گنجور

غزل شمارهٔ ۸۷۶

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

یا من الیک میلی قف ساعة قبیلی

بالدمع بل ذیلی هذا نصیب لیلی

هر شب که باده نوشم وز تاب سینه جوشم

تا صبحدم خروشم هذا نصیب لیلی

از اشگ دل گدازم پیدا شدست رازم

لیکن چه چاره سازم هذا نصیب لیلی

از بند باز کن خو وزو دوست کام دل جو

زلفش بگیر و میگو هذا نصیب لیلی

هر شب به جست و جویش گردم بگرد کویش

گریم در آرزویش هذا نصیب لیلی

بلبل ز شاخساران با نالهٔ هزاران

گوید بنوبهاران هذا نصیب لیلی

تا روز از دل و جان چون بلبل سحر خوان

گویم دعای سلطان هذا نصیب لیلی

خواجو مگو فسانه در کش می شبانه

بر گوی این ترانه هذا نصیب لیلی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

این شعر بیشتر نوعی ترجیع بند است تا غزل

کانال رسمی گنجور در تلگرام