رباعی شمارهٔ ۳
قرآن که مهین کلام خوانند آن را
گه گاه نه بر دوام خوانند آن را
بر گرد پیاله آیتی هست مقیم
کاندر همه جا مدام خوانند آن را
قرآن که مهین کلام خوانند آن را
گه گاه نه بر دوام خوانند آن را
بر گرد پیاله آیتی هست مقیم
کاندر همه جا مدام خوانند آن را
با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۳۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
فرهاد نوشته:
شجاعتی میخواهد مقایسه قران با پیاله شراب و گفتن اینکه پیاله برتر است زیرا که نقش پیاله (آیت) را مدام و در همه جا میخوانند. برخلاف قرآن که گه گاه خوانده میشود
شاهرخ نوشته:
ریاقزآن که مهین کلام خوانند ورا
گه گاه نه بر مدام خوانند ورا
بر گرد پیاله آیتی هست مقیم
کاندر همه جا مدام خوانند ورا
علی نوشته:
فرهاد جان،
شجاعت خیام حتی از آن چه که تو گفتی هم بیشتره. منظور از “نه بر دوام خوانند آن را” این است که قران ناسخ و منسوخ دارد. یعنی مثلا جایی گفته این کار را بکنید و جایی گفته نکنید.
اما آیه نوشته بر پیاله همیشه همان پیام همیشگی را به تو می دهد.
نگین شکروی نوشته:
کلمه ی “مدام” دراین شعر میتواند هم به معنای شراب انگوری یا باده باشدوهم به معنی مصطلح آن یعنی همیشه و جاوید. (صنعت ایهام)
ف-ش نوشته:
قرآن که مهین کلام خوانند آنرا…
در این رباعی گفته شده خواندن آیات قرآن ناچار گهگاه صورت میگیرد ولی آیتی که برگرد پیاله است همواره مطرح است و دراینجا به نظر میرسد که کیفیت اصلی قر آن که بسیار عالیست معرفی شده است یعنی میرساند که آیات قرآن میتواند مثل آیت گرد پیاله مست کننده باشد وهمان عشق ومستی را که عرفا میگویند به یاد میآورد
عشقت رسد به فریاد گرخود مثال حافظ
قرآن زبر بخوانی در چارده روایت
امیر نوشته:
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
زمان نوشته:
من نمیدونم برای دوستان چه نفعی داره همه میدونن ایت پیاله یعنی چی چرا میخواهین همه چیز رو به نفع قران و اسلام معنی کنید یه کم به شعور همدیگه احترام بذاریم
علی بی ستاره نوشته:
عشقت رسد به فریاد…
منظور حافظ این است که مسلمانان که میگویند قرآن تنها کتاب آسمانی است که هیچ در آن دست برده نشده؛حافظ چهارده رقم قرآن را از حفظ می دانسته است و چقدر بیش از آن هم وجود داشته است معلوم نیست.و اما خیام از آن تیپ شاعرانی است که هیچ نمی توان به او تهمت زد که منظورش از می قرآن و این چیزها بوده.وقتی خیام می گوید می دقیقاً منظورش می است و نه هیچ چیز دیگر!
آیدین نوشته:
به نظر میاد که کلمه ی “مدام” دارای ایهام باشه.مدام تو اینجا می تونه به معنی همیشه و دائم باشه و هم می تونه معنی ثابت رو بده.یعنی بر خلاف قرآن که ناسخ و منسوخ داره و بر دوام نیست آیت پیاله ثابت و بی عیبه
فهیمه نوشته:
به نظر بنده منظور شاعر قیاس بین دو چیز که هر کدوم در نوع خودش مست کننده برای خواننده وخورنده ی آن هست ، بوده . و داره میگه مستی می برای انسانها لذت بخش تر از مستی قرآنی است که همه اون رو کلامی با ارزش می دونن
م.ح نوشته:
کسانی که قرآن را فقط برای انجام وظیفه و عمل به آن می خوانند، گاهی می خوانند و گاهی نمی خوانند.
ولی کسانی که قرآن را کلام معشوق می دانند و با خواندن و شنیدن کلام معشوق به وجد و نشاط می آیند در همه احوال خواننده قرآن هستند. حتی در خواب و کار و تلاش روزمره و نظاره بر طبیعت و تماس با مردم…
آرش نوشته:
قرآن که مهینْ کلام خوانند آن را : قرآن را که کتاب بزرگ می نامند
گه گاه نه بر دوام خوانند آن را : آن را نه دائم بلکه گه گاه می خوانند
بیت اول معنی واضح و ساده ای دارد ولی اصل مشکل در معنی کردن بیت دوم این رباعی است. به خصوص دو کلمه پیاله و مدام. تعدادی سوال برای افرادی ایجاد شده که به دنبال جواب آنها گشتم و جواب بعضی ها رو گرفتم
- آیا منظور از پیاله ، جام شراب است یا نه؟
- آن “آیت” چیست؟
- منظور از “مدام” چیست؟ «دائم» یا «شراب»؟
من سعی می کنم گام به گام کلمات رو معنی کنم تا منظورم رو کاملا واضح برسانم.
یکی از دلایلی که شاعر از آرایه ایهام استفاده می کند برای این است که خواننده را به فکر کردن وا دارد. پس خواند مصرع اول این بیت و دیدن “پیاله” سوال پیش می آید که منظور از پیاله چیست. و با خواندن مصرع دوم و دیدن کلمه “مدام” و فهمیدن دو معنی آن می توانید بین یک معنی از “مدام” و پیاله رابطه پیدا کنید. این کار هوشمندانه باعث میشود که عارفانی که می خواهند این رباعی را عارفانه معنی کنند دچار مشکل شوند. ولی این فقط یک راهنمایی برای فهمیدن معنی اصلی “پیاله” است و معنی اصلی “مدام” ، «دائم» خواهد بود.
بر گرد پیاله آیتی هست مقیم : در اطراف جام شراب آیه ای همواره است
کاندر همه جا مدام خوانند آن را: که همه جا آن را دائم می خوانند
حالا ببینیم چرا باید “مدام” «دائم» معنی بشود و منظور از خواندن آیه ای در اطراف جام شراب چیست؟
در بیت اول می گوید که مردم آیات داخل قرآن را گه گاه می خوانند. و در بیت دو می گوید که در اطراف(نه داخل) جام شراب آیه ای هست که مردم دائم آنرا می خوانند. پس اگر “مدام” «دائم» معنی شود، رباعی معنی پیدا میکند.
حالا بعضی از افراد می گویند خب ما می توانیم آیات داخل قرآن را بخوانیم ولی آیه ای در اطراف پیاله نمی بینیم که بخوانیم. کسی که فقط بخواهد بخواند، به واقعیت ها پی نمی برد. آیه یعنی نشانه. نشانه ها همیشه خواندنی نیستند بلکه دیدنی و درک کردنی هستند. در اطراف پیاله نشانه ای هست که همه انسان ها دائم به دنبال آن هستند چون همه آن را درک میکنند و از آن خوششان می آید.
________________
معنی دوم :
قرآن را که کلام بزرگ می نامند را گه گاه و در بعضی مواقع(در مجالس خاص) می خوانند.
ولی جام شراب به همراه خود نشانه هایی دارد که از آن در هر مجلسی و همیشه بهره می برند.
منوچهر نوشته:
آقای زمان …. گرچه دیر مطلبت را در رابطه با این شعر خواندم اما هنوز هم دیر نیست !
تا آنجاکه نوشته اید “چراهمه چیز رامیخواهند بنفع اسلام تمام کنند ، درجای خود جای بحث و تعمق دارد . امااینکه میگوئیدیه کم به شعور یکدیگر احترام بزارید” ، مرا یاد داستانی انداخت که :
۴ نفر نمازمیخواندند . اولی درنماز حرف زد . دومی باو تذکر داد که نمازش باطل شد .سومی به هردوی آنها تذکر داد و چهارمی درنماز خدارا شکرکردکه به آنها تذکر نداده است .
آیا یک شاعر بنام نمیتواند اشتباه بیندیشد .آیا باین نحو دم از شراب و می ومستی زدن وگفتار آنان را باشراب خواریهای مادی تعبیرکردن صحیح است !
علی جان بی ستاره ، امیدوارم شماهم هرچه زودتر ستاره دار شوید ونامتان باافتخار درتاریخ ثبت گردد. برداشت من از ۱۴ روایت قرآن که حافظ فرموده ، ۱۴ نوع نیست .زیرا روایت با نوع تفاوت دارد ومیتواند منظور ایشان این بوده باشد که با ۱۴ توجیه بیان نمود که هرکدام برای هرکس قابل درک است . انگور را به هر زبان که بنامیم انگور است . اما آنرا باید بزبان همان شخص بیان کرد تا قابل درک باشد . امیدوارم توانسته باشم منظورم را درست بیان کرده باشم .
آرش نوشته:
شاید به نظر من خوب که باشد هیچ، خیلی هم عالی باشد. مراقب باشید نماز خودتان هم مثل آن چهار بنده خدا باطل نشود. اینکه شاعر بنام اشتباه می اندیشد یا شما، چیزیست که هرکس برای خود تصمیم می گیرد.
جمشید آرین نوشته:
حافظ و چهارده روایت:
قرآن کریم: حافظ در محضر قوام الدین عبدالله
شیرازی به آموزش قرآن کریم پرداخته استو با پشتکار حافظ قرآن شد و توانست قرآن را در چهار ده روایت از حفظ بخواند.
عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ قرآن زبر بخوانی در چهار ده روایت
منظور از چهار ده روایت چه بوده است؟
در قرن دوم ه.ق هفت نفر حافظ قرآن بودند که قرائت آنان مورد تائید همگان بود. این قاریان که قراء سبعه هستند هر کدام دو راوی دارند که در نتیجه ۱۴ روایت از قرائت قرآن از راویان این هفت قاری شکل می گیرد و منظور چنین است که حافظ به سبک و سیاق تمام این چهار ده نفر راوی، قرآن را می توانست از حفظ بخواند که خود هنری بس بزرگ بود.
کشاف ز مخشری: از دیگر کتبی که حافظ به مطالعه و تحقیق در آن پرداخت و حتی تفسیری به آن نیز نگاشت کتاب کشاف زمخشری می باشد که مطالب آن پیرامون مباحث قرآنی و توضیح و تفسیر آیات مبارکه است.
کشف الفنون: این کتاب نوشته ی سراج الدین عمر عقلانی بود که حافظ آنرا مطالعه نموده است.
حکمت و الهیات: وی در این باره نیز کتب بزرگانی چون بیضاوی، قطب الدین رازی، بو علی سینا و دیگر دانشمندان متقدم بهره برده است. که عبارتند از: مطالع شرح مطالع، طوالع انوار، مطالع فی شرح اطوالع و …
زبان و ادبیات عرب: حافظ به قدری در این علم پیشرف کرد که وی استاد مسلم زبان عرب گردید و توانست اشعاری در غالب و موزون عربی بگوید که تنها از کسانی بر می آید که به زبان عربی مسلط باشند. حتی در این زمینه از شیخ اجل سعدی نیز برتر است.
این نوشته از آقای مهدی یوسفی از سایت فال حافظ:
http://www.falehafez.ir
امید است این موضوع خیلی مهم در مورد قرآن برای مسلمین سودمند باشد.
nima نوشته:
قرآن که به آن بزرگترین کلام میگویند گه گاه خواندن آن را به استمرار انجام نمیدهند.
بر درون پیاله نشانه ای واظح است که در همه جا آن را مستمرا بخوانند.
انقدر همه چیو به خدا پیغمبر وصل نکنید .
ار این مهملات تا حالا خیری به مردم دنیا نرسیده
tabkom نوشته:
حتی اگر قرآن را با چارده روایت از بر بخوانی این عشق است که میتواند به فریاد تو برسد ، از آن از بر خواندن چیزی گیر تو نمی آید .
علم هر چه بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست نادانی
رضا کاملی نوشته:
اشاره ی شاعر به قرآن ناطق است که حضور او تفسیر کننده ی قرآن است و آن پیروی از اصل ولایت است
فرهاد نوشته:
آقای رضا کاملی، از تفسیر شما بسیار محظوظ شدیم
پس با این ترتیب منظور از پیاله باید مقام عظمای ولایت باشد؟
حامد نوشته:
دوستان عزیز ایرانی!
با نوشته های گفتاری روزمره شما در این صفحه واقعاً زبان زیبای فارسی را زبون می سازید.
لطفا حین نوشتن به کفتن نیندیشید.
نازنین نوشته:
چرا این موضوع که نشانه پیاله از نشانه قرآن ملموس تر و قابل درک تر هستش برای بعضی از دوستان انقدر ترسناک و غیر قابل باور هست؟
ترس از به زیر سوال رفتن یک دین تنها نشان دهنده تهی بودن و نداشتن چیزی برای ارائه است.
پارسا نوشته:
با تشکر از همه دوستان که نظراتشان را بیان کردند . به نظر من در کنار تمام صنایعی که در این رباعی خیام بکار رفته و دوستان هم به برخی از آنها اشاره کردند این شعر خیام دارای معنی روشن و واضحی می باشد.اگر با خیام و تفکر او آشنا باشیم، هر کدام از رباعیات خیام در حقیقت تلنگری به ذهن انسان های خفته می باشد و انها را به خرد ورزی دعوت می نماید. به نظر من تمام معنی این رباعی و سایر رباعیات خیام این است که واقع بین باشیم . و در مورد هر چیزی قبل از انکه ان را قبول کنم به تفکر بپردازیم. با تشکر
علی بی ستاره نوشته:
من هم با آرش موافقم که آیت نشانه هم میشود مثل حافظ که می گوید:
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم
بنا بر این حافظ عکس رخ یار را و خیام آیتی را دور پیاله میبیند که متعصبین مذهبی نمیتوانند ببینند!! و البته آنها شلاق را و بعد از سه بار که ثابت شود با پیاله شراب نوشیده ای اعدام را می بینند!
در ضمن با نازنین هم در این جمله که: زیر سؤال رفتن یک دین تنها نشان دهنده تهی بودن و نداشتن چیزی برای ارائه است.
صد در صد موافقم!
za نوشته:
صد آفرین به نظر میم ح
باور کنیم که فیلسوفی مثل خیام هم ممکنه افکار اشتباهی داشته باشه هر چند که ظاهر شعرها فوق العاده زیباست .
اگر گفته شراب بهتر از قرآن است بسیار اشتباه کرده .
می گسار نوشته:
@Za
شما از کجا میدونید که اشتباه کرده؟یعنی به خاطر اعتقاداتی که چون مسلمان زاده اید به همراه خودتون دارید،این اجازه رو به خودتون میدید که بگید خیام اشتباه کرده؟
وسام نوشته:
با سلام به همه دوستان عزیز
من واقعا نمی دونم چرا بعضی از دوستان عزیز اصرار به این دارند که قرآن رو با شراب مقایسه کنند و بگند که این از اون بهتره و یا بدتره، اخه دوستان محترم و ادیب مگه میشه یک کتاب رو با یک خوراکی مقایسه کرد حالا هر کتابی میخواد باشه و هر خوارکی میخواد باشه، کمی تعقل و تدبر کنید شما رو به خدا، در این رباعی، خیام هم به هیج وجه نمیخواسته که شراب رو با قرآن مقایسه کنه، چرا که اگر بنا بر مقایسه بین این دو باشه و به گفته بعضی دوستان خیام در این رباعی میخواسته بگه که شراب از قرآن خواندن بهتره پس باید بگم که خیلیها به جای اینکه هر روز عسل بخورند سیگار می کشند پس سیگار از عسل بهتره چون خیلیها هر روز سیگار می کشند ولی هر روز عسل نمیخورند، حالا خودتون قضاوت کنید، واقعا خیام که یک فیلسوف و ادیب و حکیم و ریاضی دان بوده میخواسته این نوع قیاس سطحی رو در رباعیش پیاده کنه، دوستان عزیز شما رو به خدا نه تعصب دینی داشته باشید و نه تعصب بی دینی.
می گسار نوشته:
دوست عزیز وسام جان،
شما داری میگی عسل، سیگار و … قران که کتاب مسلمانان هست و این همه پیرو در جهان،با عسل و سیگار فرق می کنه بحثش.
اگر شما چیز دیگری از این رباعی دستگیرتون شد ، بفرمایید.
همراز شب نوشته:
سلام خدمت همه عزیزانی که که وقت گذاشتند و در مورد این ابیات نظر دادند.بنده تمام نظر ها را مطالعه کردم.راستش نمی دونم کی درست میگه کی غلط.ولی اینا می دونم که خیام هم انسان بوده و هر انسانی آزاده هر جور دوست داره فکر کنه.ولی به نظر بنده در کل شراب خواری کاری بس بیهوده وعبثه.آخه کدوم آدم عاقلی میاد هوشیاری را به مستی ترجیح بده.کم نیستن آدم هایی که در عالم مستی همه چیزشون را از دست دادن.و بعضی ها حتی یک کشور و ملت را به باد فنا دادن. حالا قضاوت با خودتون.
ابولفضل از تنگ طه نوشته:
به نظر من منظور خیام از گرد پیاله شناخت دنیا و تفکر و تدبر در دنیاست که اگر انسان این دنیا را به خوبی بشناسد همیشه و همه جا با خدای خود آشنا خواهد بود . چرا که در بیشتر اشعار مراد از باده نوشی رسیدن به معرفت معشوق معنا می دهد. و خیام می گوید با شناخت نظم در دنیا همیشه انسان به وجود خدا پی می برد ولی با خواندن قرآن انسان همیشه به خداشناسی پی نمی برد .
sadaf نوشته:
من فکر میکردم در این سایت حداقل افرادی که کمی دانش ادبی دارند نظر می دهند نه کسانی که فقط در تمام دیوان های شاعران اعصار گذشته به دنبال کلماتی چون می و معشوق هستند تا دین رو زیر سوال ببرند و ثابت کنند که اگر ما مشروب می خوریم کار عقلا را پیش گرفته ایم و ببینید خیام هم ما را تأیید کرد لطفا این بحثهای کودکانه و احمقانه را تمام کنید شما که تا حالا یک آیه از قرآن را به جرئت میگم که نخوندید چطور می تونید در مورد اون نظر بدید؟
البته به قول حضرت مولانا : هر کسی از ظن خود شد یار من…
و شما هم می تونید اون برداشتی که به نفعتون هست رو از هر شعری داشته باشید و بهش عمل کنید اما سعی در تخریب عقاید و مذاهب گوناگون نکنید که کاریست بس سخیف! و مطمئنا حکیم خیام هم چنین قصدی نداشتند.
عبدالله احمدی نوشته:
اما آیه روی جام چیست که هیچکدام ار حاشیه نویسان عزیز یه ان اشاره نکرده اند.
من فکر میکنم که آیه مزبور باید کلام “به سلامتی”و “نوش باد” باشد که تقریبا در تمام زبانهای دنیا همین مفهوم است و در بعضی از آنها حتی تلفظ نیز بسیار نزدیک است و مدام با جام می همراه است و باده نوشان در عالم مستی و خلوص آنرا میخوانند که قران خوانان به ندرت خلوص مستان و باده پرستان را دارند.
somi نوشته:
دوستان عزیز نظرات شما رو خوندم فقط خواستم بگم چرا هین همه تحلیل؟بهتر نیس ضمن احترام به نظر شاعر ومنظورش چند ثانیه فقط لذت ببریم؟ومثل اقای احمدی زیبا فکر کنیم
مجتبی خواستگاری نوشته:
خیام عادت هارابرهم زده وبی پروا این مطلب راکه قران در طول زمان گیراییش دست خوش شرایط خواهدشد وآنچه همیشه پایداراست ؛شراب است
امیر نوشته:
منظور ازشراب و می.جام معرفت الهیه.لذت بردن از شعرو ترجیح بدیم به تفسیرای خودخواهانه
nik نوشته:
خیام یکی از بزرگترین اندیشمندان تاریخ ایران بوده و بر اساس درک عمیق از هستی دریافتبود که دین و اسلام و قرآن عملا جز برای ریا وتحمیق بشر نقش و استفاده ی ندارد و بارها اینرا در شعرهای خود مستقیم و غیر مستقیم بیان نموده است .
امید نوشته:
صدف عزیز
همه ی ما خواسته یا ناخواسته قرآن رو خوندیم،اونم نه فقط یک آیه بلکه حداقل چندین کتاب درسی.
همه ی ما خوشبختانه یا بدبختانه مسلمون زاده ایم پس حرف کلی اسلام و قرآن رو میدونیم
اما آیا شما که حق رو به قرآن و اسلام دادین حتی یه بار لب به مشروب زدین؟ اگه نه پس چطور می تونین بحث در مورد اون رو کودکانه و احمقانه بدونین؟
هر کسی که فقط چند تا رباعی خیام رو خونده باشه می دونه که خیام یه فرد کاملا عقل گرا و متکی به فلسفه و حواس پنج گانه ست،اگه نه یه مثال نقض بیارید
درست یا غلط بودن نظر خیام اینجا مطرح نیست اما بدون شک خیام در این شعر نوشیدن شراب رو به خوندن قرآن ترجیح داده
حالا دیگه کسایی که میخوان معنی درست شعر رو بگن، فاقد دانش ادبی هستن؟!