گنجور

 
افسر کرمانی

آن گروهی که ز جان و دل ما خوب‌ترند

آن گروهند که پرورده خون جگرند

شوخ چشمند و سیه طرّه و سیمین اندام

بلکه با طلعت خورشید نظیر قمرند

گرچه سنگین دل و پیمان شکن و عهد گسل

سرو رفتار و صنوبر قد و طوبی ثمرند

حور کردار و پری پیکر و شکر گفتار

حیف و صد حیف، که عاشق کش و بیدادگرند

مهوشان شه منش و با گهر و نازک طبع

عاشقان مفلس و دیوانه و بی پا و سرند

دانه هایی که من از دیده به دامان دارم

در غم سیمبران حسرت لعل و گهرند

محنت عشق و غم فرقت یاران عزیز،

همچو روز و شب ما غمزدگان در گذرند

ای خوش آنان که ز شوق قد سرو و رخ گل،

در مقامات غزل همدم مرغ سحرند

افسرا، در غم دلدار، ز ما صبر مجوی

عاشقانی که صبورند گروهی دگرند

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
ناصرخسرو

این رقیبان که بر این گنبد پیروزه درند

گرچه زیرند گهی جمله، همیشه زبرند

گر رقیبان به بصر تیز بوند از بر ما

این رقیبان سماوی همه یکسر بصرند

نامشان زی تو ستاره است ولیکن سوی من

[...]

منوچهری

بچگان ما مانندهٔ شمس و قمرند

زانکه همصورت و همسیرت هر دو پدرند

تابناکند ازیرا که دو علوی گهرند

بچگان آن بنسبتر که ازین باب گرند

مجیرالدین بیلقانی

ساقیا باده بده تا طرب از سر گیرند

پیش کاین تاج مه از تارک شب برگیرند

شاهدان شمع ز کاشانه برون اندازند

قدسیان مشعله هفت فلک درگیرند

نیکوان پرده بر انداخته در رقص آیند

[...]

ادیب صابر

آمد آن فصل که در وی همه جز مل نخورند

و آمد آن روز که مرغان همه جز گل نچرند

دلبران بوسه به عشاق دراین فصل دهند

بیدلان پرده اندیشه در این فصل درند

گل و لاله چو رخ و عراض معشوق شدند

[...]

سعدی

دنیی آن قدر ندارد که بر او رشک برند

یا وجود و عدمش را غم بیهوده خورند

نظر آنان که نکردند در این مشتی خاک

الحق انصاف توان داد که صاحبنظرند

عارفان هر چه ثباتی و بقایی نکند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه