گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
انوری

دلبر چو دلم به عشوه بربود برفت

غمهای مرا به غمزه بفزود برفت

بس دیر به دست آمد و بس زود برفت

آتش به من اندر زد و چون دود برفت

اوحدالدین کرمانی

صبری که دلم بدو قوی بود برفت

بس دیر به دست آمد و بس زود برفت

هر چند که لاف پایداری می زد

چون آتش غم بدید چون دود برفت

خواجوی کرمانی

آن فتنه کن شمع جمع ما بود برفت

وان ماه که مهر ما بیفزود برفت

داود چو بی رخش نبودی روزی

اکنون چکند که ماه داود برفت

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه