عتاب رنگ به من نامهای فرستادی
مرا به پردهٔ تشریف راه نو دادی
صحیفههای معانی نوشتی و سر آن
به دست مهر ببستی و مهر بنهادی
چو نقش عارض و زلف تو نوک خامهٔ تو
نمود بر ورق روز از شب استادی
مرا نمودی کای پای بست محنت ما
به غم مباش که ما را هنوز بر یادی
مترس اگرچه به صد درد و بند بسته شدی
کنون که بندهٔ مائی ز هر غم آزادی
از آن زمان که بدیدم نگار خامهٔ تو
نگار نامهٔ من گشت نامت از شادی
ز لطفها که نمودی گمان برم که همی
در بهشت بر اهل نیاز بگشادی
ز فصلها که نوشتی یقین شدم که همی
دم مسیح بر مردگان فرستادی
دلیل که از غم غربت چو دیر بود خراب
به روزگار تو چون کعبه شد به آبادی
ز رغم آنکه مرا در غم تو طعنه زنند
غم تو شادی من شد که شادمان بادی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و احساسات عاشقانه اشاره میکند. او از عشقش به معشوق سخن میگوید که نامهای برایش فرستاده است، پر از معانی عمیق و مهر و محبت. شاعر بیان میکند که اگرچه به دلیلی در غم و محنت است، اما وجود معشوقش برایش شادی و آزادی به همراه دارد. او از زیباییهای آنچه که معشوق به تصویر کشیده، صحبت کرده و باور دارد که محبت او، بهشتی برای کسانی است که در طلب عشق هستند. شاعر در نهایت اعتراف میکند که غم عشق، برایش منبع شادی و خوشحالی است.
هوش مصنوعی: تو با کلام خود به من پیامی فرستادی و مرا به دنیای تازهای راهنمایی کردی.
هوش مصنوعی: کتابهایی پر از معانی نوشتی و برای حفاظت از آنها مهر و موم کردی و مهر بر روی آن گذاشتی.
هوش مصنوعی: چهره و موهای تو مانند طرحی زیباست که با قلمی نرم بر کاغذ کشیده شده است و مانند نور روز در دل شب میدرخشد.
هوش مصنوعی: مرا نشان دادی که ای شخصی که به خاطر مشکلات ما در غم نباش، چون ما هنوز به یاد تو هستیم.
هوش مصنوعی: نگران نباش، اگرچه به مشکلات و سختیهای زیادی گرفتار شدهای. حالا که به ما وابستهای، از هر اندوهی آزاد هستی.
هوش مصنوعی: از وقتی که زیبای تو را دیدم، نوشتههای من رنگ و بویی دیگر پیدا کرد و نام تو با شادی در آن جا گرفته است.
هوش مصنوعی: به خاطر مهربانیهایی که به من نشان دادی، گمان میکنم که تو در بهشت در را به روی نیازمندان باز کردهای.
هوش مصنوعی: از فصولی که نوشتید، متوجه شدم که هر لحظه روح مسیح را بر روی مردگان به ارمغان میآورید.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه غم دوری و بیخانمانی، مانند ویرانی دیر را به همراه دارد، در زمان تو، شهر و دیاری چون کعبه، به آبادانی و رونق رسیده است.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دیگران به من طعنه میزنند و از غم تو سخن میگویند، اما غم تو برای من شادی به ارمغان آورده است و باعث خوشحالی من شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا دلیست هوس خانۀ غم آبادی
که گر بدور فتادی مرا به افتادی
طرب نکوهی، انده کشی، غم اندوزی
ز کار عیش پشیمان، به درد دل شادی
درو بهر سر مویی نهفته درد دلی
[...]
چه باده بود که در دور از بگه دادی
که میشکافد دور زمانه از شادی
نبود باده به جان تو راست گو که چه بود
بهانه راست مکن کژ مگو به استادی
چه راست میطلبی ای دل سلیم از او
[...]
به خرمی و به خیر آمدی و آزادی
که از صروف زمان در امان حق بادی
به اتفاق همایون و طلعت میمون
دری ز شادی بر روی خلق بگشادی
به هر مقام که پای مبارکت برسد
[...]
نه قلزمم که به هم در شوم به هر بادی
که در میانه دلم هست کوه فولادی
غلط شدم که دلِ نا شکیب فرتوتم
چو آبِ تیره شود گر برون زند بادی
مثالِ صبر ِ من از روی ِ دوست دانی چیست
[...]
ز بهر خوشدلی خویش درون دنیا را
نگاه کن که چه کفت از طریق استادی
نسب چه میطلبی صورت تو بس باشد
دلیل انکه بدانند کآدمی زادی
فریب خلق مخور زانکه از لئام الناس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.