گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۴

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

بنوش لعل مذاب از زمردین اقداح

ببین که جوهر روحست در قدح یا راح

خوشا بروی سمن عارضان سیم اندام

عقیق ناب مروق ز سیمگران اقداح

بریز خون صراحی که در شریعت عشق

شدست خون حریفان سبیل و خمر مباح

بشوی دلق مرقع به آب دیدهٔ جام

که بی قدح نبود در صلاح و تو به صلاح

لب تو باده گساران روح را ساقیست

رخ تو خلوتیان صبوح را مصباح

در تو زمرهٔ ارباب شوق را منزل

غم تو مخزن اسرار عشق را مفتاح

فروغ روی چو ماه تو مشرق الانوار

کمند زلف سیاه تو قابض الارواح

دهد دو دیدهٔ من شرح مجمع البحرین

کند جمال تو تقریر فالق الاصباح

بساز بزم صبوحی کنون که خواجو را

لب تو جام صبوحست و طلعت تو صباح

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام