کیست این کز نگهی رهزن صد جان باشد
هر زمان جلوه کنان بر سر میدان باشد
خسروانه چو پی گوی دواند گلگون
سر حد کوه کنش در خم چوگان باشد
حور از عکس رخش دست ز حسن خود شست
وای بر حال اسیری که از انسان باشد
این همه فتنه کز آن کاکل مشکین خیزد
ابله آن است که اندر خم ایمان باشد
از قد و لعل و رخ و چشم و خطش شرمنده
سرو و یاقوت و گل و سبزه و ریحان باشد
بسکه در مصر لطافت تو عزیزی امروز
کی کسی طالب بیع مه کنعان باشد
گفتی از غمزه من جان ندهی سنگدلی
آری اندر دلم آمد شد مژگان باشد
ماه بالد که چو رویت شود آخر ناچار
خوشه چین گردد از آن بر زده دامان باشد
خالدا گر دهدت دست گدایی درش
کافرم گر هوسم ملک سلیمان باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت کسی میپردازد که بهطوریکه با نگاهی سحرآمیز میتواند جانها را تسخیر کند. شاعر به توصیف ویژگیهای ظاهری این شخص، از جمله قد و موی زیبا، میپردازد و میگوید که این ویژگیها قادر است دیگران را در عرصه عشق و محبت مجذوب خود کند. همچنین، شاعر از احساسات و دردهایی که به خاطر این جذابیت بهدست میآورد، سخن میگوید و به تضاد بین عشق و نازکخیالی در روابط انسانی اشاره میکند. در نهایت، شاعر به ناامیدی و دلشکستگی اشاره میکند و این سوال را مطرح میکند که چه کسی میتواند در برابر این زیبایی و جذابیت مقاومت کند.
هوش مصنوعی: این شخص کیست که با هر نگاهش مانند دزد جانها را میبرد و همیشه در میدان جلوهگر است؟
هوش مصنوعی: وقتی که به طرف کوه میرویم، مثل خسرو که به زیبایی میبالید، گلها در دشت میرویند و همچون گوی، در زمین بازی چوگان، نقش و رنگی خاص دارند.
هوش مصنوعی: زیبارویان با دیدن چهره خود، از زیباییهایشان دست میکشند و این جای تأسف دارد که چه بر حال کسی که او را انسان مینامند، بگذرد.
هوش مصنوعی: این همه آشفتگی و درگیری که از موهای خوش بوی معشوق ناشی میشود، نشانهی بیخود و احمق بودن کسی است که در قید و بند اعتقاداتش گرفتار مانده است.
هوش مصنوعی: قد و زیبایی و ویژگیهای ظاهری او به قدری دلربا و جذاب است که حتی سروها، یاقوتها، گلها، سبزهها و ریحانها هم از او شرمندهاند.
هوش مصنوعی: به خاطر لطافت و زیباییات در مصر، امروز کسی به دنبال خریدن مه (عشق یا زیبایی) از کنعان نیست.
هوش مصنوعی: تو گفتی که از غمزهات برایم جان نخواهی داد و من سنگدل هستم، اما در دل من، این مژگان تو باعث شده که احساساتم درگیر شود.
هوش مصنوعی: وقتی ماه در آسمان بال و پر بگستراند، چهرهات را بنگری، ناگزیر خوشهچینی از آن حاصل میشود و این خوشهها بر دامن تو خواهد نشسته.
هوش مصنوعی: اگر خالده (دوست یا محبوب) به تو اجازه دهد که به درگاهش التماس کنی، من به کفر آمادهام؛ چون اگر آرزوی من به حق مقدس و بزرگی چون ملک سلیمان باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تادلم درخم آن زلف پریشان باشد
چه عجب کارمن اربی سروسامان باشد
قدرآن زلف پریشان تومن دانم وبس
کین کسی داندکونیز ریشان باشد
لعل توچون سردندان کندازخنده سپید
[...]
ز اول روز که مخموری مستان باشد
شیخ را ساغر جان در کف دستان باشد
پیش او ذره صفت هر سحری رقص کنیم
این چنین عادت خورشیدپرستان باشد
تا ابد این رخ خورشید سحر در سحرست
[...]
هر نسیمی که ز خاک در جانان باشد
چون دم روح قدس مایه ده جان باشد
تا بمیدان لطافت ذقنش گوی زند
قامت اهل دل از عشق چو چوگان باشد
جان بدو دادم و دل از سر تحسین میگفت
[...]
تا به کی در دل من درد تو پنهان باشد
تا کیم آتش سودای تو در جان باشد
درد ما به نکند هیچ مداوای طبیب
زآنکه او را لب جان بخش تو درمان باشد
مشکل اینست که بی روی تو نتوانم زیست
[...]
تا دل آشفته آن زلف پریشان باشد
دل شوریده من واله و حیران باشد
روی جان را بتوان دیدن و خرم گشتن
گر دلت آینه نیر عرفان باشد
سر توحید توان گفت به هشیاران؟ نی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.