موسم عید است و ما نومید از دیدار یار
عالمی در عیش و نوش و ما و چشم اشکبار
هر کسی با یار در گشت گلستان است و من
زاشک سرخم شد کنار از داغ هجران لاله زار
جان نثار مقدم جانان نکرده، دم به دم
چیست بهره از تفرجگاه بحث جان نثار
بینوا و دل پر از خار و غریب و دردمند
دست بر دل، سر به زانو، چشم در ره، دل فگار
سینه سوزان، دل فروزان، کوچه کوچه در به در
کس مبادا همچو من آواره از یار و دیار
بکره جوئی شد ز هر چشمم روان از خون دل
عاقبت کردم دوا داغ فراغ سر چنار
خالدا گر نیستی دیوانه صحرا نورد
تو کجا و کابل و غزنین و خاک قندهار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به حسرت و ناامیدی خود از دیدار معشوقش در موسم عید اشاره دارد. در حالی که دیگران در خوشی و شادی با یار خود هستند، او با چشمانی اشکبار و دلی پر از درد و غم در گوشهای نشسته است. او احساس تنهایی و غم شدیدی دارد و در کوچهها و خیابانهای دلشکسته به جستجوی یارش میگردد. این شعر به خوبی بیانگر آلام یک عاشق دلسوخته و غمگین است که در فراق یار به سر میبرد و یادآور خاطرات گذشته و مکانهای دوستداشتنی است.
هوش مصنوعی: بهار آمده و همه در شادی و جشن هستند، اما ما انتظار دیدار محبوب را داریم و در حالی که دیگران خوشحالی میکنند، چشممان پر از اشک است و ناامید به نظر میرسیم.
هوش مصنوعی: هر کسی با محبوب خود در باغ گلها در خوشی و سروری است، اما من به خاطر اشکها و غمش، از درد جدایی، در گوشهای غمگین و پژمردهام.
هوش مصنوعی: کسی که جان خود را فدای معشوق کرده، هر لحظه چه سودی از گشت و گذار در این دنیا میبرد؟
هوش مصنوعی: این شعر به وضعیتی ناگوار و پر از غم اشاره دارد. فردی احساس فضایی تلخ و دردناک دارد و دلی پر از اندوه است. او در تنهایی، سرش را بر زانو گذاشته و با چشمانی پر از انتظار به مسیر نگاه میکند. دلش سرشار از غم و درد است و به نظر میرسد که در انتظار چیزی یا کسی به سر میبرد.
هوش مصنوعی: عشقی سوزان و دلی گرم دارم و در کوچهها به جستجوی کسی میگردم. نمیخواهم هیچکس مانند من بیخانمان و دور از یار و دیار باشد.
هوش مصنوعی: از هر چشمم اشکهایی روان شد که نشان از غم و دلسوزیام دارد. در نهایت، برای درمان درد ناشی از جدایی و غم دل، راهی پیدا کردم که به نوعی تسکینم بخشید.
هوش مصنوعی: اگر تو عاشق و دیوانه نیستی، چگونه میتوانی به زیباییهای صحرا و شهرهای کابل، غزنین و قندهار عشق بورزی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نافه دارد زیر اندر گشاده بی شمار
لاله دارد زیر نافه در شکسته صد هزار
خانمان از رنگ و بوی او همیشه چون بهشت
روزگار از تار و پود او شکفته چون بهار
چشم زی رویش نگه کرد اندرو لاله شکفت
[...]
هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
یمن باشد بر یمین ویسر باشد بریسار
تیغشان باشد چو آتش روز و شب بد خواه سوز
اسبشان باشد چوکشتی سال و مه دریا گذار
از عجایب خیمه شان با شد چو دریا وقت موج
[...]
ای خداوندان مال العتبار الاعتبار
ای خداوندان قال الاعتذار الاعتذار
پیش ازاین کاین جان عذرآورفروماند ز نطق
پیش از آن کین چشم عبرت بین فرو ماند زکار
توبه پیش آرید و نادم از گُنه کاری خویش
[...]
بار دیگر بر ستاک گلبن بی برگ و بار
افسر زرین بر آرد ابر مروارید بار
گاه مینا زینت آرد زو نگار بوستان
گاه مرجان زیور آرد زو عروس مرغزار
غنچه سازد باغ را پر گلبن از مینا و زر
[...]
ابر آذاری برآمد از کران کوهسار
باد فروردین بجنبید از میان مرغزار
این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار
وان گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار
خاک پنداری به ماه و مشتری آبستنست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.