گنجور

 
افسر کرمانی

ماه ما را آسمانی دیگر است،

سرو ما را بوستانی دیگر است

گو دگر کیوان مده زحمت به خویش،

کاین فلک را، پاسبانی دیگر است

ساکن این ملکم و از یمن عشق،

هر دمم جان در جهانی دیگر است

گنگ مادرزادم و در وصف دوست،

هر سر مویم زبانی دیگر است

گوش جان را باز کن، تا بشنوی

هر زبانم را بیانی دیگر است

زار می نالیدم و آن شوخ گفت:

بلبل ما را، فغانی دیگر است

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

عشق را گوهر ز کانی دیگر است

مرغ عشق از آشیانی دیگر است

هرکه با جان عشق بازد این خطاست

عشق بازیدن ز جانی دیگر است

عاشقی بس خوش جهانی است ای پسر

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
ملا احمد نراقی

شرح حالش را بیانی دیگر است

محرم رازش زبانی دیگر است

اقبال لاهوری

آنچه گفتم از جهانی دیگر است

این کتاب از آسمانی دیگر است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه