گنجور

 
خالد نقشبندی

ای داوری که خاک درت دیده را جلاست

صد جم بر آستان جلالت کمین گداست

با وجود مدرکی و عموم عوایدت

حاتم بخیل و آصف نادان و خورسهاست

از سایه تو تا به سرم پرتوی فتاد

دیوانه وش ز بال و پر رنجم از هماست

چون مدحتت به دور تسلسل کشید دل

برگشت از آن و عازم تحریر مدعاست

داعی امیدوار به انعام مردگی است

بیچاره ای که گر نبود کاف ازو رواست

از قلزم مواهب شه نیم قطره نیست

نسبت به حال داعی چو طوفان ابتداست

کس نیست در جهان بجز از شاه ملجام

عالم چو حالم ای شه عادل بدان گواست

در پیش شاه نیست به اظهار احتیاج

چون شه جم است و قلب منیرش جهان نماست

هم مس شکسته دارم و امید آنکه تو

زر سازیم به لطف که لطف تو کیمیاست

فتح و ظفر قرین و جهانت به کام باد

تا هست جان مرا به بدن کارم این دعاست

چتر سعادتت به سر و خصم زیر پای

تا سایبان چرخ فراز زمین به پاست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عنصری

درد مرا بگیتی دارو پدید نیست

دردی که از فراق بود درد بی دواست

گنجی است عاشقان را صبر ار نگه کنی

کو روی زرد سرخ کند پشت گوژ راست

فرخی سیستانی

ای فعل تو ستوده و گفتارهات راست

دایم ترا بفضل و بآزادگی هواست

از کوشش تو شاه، بهر جای هیبتست

وز بخشش تو میر بهر خانه یی نواست

فضل ترا همی نبود منتهی پدید

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
ناصرخسرو

این تخت سخت گنبد گردان سرای ماست

یا خود یکی بلند و بی‌آسایش آسیاست

لا بل که هر کسیش به مقدار علم خویش

ایدون گمان برد که «خود این ساخته مراست»

داناش گفت «معدن چون و چراست این»

[...]

قطران تبریزی

ای با خدای و با همه خلق خدای راست

از داد و راستی همه پیروزئی تراست

ملک تو همچو رنج بداندیش تو فزون

رنج تو همچو ملک بداندیش تو بکاست

طبع تو پاک و جان تو پاک و تن تو پاک

[...]

مسعود سعد سلمان

اندر تنور روی چو سوسن فرو بری

چون شمع و گل برآری بازار تنور راست

تا بر سر تنوری می ترسم از تو ز انک

طوفان نوح گاه نخست از تنور خاست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه