جانا خدا گواست ز دوریت ققنسم
وقت است کآتشت برد از جای چون خسم
بی یاد رویت ار بزنم یک نفس، خدا
بندد چو مهره ششدر دور مسدسم
پرسش نکردیم توبه غفلت، گمان مبر
شرمنده تلطف آن روح اقدسم
من بی وفا و غافل و سرکشم نیم، ولی
حیران کار گنبد وچرخ مقرنسم
در روی دهر نیست زبان آوری چو من
تحریر مدعای ترا گنگ واخرسم
هر سو که بنگرم پی تسهیل مشکلی
عالم مساعد است و به کار تو بی کسم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: سخن از عشق و دوری از معشوق است. شاعر به خداوند قسم میخورد که دوری اش از معشوقش مانند ققنوس میسوزد و از او طلب کمک میکند. او احساس میکند که بدون یاد معشوق، زندگیاش بیمعناست و موجب ناتوانیاش میشود. همچنین، از غفلت خود شرمنده است و نمیخواهد گناهکار به نظر برسد. شاعر با درک خود از ضعفها و سردرگمی در زندگی، از خدا میخواهد که به او در حل مشکلات کمک کند. او در تلاش است تا احساساتش را ابراز کند ولی خود را ناتوان از بیان آن میبیند. در نهایت، شاعر میگوید که همه جا در پی حل مشکلاتش، به جز معشوق، همه چیز مساعد است.
هوش مصنوعی: عزیزم، خداوند برDistance دوریات گواهی میدهد، ققنوس من در حال سوختن است و وقت آن رسیده که آتشام را از این مکان به پرواز درآوری، مانند یک دشمن.
هوش مصنوعی: اگر یک نفس بدون یاد تو (چهرهات) نفس بزنم، خداوند مانند مهرههای شش در دور مسدسم را ببندد.
هوش مصنوعی: ما درباره توبهام به خاطر غفلت چیزی نپرسیدیم، پس گمان نکن که آن روح مقدس به خاطر لطفش از من خجالتزده است.
هوش مصنوعی: من بیوفا و غافل و سرکش نیستم، اما از کارهای زندگی و گردش روزگار در حیرت و سردرگمی هستم.
هوش مصنوعی: در این دنیا کسی مانند من توانایی بیان واضح و روشن احساسات و خواستههای تو را ندارد و در نهایت، حرف من بهگونهای بیروح و ناقص باقی میماند.
هوش مصنوعی: هر کجا که نگاه میکنم، عالم به گونهای است که برای آسان کردن مشکلات آماده است و در این زمینه کسی به یاری من نمیآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.