غزل شمارهٔ ۷۹
طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست
پرتو نور تجلی در دل پر نور ماست
ما به حور و روضهٔ رضوان نداریم التفات
زانک مجلس روضهٔ رضوان و شاهد حور ماست
عاقبت غیبت گزیند هر که آید در نظر
وانک او غایب نگردد از نظر منظور ماست
پیش ما هر روز بی او رستخیزی دیگرست
و آه دلسوز نفیر و سینه نفخ صور ماست
ما بدار الملک وحدت کوس شاهی میزنیم
وین که بر زر مینویسد اشک ما منشور ماست
کردهایم از ملک هستی کنج عزلت اختیار
وین دل ویرانه گنج و نیستی گنجور ماست
آنک دایم در خرابات فنا ساغر کشد
در هوای چشم مست او دل مخمور ماست
تختگاه عشق ما داریم و از دار ایمنیم
زانک دار از روی معنی رایت منصور ماست
تا چو خواجو عالم رندی مسخر کردهایم
زلف ساقی دستگیر و جام می دستور ماست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
الفت نوشته:
بادرود و سپاس. در مصرع اول از بیت دوم نوشته شده : ما بحور و روضه رضوان نداریم التفات.
در اینجا کلمه بحور بعنوان یک کلمه تلقی شده و چون در عربی دارای معنی بوده و بمعنی دریا هاست که خواننده را به اشتباه می اندازد، لذا باید آنرا به عنوان دو کلمه مجزای، به و حور نوشته شود.
موفق باشید.
—
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.