گنجور

 
خالد نقشبندی

بود پیش از کار حارث، نام دیو بد سرشت

پس به هر گردون ورا نام دگر شد سرنوشت

عابد و زاهد، مودب در چهارم مستحیب

خاشع و شاکر مطیع است و عزازل در بهشت

خواند ابلیس خدا، یعنی ز رحمت ناامید

چون ز گلزار بهشتش راند، در نفرین بهشت

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
انوری

چاشتگه در شهر مرو آن نامور فخر زمان

خسرو روی زمین سنجر ز عالم درگذشت

رفته از تاریخ هجرت پانصد و پنجاه و دو

روز شنبه از ربیع‌الاول از بعد سه هشت

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
حکیم نزاری

دوش با جمعی حواری باده خوردم در بهشت

مجلسی دیدم همه عیسی دم و مریم جهشت

جمله شیرین پاسخ و شیرین لب و شیرین دهن

جمله نیکو سیرت و نیکو دل و نیکو سرشت

سیب و نارنج و ترنج و نرگس از پیرامنش

[...]

جامی

پیش ازان روزی که گردون خاک آدم می سرشت

عشق در آب و گلم تخم تمنای تو کشت

پای تا سر جمله لطفی گویی استاد ازل

طینت پاکت نه ز آب و گل ز جان و دل سرشت

روی بنما تا به طاق ابرویت آرند روی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از جامی
اهلی شیرازی

شمع رویت کز وجود ما اثر باما نهشت

او بود مقصود خواه از کعبه و خواه از کنشت

آتشین رویت بهشت ماست ای حوری سرشت

خلق میگویند آتش ره ندارد در بهشت

بابافغانی

داغ داغم از هوای دوزخ و فکر بهشت

گه چراغ مسجدم سوزد گهی شمع کنشت

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه