشد. هم بر اصل شاعر باید دقت کرد هم بدون حاشیه طابع باید تفسیر کرد.

رنجبر نوشته:

دوستان،منظوراز”برگرد پیاله آیتی هست مقیم” آیت به معنای نشانه ونقوش گرد پیاله است . در گذشته به هیچ عنوان رسم نبوده دور پیاله شراب چیزی بنویسند لطفا” رجوع کنید به کتاب “هنروتاریخ-ارنست گمبریج” و مطالعه نمایید.منظور خیام می وپیاله آن است ولاغیر.

امین کیخا نوشته:

با درود ، یادمان نرود جام های جادوی بابل و نوشته های روی انها. کتابی درباره این نوشته ها هست ، بیشتر نوشته های جادویی به عبری هستند و ارامی و کمی هم نوشته به فارسی کهن از ان دوره مانده است ، دلیل انهم این بوده جادو در دین ایرانیها کار جادو ان و دیوپرستان بوده است . کتاب ثنویت نوشته شائول شاکد هم اکنون هم در کتاب خانه ها هست .

امین کیخا نوشته:

البته چون رنجبر بزرگوار نشانی دقیق داده اند باید کتاب إرنست گمبریج را هم خواند . با درود به رنجبر برای نشانی علمی نوشتن .

امین کیخا نوشته:

در کتاب ثنویت ، شاکد به نقد و ارزیابی ثنویت و نیز بررسی ان با پیام فرگان ( original) زردشت پرداخته است ، با توجه به کلیمی بودن شاکد به نظر می رسد گفته ایشان بنیاد بر وجود نوشته های عبری بر لب جامها در بابل درست باشد زیرا ایشان بدون اینکه بخواهند حقیقت را پاک کنند گفته اند که نوشته های عبری و ارامی فراوان یافت شده أست اما نوشته های پهلوی کم هستند و خود خواهی در نوشته ایشان دیده نمی شود .

امین کیخا نوشته:

از پیامبر اکرم ص در سفر سروشانه ی معراج از نوشیدن شیر سخن به میان امده است ولی جایی ندیدم ایشان به می اشاره ای بکنند ، ولی در قران کریم فراوان از طهور و رحیق و ….. امده است .

حمید رضا گوهری نوشته:

درعجبم که اگرحضرت با دوکلمه شراب را حلال میفرمود چه برسرکل ادبیات ما میامد . آیا درآنصورت دیگرکسی سخنی ازحافظ می شنید .
چگونه است که دوپیامبرازسوی یک خدا ، یکی نه شراب را حلال کند که به آن جنبۀ تقدس بدهد ودیگری نه تنها حرام که نجس اش فرماید . آیا بنظر دوستان یک جای کارمعیوب نیست .

امین کیخا نوشته:

حمید رضا جان گل گفتی ! در سفتی ! بر سر مرز های روا و ناروا قدم چین رفتن جلب توجه می کند ، درست مثل کسی که بالای کوشکی میرود که خودکشی کند ولی جلب توجه می کند به خواسته و نخواسته !

حمید کرمی (واصل کرمانی ) نوشته:

منظور خیام اینست که مدعیان کلام الهی فقط گهگاه از روی نیاز و گاهی هم ریا ئ سالووس به آن استناد میکنند و حکم انرا نیز بصوزت ابزاری بگونه ای که منافعی داشته باشند می پذیرند ولی جمع مستان فقط بایک حکم بنام درستکاری (عدم دخالت در امور دیگران -نادیده گرفتن عیوب دیگران و رعایت سایر مکارم اخلاقی ….. )اصول این کار بظاهر بد رابخوبی رعایت میکنند

علی نوشته:

قران که مهین کلام خوانند آن را گه گاه نه بر دوامخوانند ان را برگرد پیاله ایتی روشن هست کاندر همه جا مدام خوانند ان را

امیر نوشته:

من نمیدانم چه اصراری بر این دارید به زور جملات را با تفسیر به دور از عقل به مذهب بچسبانید فک کنم ما کاری به شخصیت اصلی شاعر نباید داشته باشیم ما شعر میخوانیم که لذت ببریم ما از از فاز مادی گونه و ضد اخروی حکیممان بیشتر لذت میبریم تا بخواهیم با خواندن این شعر و چسباندنش به مذهب کثیف ه قاتل لذت ببریم

امیر نوشته:

دوستان بنده ادیب نیستم ولی پیاله های قدیمی را دیده ام که اغلب از مس یا برنز درست شده بودند. آنها بصورت نیم کره هائی بودند که اشعاری از حافظ و مولانا و سایر شعرا در کناره های آنها برجسته کاری شده بود. شاید اشاره شاعر به آیتی که بر گرد پیاله هست همین اشعار باشد که همواره خوانده می شوند.

Ary نوشته:

بہ نظرم معنیش خیلی سادست، منظور از آیت درگرد پیالہ ، ہمون معشوقست ، میخواد بگہ در عمل آدما بیشتر به این آیات فکر میکنند تا آیات قرآن با اون عظمت ( مہین کلام )

ناشناس نوشته:

sadaf شما مطمئن هستی که بی دینها هیچوقت حتی یک آیه از قرآن رو هم نخوندن؟! ما حتی اگه در طول زندگیمون هم قصد قرآن خوندن نداشتیم، باز تو دوران مدرسه به زور و اجبار بهمون قرآن خوندن یاد دادن اونهم نه در حد یک آیه، بلکه کتابهای درسی با ترجمه، امان از شما دیندارها و قضاوتهاتون، مطمئن باش خیلی از ما برای شناخت قرآن از شما قرآن خون تریم

ناشناس نوشته:

وااااای
یه مشت خشک مغز ریختن تو این صفحه دارن خودشون رو می کشن که به رباعی معنای عرفانی و اسلامی بدن، حالت تهوع به آدم دست میده

حامد نوشته:

به باور من خیام در اینجا سعی در مقایسه نگرش مادی و نگرش مذهبی داشته که زندگی و نگرش ما انسانها با وجود قرنها تلاش های مذهبی همچنان نگرشی مادی است و گرچه گاه و بیگاه به سراغ مذهب می رویم ولی آنچه در زندگی هر روزه می گذرد همان نگرش مادی است که همواره با ماست

فرزین نوشته:

سلام بر همه و نوروزتان پیروز
عنایت فرموده به موارد ذیل توجه فرمایید‌
۱ـشخصیت علمی دینی خیام و تک تک آثار او
۲-تعدد استفاده از واژه شراب و ساقی و ساغر و شاهد و آغوش و دلبردر اشعار او و سایرین
۳-آیات ناسخ و منسوخ .محکم و متشابه در قرآن ناظر بر روزآمد بودن متون وکاربردی بودن مفاهیم آن در زمانها و مکانهای مختلف برای ملل مختلف است.
مثلا اگر قرآن برای اسکیموها نازل شده بود طبعا نمگفت به خلقت شتر نگاه کنید و از این قبیل آیات دلالت بر بزوم تطور درآیات قرآن است و این خصیصه آن است نه نقص آن .آیاتی که قرآن را جاودانه و ابدی بیان میدارد آیاتی است که در ظرف زمان و مکان نمیگنجند .و برای ابنا و آحاد بشر کابرد دارند و همان هایی هم هستند که خداوند پیام اصلی خود را در آنها گنجانده است.
۴-نظر قرآن را که شراب در آن به صورت تدریجی رو به تحریم آورده شده را خیام می دانسته است.در مسلمانی خود مختار بوده و از آخوند نمی ترسییده است‌.واسلام خنثی را هم طلب نمی کرده که به شرط باده نوشی مسلمان شود وگر نه مثلا مرتد…!او اسلام را به تحقیق یافته نه تقلید و کور کورانه و ارثی از مادر و بر مبنای جغرافیای حیات جسمیبه ارث نبرده است.زیج جلالی را لطفا مطالعه فرمایید.
۵-عرب جاهلی به امید سه چیز زندگی می کرده است(زن شراب و جنگ)پس به تاریخ سلطه اعراب وحشی سوسمار خور بر ایران و مقارنت آن با دوره زندگی خیام عنایت فرمایید.
شراب به این خاطر حرام نشد مه نجس است یا مستی می آورد بلکه به این خاطر حرام شد که در حالت مستی عقل انسانی از انسان زایل شده و از خدا غافل میشود .و آنکه تمام ادیان الهی در پی نشانه دادن خدا به انسان ابتدا از وجود خود انسان بودند و حال آنکه شرب شراب این اتصال را از بین می برد. لذا هرچه که انسان را از یاد خود و خدای خود غافل کند حکم شراب را دارد حتی اگر خواندن قرآنی باشد که قاریان درباری با دریافت جوایز دهها سکه ای آن را میخوانند.پس حفظ قرآن موجب کمال انسان لزوما نمی شود بلکه قرآن تنها یک وسیله و ابزار است و زمانی قداست می یابد که برای استفاده کننده اش نافع باشد و انسان معتقد به خود را به درجه کمال انسانی رهنمون کند وگرنه مصداق این شعر است که
زانکه از قرآن بسی گمره شدند زین رسن(طناب)قومی درون چه(چاه)شدند
مصداق آیه
ولا یزید الظالمین الا خسارا
یعنی قرآن به ظالمان نه تنها سودی نرسانده بلکه خسارت هم می زند.
ما سه نوع ظلم داریم ظلم به خود ،خلق و خدا.پس کمتر کسی هست که تیر انتقام قرآن سینه او را نشانه نگرفته باشد.
۶-افراد در اثر رشد و کمال انسانی به درجه ای از اجتهاد می رسند که کی توانند به اصطلاح فرامین و فتاوایی صادر کنند که از نظر عوام کفر آمیز بنماید.مانند حلاج و یا حافظ که می گوید می. بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن!آیا منظور حافظ تجویز می. خواری بوده است؟!!
مولوی ( و نه مولانا به معنی آقای ما!)هم از این خطر احمقانه عوام مستثنی نمانده جایی می گوید :
من چولب گویم لب دریا بود !
من چولا گویم مراد الا بود!
یعنی ای مردم ……
حال چرا این کلمات ابهام انگیز در بیانات و اشعار به کار می رود؟یا دلیل آن فقدان ترجمان معادل در تعابیر عرفانی برای بیان مفاهیم عمیق است که به نازک خیالیهای متعدد در اشعار و بیانات بزرگان انجامیده است که گاها شخصیت والایشان را هم به خطر اتهام گرفتار کرده است.
۷-ابو علی سینا در رشد علمی بدانجا رسید که دیگرا حرفش را درک نمی کردند و در نتیجه عالم نماهای احمق متحجر آن زمان فتوا بر کفر او داده حکم اخراج از شهر به او دادند و بردند که از شهر بیرونش کنند و در همان موقع فی البداهه دو بیت شهر زیر را سرود:
کفرچو منی گزاف و آسان نبود
محکمتر از ایمان من ایمان نبود
در دهر چو من یکی و آن هم کافر؟!!!
پس در همه دهر یک مسلمان نبود!
یعنی اگر بر حسب ظاهر همچو منی هم کفر بگوید بی دلیل نیست و بروید علت آنرا بفهمید که در آن صورت آن کلام را عین حق خواهید یافت.
۸-شخصی به امام صادق گفت طبیب برای درمان بیمای ام شراب تجویز نموده است.و امام صادق فرمودند نخور چون خداوند در چیز حرام شفا قرار نداده است .
مستی بیاید می خورد مستی زمین را طی کند
آن می مجو این می بجو. کو جام غم کو جام جم
اگر تجویز شراب برای رهایی از غم دنیا باشد پس محصولی حکیمانه نیست چون محصول حکیمانه ریشه غم را می خشکاند نه آنکه درد بودنش را فقط حس نکنیم.علت کشندگی سرطان آن است که اوان ابتلا فرد متوجه تمی شود و زمانی آن را می فهمد که کار از کار گذشته است !
خواب ناصر خسرو در چهل سالگی را مطالعه فرمایید.
۹-اما شعر خیام که حقیر از ولایت او نیشابورم به عرض می رساند خیام اشعار جنجالی که فقها را به ولوله انداخته زیاد دارد .و قصد او دهن کجی به ارزشهای دینی نبوده است(به دلایل مذکور ).اشاره خیام به دین مداران سرمست از ظاهر قرآن کرده که داد قرآن را هم درآورده اند.شما در هیچ آیه ای نمی بینید که نوشته باشد وای به نماز نخوانها اما در آیات متعدد خدا در قرآن گفته وای بر نماز خوانها (ویل للمصلین).
و ختم ناچار کلام آنکه کسی نمی توانداز عاقبت به خیر خود با هر عملی یقین کند مگر آنکه در مقابل خدا در روز قیامت حکم تایید خود را بگیرد.لذا نماز خوان بر مشروب خوار حق توهین و برتری ندار شاید او بخشیده شود ونماز خوان قاری قرآن زمین گیر شود .داستان زندگی برصیصای عابد و سگ اصحاب کهف را بخوانید.حکایت روشنی است. یک حرف از اقیانوس کلام عرض شد به جهت حوصله شما و عدم تصدیع سخن کوتاه شد.
گر بیزی بحر را در کوزه ای
چند گنجد صحبت یک روزه ای
چون که گل رفت و گلستان در گذشت
نشنوی دیگر ز بلبل سرگذشت
چون که گل رفت و گلستان شد خراب
بوی گل را از چه جوییم از گلاب.
دعایتان کردم پس دعایم کنید.

ناشناس نوشته:

فرزین جان
اینهمه اراجیف سر هم کردی ولی چیزی نگفتی که به کار آید
زبان بریده به کنجی نشسته صم بکم
به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم

فرزین نوشته:

عاقلان دانند.

mehr نوشته:

جناب فرزین
چه خوب شد که سخن کوتاه کردی ، تا اینجا هم جان ما را به لب رساندی . آخر پرچانگی هم حدی دارد ، فرض کن که ما همه نادان و تو دانا ، ولی اگر مروری بر افاضاتت بکنی می بینی ، به قول شمس الحق چه مزخرفاتی ارائه کرده ای
دیوانه دیده بودیم ولی نه اینجوری

شاهو بن عبدالله نوشته:

الحمد لله،
بنده نظرات فوق را حدودا خواندم و چیزی که در این مورد دوستان نظر دادند، را رد کرده و آنها را صحیح نمی دانم،
علی کل حال بنده نیز اظهار نظر نمی کنم.
اما بر خود واجب دیدم مختصری در مورد علم کلام و منطق بنویسم:
کسانی چون خیام و افلاطون و… که وارد علوم کلامی و فلسفی می شوند، جز خرافات و اوهامی که از ذهنشان بر می خیزد چیز دیگری بیش ارائه نمی دهند و بیشتر شبیه افسانه و حکایاتیست که هیچ اصل و اساسی ندارد، لذا باید از این اعتقادات و وارد شدن به این مقوله بر حذر بود.
عالمان در این مورد سه دسته شدند:
- کسانی که به علم کلام دخول گشتند و بر آن مردند همچون خیام و… ، اینان در گمراهی و شقاق بوده اند.
- کسانی که با این علم جنگیدند همچون امام شافعی، شیخ الاسلام ابن تیمیه، امام احمد و… رحمهم الله تعالی، و اینان به حقیقت سعادتمندان اند.
- کسانی که از طریقه ی خرافه ای و افسانه گری و داستان سرایی علم منطق رجوع کرده و به طریق حق بازگشتند، اینان امید است که الله تعالی توبه ی ایشان را مقبول گرداند و داخل رحمت خویش کند.

در واقع علم کلام یا علم منطق چیزی جز قیل وقال (اوهام و گزافه گویی) در بر ندارد و هرگز دردی را دوا ننموده اند، بلکه بارها عالمان متبحر و عالم در این زمینه آخر سر رجوع کردند و دست از خرافات برداشته و به طریقه ی حق که قرآن و سنت است قدم نهاده اند، همچون:
امام رازی، امام غزالی، امام جوینی و… که متکلمان خبره و کاردان و هوشمندی بودند و فرجام کار توقف کرده و به عقب برگشتند و حتی به مبارزه با آن برخواسته اند.
ای مومنان!
شما را نصیحت می کند و اندرز گویمتان که هرگز وارد مباحث و اشعار این افراد چون خیام نشوید و الله را بر خود یاد دارید و تقوای الهی داشته باشید.
این سخنم با آزادی بیان در تعارض نیست، بلکه الله متعال می فرماید:
مژده بده به بندگانم. آن کسانی که به همه‌ی سخنان گوش فرا می‌دهند و از نیکوترین و زیباترین آنها پیروی می‌کنند. آنان کسانیند که خدا هدایتشان بخشیده است، و ایشان واقعاً خردمندند. [زمر: ۱۷-۱۸]
لکن سخنم با کسانیست از مسلمانان که علم چندانی ندارند و در دام این مهملات گرفتار می آیند و گمراهی را بخود روا می دارند.
لذا به قرآن و سنت رسول الله علیه الصلاة والسلام تمسک جویید که هرگز گمراه نمی شوید و آندو را محکم بگیرید و ایمان نگه دارید که اگر تمام مردم گمراه شوند به شما زیانی نمی رسد.

گر بداند جان یکیست عاقل هوشیار / در ره دین خداوندا بزد کار
ذگر جز به تن دادن در ره دین نجست / عشقِ دل از برق دنیا کامل بشت [شاهو بن عبدالله]

والسلام علی من اتبع الهدی

پرده نشین نوشته:

این آیه کنار پیاله همان آرزوى سلامتى و شادى براى دیگران است که مدام در پیاله کشى خوانده میشود و خیام دعوت به این اخلاق حسنه میکند. در واقع زندگى چیزى جز سلامتى و شادى دیگران را خواستن نیست اگر قرارباشدانسان باشیم.نفى خشونت و همنوع ستیزى ن

امیر محمد نوشته:

بنظر من هر کسی میتواند اشتباه بکنید حتی اگر آن شخص خیلم باشد، اینکه مدام به میگساری و مستی بگذرانی صحیح نیست. تفکر پوچ گرایی و عدم گرایی خیام بعضا توسط روانشناسان امروز به عنوان یک بیماری روح شناخته شده، پس توجه کنید عزیزان من که هر کسی ممکن است در تفکرش خطا کند و ایجاد مصونیت برای هیچ کس صحیح نیست

علی نوشته:

بیت اول که ظاهرا برای عزیزان مشخصه و اما بیت دوم : بعد از اونکه کلام الله رو بزرگ داشته،و یاداور شده که ایات الهی محدود به ان نمی شود بلکه برای خیام که همه هستی برایش ایات الهیست ونشانه های محبوبش هست وبا نگاه به هر سو محبوب را می بیند و او را سرمست می کند همه هستی برایش حکم پیاله را دارد و محتویاتش حکم مست کننده را دارد. برای خیام و هر بینای دیگری هر چه که در عالم و دور و بر خود می ببنند حکم می دارد و یاداور معشوق است. گل ، اب، انسانها ، هرگونه حیوان و هرچیز دیگر برای کسی که به کوری مبتلا نباشد رنگ خدا دارد و بسان پیراهن یوسف مست کننده وشفابخش است.ای ادیبان ! انچه که خود لایقید به اولیا خدا نسبت ندهید. بفکر شفای چشمان دل خود باشید. حال کردن با اشعار این و ان شفابخش نیست. قبل از ایجاد امادگی در خود امکان فهم سخن عرفا وجود ندارد.سخن انها از کلمات ساخته شده اما با یادگیری معنای کلمات امکان فهمشان وجود ندارد. دانش را می توان انتقال داد اما نور و معرفت قابل نقل وانتقال نیست.فقط از طریق نیستی از خود و هست شدن به پروردگار و عنایت حضرتش میسور است. مهندس برق هستم نه ادیب.jafaraghaei@ioptc.ir

علیرضا صباغ معینی نوشته:

کیست که خیام را نشناسد و کیست که نداند خیام همان ملحدیست از منظر نجم الدین دایه.
لذا جنگ بر سر این معنی که قران بی دوام وبی معنیست یا اینکه بی دوام خوانده می شود خبطی گران از جانب معنا نشناسان می باشد
در مصرع اول صفت کلام مهین بر جای قرآن نشسته و لذا اگر خیام را بشناسیم باید در مصرع بعد صفتی خلاف آن پیدا کرد و این صفت با معنای بی دوام بودن معنی کتاب آشنا تر است
از طرفی فعل(خوانند)در هر دوبیت به یک معناست و طفره رفتن از این پذیرش خطایی نا بخشودنیست!

روفیا نوشته:

وی اگر نیک و اگر بد تو برو خود را باش
که گناه دگری بر تو نخواهند نبشت

محمد نوشته:

باسلام خدمته همه

همینطور که بعضی از دوستانمون هم اشاره کردن منم میخواستم بگم
چه تاکیدی دارید بر پیچیده کردن اشعار و تاکید بر نیت خوانی شاعران
شما یه طوری درباره اشعار صحبت میکنید که من مطمئنم اگر خود شاعر زنده بود یا منتشر نمیکرد یا بعد از نشر پسش میگرفت

نیازی نیست نیت خوانی کنیم
میدونید چرا چون نیات ما بیشتر از خود شاعر روی معنی و مفهوم اشعار اثر میزاره
حالا جالبیش اینه که برای همه اشعار کارشناسان و اساتید وارد میشن و یه طوری پیچیدش میکنن که خود شاعر هم عمرا بفهمه اون موقعی که داشته این شعر رو میگفته اصن منشو.رش چی بوده

دوستان شهر روانه مثه رود
روان در روح و زمان
چیزی نیست که بشه بافرمول و اینجور چیزا تعریفش کرد

شما نمیتونید بگید که وقتی شاعر داشته شعر رو میسروده دقیقا به چی فکر میکرده یا دقیقا چرا این کلمرو به کار برده
و یه چیزه دیگه هم که باید بگم اینه که
خیلی از کلمات و اصطلاحات بعد از شاعر معانی امروز خودشون پیدا کردن که برای ذهن ما شدن مقیاس

وقتی شاعر میگه قرآن که مهین کلام خوانند آن را

گه گاه نه بر دوام خوانند آن را

بر گرد پیاله آیتی هست مقیم

کاندر همه جا مدام خوانند آن را

دقیقا منظورش همینه که چرا ریالرآن با این همه اهمیتش و کتاب آسمانی بودنش گه گاه میخوننش(سر مزار مرده ها)
ولی شراب همه جا هستش توی هر محفلی چه غم چه شادی

و نه تنها قرآن همه امور مهم و اصولی دیگه هم همینطوره
چرا وقتی میگم فلان کار درسته کسی انجام نمیده ولی خلافش رو همه انجام میدن و دوس دارن انجام بدن

مثلا فرض کنید یه پدر به بچش میگه مثلا دشنام نده
احترام بزار
درحالی که این دوتا کار لازمه زندگی خوب در جامعه هست
ولی بچه دقیقا برعکس میشه فحش که میده هیچی احترام هم که نمیزاره هیچی هزار جور کار ناشایست دیگه هم انجام میده

ایراد کار کجاست
نه اینکه باباش نگفته یا به خاطر این شایدم تنبیهش کرده باشه
بخاطر اینه که باباش رعایت نکرده
پس وقتی یکی میگه فلان موضوع خوبه قبل از اینکه بقیرو نصیحت کنه و ارشاد کنه خودش باید انجامش بده

و شعرم منظورش همینه
بابا شما که میگید قرآن خوبه
کتاب آسمانیه
چرا همه جا و همیشه روایت نمیشه؟
ولی شراب که بده حرومه ضرر داره ولی همه جا و همیشه پذیرفتست؟

اینم یکی دیگه از نشونه هاش گر می نخوری طعنه مزن مستانرا

بنیاد مکن تو حیله و دستانرا

تو غره بدان مشو که می مینخوری

صد لقمه خوری که می غلام‌ست آنرا

سام نوشته:

قرآن کلام برتر است ولی گاه به گاه هم به زور خوانده می شود!
این عالم و این عظمت عکس رخ یار است که در جام افتاد؟
پس گرد پیاله و جام، همه عالم به واقع جهان هستی است که هر لحظه از زندگی دارای پیامى بسیار ارزشمند است که هر لحظه خواه و نا خواه در حال خواندش هستی اما تو همان طور که از قرآن دریافت ضد و نقیض دارى از لحظات زندگی هم چیزی نخواهی فهمید..
اگر با گروه خاص یا نژادی مشکل دارید مشکل درون شماست شما براى روشن دیدن نیاز به یک نگرش روشن دارید در این صورت خواهید دید نه تنها در قرآن بلکه در لحظه لحظه زندگی مفهمومی عمیق تر از ظاهر وجود داشته

یزدان نوشته:

ارنست رنان، نویسنده، مورخ و متفکر بزرگ فرانسوی که علاوه بر بسیاری از فعالیت‌های علمی و تاریخی، تألیفاتی در خصوص زبان‌های سامی دارد. می‌گوید: در کتابخانه شخصی من هزاران جلد کتاب سیاسی، اجتماعی، ادبی و غیره وجود دارد که همة آنها را بیشتر از یکبار مطالعه نکرده‌ام و چه بسا کتاب‌هایی که فقط زینت کتابخانه من می‌باشند ولی یک جلد کتاب است که همیشه مونس من است و هر وقت خسته می‌شوم و می‌خواهم درهایی از معانی و کمال بر روی من باز شود آن را مطالعه می‌کنم و از مطالعه زیاد آن خسته و ملول نمی‌شوم. این کتاب، قرآن کتاب آسمانی استهربرت جرج ونو، نویسندة انگلیسی، وقتی یکی از مجله‌های اروپا عقیده و رأی او را دربارة بزرگترین کتابی که از آغاز تاریخ بشر تاکنون بیشتر از سایر کتب در دنیا تأثیر گذارد و مهمتر از همه به شمار آمده است، پرسید او در جواب نام چند کتاب را برد و در پایان آن چنین نگاشت: اما کتاب چهارم که مهمترین کتاب دنیاست قرآن است،‌ زیرا تأثیری که این کتاب آسمانی در دنیا بر جای نهاده نظیر آن را هیچ کتابی نداشته است.گیبون، می‌گوید: از اقیانوس اطلس تا کنار رود گنگ، قرآن نه فقط قانون فقهی شناخته شده است، بلکه قانون اساسی، شامل رویه قضایی و نظامات مدنی، جزایی و حاوی قوانینی است که تمام عملیات و امور مالی بشر را اداره می‌کند و همة این امور که به موجب احکام ثابت و لایتغیری انجام می‌شود ناشی از اراده خدا است و به عبارت دیگر، قرآن دستور عمومی و قانون اساسی مسلمانان است. دستوری است شامل مجموعه قوانین دینی و اجتماعی و مدنی و تجاری و نظامی و قضایی و جنایی و جزایی. همین مجموعه قوانین از تکالیف زندگی روزانه تا تشریفات دینی از تزکیه نفس، تا حفظ بدن و بهداشت و از حقوق عمومی تا حقوق فردی و از منافع فردی تا منافع عمومی و از اخلاقیات تا جنایات و از عذاب تا مکافات این جهان و جهان آینده همه را در بر دارد.گوته شاعر و نویسنده بزرگ آلمانی که در زمینة اسلام و قرآن کریم و مضامین آن مطالعاتی داشته است، می‌گوید: ما اول، از قرآن رویگردان بودیم، ولی طولی نکشید که این کتاب توجه ما را به خود جلب نمود و به حیرت درآورد و بالاخره مجبور شدیم اصول و قواعد آن را بزرگ بشماریم و در مطابقت الفاظ با معانی بکوشیم. مرام و مقصد این کتاب بی‌اندازه قوی و محکم و مبانی آن بلند است و از این نظر ما را بیشتر به اهمیت و علو مقام خود جذب می‌نماید. با این وصف به زودی بزرگترین تأثیر خود را در تمام جهان نموده، نتیجة مهمی از خود به جا خواهد گذاشت و باز می‌گوید:
به زودی این کتاب توصیف ناپذیر‌( قرآن)، عالم را به خود جلب نموده و تأثیر عمیقی در دانش جهان نهد و در نتیجه جهانمدار گرددویل دورانت:
در قرآن قانون و اخلاق و بسیارى از اصول و مبانى یک سان آمده است. در قرآن اگر از دین صحبت مى‏کند، از دنیا چشم نمى‏پوشد
این محقق قرآنى به «وات ویلیام مونت‌گمرى» اسلام‌شناس معاصر انگلیسى و استاد بازنشسته مطالعات عربى و اسلامى دانشگاه ادینبورگ، اشاره کرد و اظهار کرد: مونت‌گمرى در مورد اهمیت قرآن گفته است: «قرآن وقتى تلاوت مى‏شود گویى از قلب بیرون مى‏آید و سپس به قلب نفوذ مى‏کند.»مهاتما گاندى، رهبر فقید هند هم اعتقاد داشت : از راه آموختن علم قرآنى، هر کس به اسرار وحى و حکمت‏هاى دین، بدون داشتن هیچ خصوصیت ساختگى دیگرى پى مى‏برد. در قرآن هیچ اجبارى براى تغییر دین و مذهب انسان‏ها دیده نمى‏شود. قرآن به راحتى مى‏گوید: هیچ زور و اکراهى در دین وجود ندارد .

جواد نوشته:

سلام بر همه دوستان ادیب
برای من این سوال همیشه مطرح بوده است که چرا مفاخر ادب و عرفان همیشه در گفتار خود تلفیق و تشبیه در ارائه ارکان دین ومذهب با شراب و پیاله و می و معشوق به کار گرفته اند.
- ایا پرهیز از تعصب را یاد آور شده اند ؟
- آیا لزوم دلدادگی شبیه آنچه می شناسیم را بیان می کنند ؟
- ویا…

روفیا نوشته:

جواد گرامی
هنگامی که شما با یک زیبایی، دانایی یا نیکویی برتر روبرو می شوید لذت می برید،
این لذت شما را برای لحظاتی از شر خودتان خلاص میکند و شما را با مرتبه ای از عشق آشنا می کند.
یک شاعر انگلیسی می گوید :
God,
Oh my god,
Harden me against myself!!!
مرا علیه خودم تقویت کن!
خود یا نفس یا ego منشا همه خواسته های ماست و خواسته های در مراتب پایین تر همجنس غم و اندوهند،
چون ما را از خواسته های والا تر باز می دارند،
عشق به معشوق زمینی یا آسمانی یا عشق راستین به هر چیزی به نوعی (somehow) همان می کند که می با ما می کند،
ما را از شر خودمان و خواسته هامان خلاص می کند،
متاع تفرقه در کار ما همین دل بود
خداش خیر دهد هر که این ربود از ما
همانگونه که یک مست بیغم به نظر می رسد یک عاشق نیز فارغ از غم خویشتن است،
خواسته های دیگری برایش مهم تر است،
ازینروست عاشق خواب و خوراک ندارد :
_گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست؟!
عشق تنها نعمت خداوند در جهان هستیست که بشر را با مفهوم حقیقی استغنا آشنا میکند،
همانگونه که یک مست به لباس ژنده ای و نان خشکی روز را به شب می رساند:
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و عیب کلی پاک شد
وجوه تشابه مستی و عشق بسیارند و عشق به معشوق زمینی و معبود آسمانی نیز که اساسا از یک جنس هستند و اصولا تفاوت ماهوی ندارند،
بی شک تشابهات دیگری نیز در میان هستند که اگر دوستان عنوان کنند منت بر ما میگذارند.

صدرا نوشته:

در جواب mazdack :فکر نمیکنم همه ی دسته بندی ها و حرف هایتان صحیح باشد.

مجتبی نوشته:

_______________________________________

سطحی نگری در تفسیر اشعار خیام در کامنت ها دیده می شه.

من سعی ندارم اشعار خیام رو به دین بچسبونم. اگر با سطحی نگری در اشعار خیام درونِ دین برخی افراد خنگ و ارضا می شه. حرفی نیست.

اما

ادبیات، می و باده و معشوق و خال لب و … فقط مختص به اشعار خیام نیست.

از مولانا، حافظ ، عطار بگیرید …. تا بیاید به اشعار شهریار و امام خمینی برسید.

اینهمه رو چجوری می خواید پیش خودتون توجیه کنید.
(مثلا مولانا می گه: ار خواهی عطای جاودانی/ ز عالم های باقی ملک بسیار/ چنان جامی که ویرانی هوش است / ز شمس حق و دین بستان و هش دار/ : حتما مولانا هم می گسار بوده؟؟؟؟؟ خخخخ)

کمی بدور از تعصب دین ستیزانه فکر کنید. انقدر سطحی نگر نباشید. زشته.
_________________________________

در ضمن در دوره سلجوقیان خیام اینقدر راحت نمی تونسته دین ستیز باشه. حتی اگر دین ستیز هم بوده باشه،

بردیا نوشته:

درود خدمت دوستان بنظر من برای درک بیشتر رباعیات خیام باید با جهان بینی او آشنایی کامل داشت دراین بیت شاعر لذت بردن از زندگی فعلی را به نامعلوم بودن زندگی جاوید ترجیح داده و برای القای مفهوم خودش به خواننده از یک قیاس که دو طرف قباس یکی به جهانبینی توحیدی مربوط میشود و یکی به جهان بینی زمانی، استفاده کرده….بنظر من منظور کلی خیام از آوردن این رباعی این است که حال را در نظر بگیرید و زندگی خوش فعلی را به دنیای نامعلوم دیگر ترجیح ندهید

ATA نوشته:

تفسیر عرفانی مذهبی ازین رباعی طعنه آمیز (گهگاه نه بر دوام) با توجه به دیگره رباعیات کاملا دور از ذهن است

قرآن که مهین کلام خوانند آن را
گه گاه نه بر دوام خوانند آن را
بر گرد پیاله آیتی هست مقیم
کاندر همه جا مدام خوانند آن را

ATA نوشته:

وقتی میگه گهگاه نه بر دوام
منظور اینه که از روی بی علاقگی و برای ثواب و زورکی میخوننش یا برای مجالس عزا و مراسمات و جاهای خاص نه همه جا
برعکس اشعاری مثل اشعار خیام در شب نشینی ها خونده میشده
من فهمم ازین رباعی اینه

روح الله نوشته:

بر گرد پیاله چه آیتی هست مقیم؟

محمد.ر نوشته:

برداشت من از این رباعی اینست که قران برای دوره ای در گذشته بوده و دوام نداره و شراب اما با گذشت زمان دوام خود را از دست نمیدهد بلکه بهتر نیز میشود

فرزاد نوشته:

چقدر تعصب موج میزنه از هر دو طرف! برای من اینکه خیام به خدا و دنیا مومن بوده باشه و یا نبوده نباشه چندان اهمیتی نداره. حرف رو بشنو و بهترینش رو انتخاب کن! به فرض که اصلا طبق نظر بعضی دوستان که اینجا خودشون رو اذیت میکنند که ثابت کنند خبام ضدخدا بوده اصلا هیج اعتقادی نداشته , بازهم این دلیلی نمیشه که من مومن به خدا از حرف های خوب و شعرهای زیباش بگذرم. من نمیدونم خیام کدوم طرفی بوده بهش احترام میزارم چون آدم بزرگ و دانشمدی بوده ولی به نطرم اینقدری که بعضی دوستان سعی دارند خیام رو دنبال مستی و دختر بازی و …! نشون بدهند یه مقداری مبتذل و سطحی نگرانست.

نادر نوشته:

خیام، شگفت زده، بیزار و دل آزرده از گوناگونی و وفور کوته فکری و کوته نظری و گمراهی آشکار و نهان در هر قالبی - حتی در نوع “دین داری” و … - و البته انواع بهره کشی های ناشی از آن - با انواع ظاهرسازیهای خوش آب و رنگ و رسمی - بوده، در عین حال همواره با نوعی پایداری و وحدت رویه به ساده ترین شکل و با دلایلی کاملا روشن، این جهل مرکب را یادآوری نموده، حجاب جهل و تعصب را از روی حقایق آشکار پرده در شده است..
معرفت و شیوه و عملکرد او به راستی منحصر به فرد و خارق العاده است ..

محمد تقی زاده نوشته:

این رباعی متناسب با ؛
دانه ی تسبیح ما را حالتی هرگز نداد
بعد از این در پای خُم انگور باید دانه کرد

کانال رسمی گنجور در تلگرام