گوش باید کرد ازین سرگشته اندوهگین
شمه ای از صنعت خلاق گیتی آفرین
چند تن روزی ز همزادان ز جام عیش مست
بهر گشت گلستان گشتیم با هم همقرین
ده به ده، صحرا به صحرا، تا به گلزار ارم
یعنی باغ عبدلان آن معدن ارباب دین
ناگهان هاتف ز هر سو بانگ زد کای بیدلان
هذه جنات عدن فادخلوها خالدین
چون فرو بردیم سر بهر تماشای چمن
از دل ما محو شد سودای فردوس برین
سرو و شمشاد و صنوبر، بید مشک و نارون
ایستاده صف به صف چون دلبران نازنین
عر عر از سودای گل دیوانه خواهدشد مگر
زان به پا قید جنونش گشته زلف یاسمین
گوئیا با قد جانان لاف رعنایی زده
بید مجنون، زان کند روی خجالت بر زمین
طوطی و دراج و ساری، تیهو و کبک دری
داده بر باد از نوا اندوه عشاق حزین
چهچه بلبل، صدای قمری و بانگ تذرو
کرده جا الحانش در گوش سپهر هشتمین
گویی از چاه زنخدان عزیزان آب خورد
می چکد از آبیش آب نزاکت اینچنین
خوج و زرد آلود، انار و پسته، انجیر و عنب
هر یکی گوید که ای طالب بیا از من بچین
از لطافت در میان سیب و امرود است جنگ
مشت از آن مالند بر فرق دگر از روی کین
می توان مدهوش بود از بوی خاکش تا ابد
بسکه می ریزد ز شاخ تاک خشکش بر زمین
از پی طفلان بستان یعنی گنجشکان او
شیره می بارد بجای شیر از پستان تین
چند انواع ریاحین برکنار جویبار
سوسن و لاله، بنفشه، نرگس دیده نمین
گل شقایق، زلف عروس، تاج خروس و پیل گوش
هر یکی گوید منم بهتر، بسوی من ببین
از نوای نغمه سنجان گوش گردون گشته کر
از تواضع زهره هر دم بر زمین ساید جبین
می خورد هر دم سمندر غوطه ها در جوی آب
گوئیا آتش شده است از سایه گل آتشین
از نزاکت می برد آب زلالش بر کمر
بیدلان را صبر و آرام و شکیب و عقل و دین
چون فروریزد ز کوه باقله با صد طرب
گردد از عکس هوا هر قطره اش دری ثمین
یارب این آبست ازین کوه بلند آید به زیر
یا فلک از رشک ریزد اشک حسرت بر زمین
از صدای دلبرای صافیش گردد خجل
ناله بربط، بیاض گردن خوبان چین
وز نسیم جانفزاش اندک اندک بر کمر
می شود سنبل پریشان همچو زلف حور عین
کردگارا، شهسوار عرصه روز جزا
آورم پیشت شفیع و حضرت روح الامین
خالد از فرط گنه شرمنده درگاه تست
فاعف عنه کل ذنب، انت خیر الراحمین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای طبیعت و لذتی که انسان از آن میبرد، پرداخته است. شاعر از مراسم شادی و خوشی با دوستانش در باغها و گلزارها صحبت میکند و به زیباییهای طبیعت مانند درختان، گلها، پرندگان و عطر میوهها اشاره دارد. این زیباییها و نغمات دلانگیز باعث فراموشی آرزوهای دور از دسترس فرد میشود. در این محفل، شاعر احساس شگفتی و شوق را نسبت به زیباییهای زندگی و عشق تجربه میکند. در نهایت نیز شاعر با توجه به خطاهای خود، به درگاه خداوند دعا میکند و از او طلب بخشش میکند.
هوش مصنوعی: باید به این سرگشته و اندوهگین گوش فرا دهیم، تا ذرهای از هنر آفرینش جهانی که خداوند آن را خلق کرده، بیاموزیم.
هوش مصنوعی: مدتی با دوستان نزدیک خود در کنار هم به خوشی و شادمانی گذراندیم و در لذت زندگی غرق شدیم و به باغ گل رفتیم.
هوش مصنوعی: از محلهای به محله دیگر و از صحرا به صحرا میروم تا به باغ ارم برسم، که مکان مورد علاقهٔ عالمان و دینداران است.
هوش مصنوعی: ناگهان صدای هاتفی از هر سو به گوش رسید که به بیداران میگفت: اینجا باغهای بهشت است، وارد شوید و در آنجا جاودانه بمانید.
هوش مصنوعی: وقتی که سرمان را برای تماشای چمن پایین بردیم، آرزوی بهشت از دل ما فراموش شد.
هوش مصنوعی: درختان زیبا و باوقار مانند سرو، شمشاد و صنوبر به صف ایستادهاند، و بید مشک و نارون نیز در کنار آنها قرار دارند، همانطور که دلبرانی نازنین در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و شوق به گلی، دیوانگی در دلش به وجود میآید، اما تنها در صورتی که موهای یاسمن او به پاهایش گیر کند و او را در قید جنون نگه دارد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که بید مجنون از زیبایی محبوب خود به شدت تحت تاثیر قرار گرفته و به خاطر این زیبایی، چهرهاش به شدت شرمنده و خجالتزده شده است.
هوش مصنوعی: پرندههای زیبایی مانند طوطی و دراج و ساری، تیهو و کبک دری از نغمههای شاد و دلانگیزشان غافل شدهاند و این باعث شده که اندوه عاشقانی که قلبشان پر از غم است بیشتر شود.
هوش مصنوعی: صدای خوش بلبل، آواز قمری و نغمه تذرو در آسمان هشتم به گوش میرسد و موسیقی زیبایش در فضا طنینانداز شده است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که از چاه خوشگلی و زیبایی صورت محبوبان مرواریدها و زیباییهای خاصی میچکد که نشاندهندهی ناز و لطافت آنهاست.
هوش مصنوعی: میوههای رنگارنگ و خوشعطر مانند انار، پسته، انجیر و انگور هر کدام به دنبال جلب توجه کسانی هستند که به دنبال لذت و چشیدن طعمهای خوشمزه میگردند. هر میوه با زیبایی و جذابیت خود دعوت میکند تا از آن بهرهمند شویم.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده است که جنگ و درگیری از لطافت و زیبایی میوهها مانند سیب و گلابی سرچشمه میگیرد. این درگیری مانند زد و خوردی است که از روی کینه و دشمنی میان دو طرف به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: میتوان همیشه مجذوب بوی خاکش بود، چرا که چنان میوههای خشکش از درخت میریزند که زمین را پر میکند.
هوش مصنوعی: در پی گنجشکها، شیر بیشتری از پستان درخت میریزد.
هوش مصنوعی: در کنار جویبار، چندین نوع گل زیبا مانند سوسن، لاله، بنفشه و نرگس را مشاهده کردم.
هوش مصنوعی: گل شقایق، زلف عروس، تاج خروس و گوش فیل هرکدام ادعای برتری دارند و میگویند من از دیگران بهتر هستم، به سمت من نگاه کن.
هوش مصنوعی: صدای نغمه سنجان باعث شده که گوش آسمان کر شود، چرا که زهره (سیاره) هر لحظه با تواضع، پیشانیاش را بر زمین میگذارد.
هوش مصنوعی: هر لحظه موجودی شگفتانگیز به نام سمندر در جوی آب شنا میکند، گویی که آتش گرفته و از سایه گلی سرخ و آتشین به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: آب زلال به خاطر لطافتش، بر دوش بیدلان میریزد و به آنها صبر، آرامش، شکیبایی، عقل و دین میدهد.
هوش مصنوعی: زمانی که قله کوه فروریزد، هر قطرهای که به زمین بیفتد، مانند جواهر درخشان میشود و حالتی شاداب به خود میگیرد.
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، آیا این آب از این کوه بلند پایین میآید یا اینکه آسمان از حسادت به زمین اشک میریزد؟
هوش مصنوعی: از صدای دل، وقتی که برای روشن شدنش خجالت میکشد، نالهی ساز به گوش میرسد، و در کنار آن، سپیدی گلوی زیبایان را میتوان دید.
هوش مصنوعی: نسیم خوشبو و زندگیبخش به آرامی بر روی کمر گل سنبل مینشیند و آن را به حالت پریشان و زیبا درمیآورد، بهگونهای که شبیه به موهای زیبای حوریان میشود.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، سوار میدان قیامت را به نزد تو میآورم تا شفاعت کند و روح الامین در کنار او باشد.
هوش مصنوعی: خالد به خاطر گناهانش در مقابل تو شرمنده است. تو که همه گناهان را میبخشی، بهترین رحمتکنندهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین
فضل حیدر ، شیر یزدان ، مرتضای پاکدین
فضل آن کس کز پیمبر بگذری فاضل تر اوست
فضل آن رکن مسلمانی ، امام المتّقین
فضل زین الاصفیا ، داماد فخر انبیا
[...]
ای برید شاه ایران از کجا رفتی چنین
نامه ها نزد که داری؟ بار کن! بگذار! هین
کی جدا گشتی ز شاه و چندگه بودی براه
چند گون دیدی زمان و چند پیمودی زمین
سست گشتی تو همانا کز ره دور آمدی
[...]
حاسدان بر من حسد کردند و من فردم چنین
داد مظلومان بده ای عز میر مؤمنین
شیر نر تنها بود هرجا و خوکان جفتجفت
ما همه جفتیم و فردست ایزد دادآفرین
حاسدم بر من همی پیشی کند، این زو خطاست
[...]
گشت گیتی چون بهشت از فر ماه فرودین
بوستان را کرد پر پیرایه های حور عین
بر بهشت بوستان مگزین بهشت آسمان
کان بهشت بر گمانست این بهشت بر یقین
ابر گوئی کرده غارت تخت بزازان هند
[...]
آفرین بر دولت محمودیان باد آفرین
کافریدش زآفرین خویشتن جان آفرین
آفرین بر دولتی کش هر زمان گوید خدا
آفرین باد آفرین بر چون تو دولت آفرین
چون نباشد آفرین ایزدی بر دولتی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.