صبا، به جانان اگر توانی،
پیامی از من ببر نهانی
بگو، ز نازت، چه میشود کم
شبی به کویت گرم بخوانی
ز جام وصلت، زلال مهری
به کام خشکم، اگر چکانی
سرشکم از چشم، همی کنی پاک
غبارم از رخ، همی فشانی
نه عهد کردی که از محبان،
علاقه مهر، نه بگسلانی؟
چه شد که اینک نمی کنی یاد
ز دوستداران به هیچ آنی؟
من از فراغت همیشه ناکام
تو با رقیبان، به کامرانی
تو کرده ای خو به نعمت و ناز
بلای هجران بلی ندانی
به حالت من دلت بسوزد
غم دلم را، اگر بدانی
چه نونهالی است قد تو یارب
که سرو نبود، بدین روانی
نهاده ابروت، به قصد جانم
ز مژّه صد تیر به یک کمانی
سخن چه گویی، چو نیستت لب
کمر چه بندی، که بی میانی
نوید وصلی بده به افسر،
که جان سپارد، به مژدگانی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر پیام خود را به معشوق میرساند و از او میخواهد که یادش را فراموش نکند. او از غم دوری و فراق میگوید و از معشوق میخواهد که به خاطر احساساتش نسبت به او، دلش بسوزد. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و به حال افسردهاش در دوری اشاره مینماید. در پایان، او خواستار خبری از وصال و ارتباط دوباره است تا بتواند به زندگی ادامه دهد.
هوش مصنوعی: اگر میتوانی، ای نسیم، پیامی از من به محبوب برسان، اما به صورت پنهانی.
هوش مصنوعی: بگو که از زیباییهایت، چه میشود اگر شبی با شور و حال در کوی تو بخوانم؟
هوش مصنوعی: اگر از جام محبت تو به من بنوشانی، اندکی از سختی و خشکی دلم را نرم میکنی.
هوش مصنوعی: اشک من از چشمانم میریزد و تو غبار از چهرهام را پاک میکنی و محبتت را بر من نثار میکنی.
هوش مصنوعی: آیا عهد نکردی که از دوستداران قطع علاقه نکنی؟
هوش مصنوعی: چرا حالا دیگر به یاد دوستداران نمیافتی و آنها را فراموش کردهای؟
هوش مصنوعی: من از بیخبری و دوری تو، در کنار رقیبانم همیشه احساس ناکامی میکنم، در حالی که آنها به موفقیتهایی دست مییابند.
هوش مصنوعی: تو به لذتها و ناز و نعمت عادت کردهای و نمیدانی که چقدر دشوار است تحمل درد جدایی.
هوش مصنوعی: اگر بدانی چقدر غم دارم، حتماً برای حال من دلشکسته و ناراحت خواهی شد.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و ظرافت کودکانهای اشاره دارد که قد و قامتش به گونهای است که هیچ درختی به آن بلندی و شگفتی نمیرسد. این تصویر نشاندهندهی innocence و زیبایی خاص آن نونهال است.
هوش مصنوعی: ابروهای تو مانند کمانی است که در آن صد تیر از مژههایت هدفی را نشانه رفتهاند و به قصد جان من پرتاب میشوند.
هوش مصنوعی: وقتی که حرفی برای گفتن نداری، چه نیازی به لب و زبان است؟ چه دلیلی دارد که خودت را محکم نگهداری وقتی که در بین تو و دیگران فاصلهای وجود دارد؟
هوش مصنوعی: بخشی از پیام را به افسر برسان که شخصی آماده است جان خود را فدای او کند و این امر را به عنوان نوید خوشی و شادمانی اعلام کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نظاره ای ای نگار جانی
مگر مرا سوی خود کشانی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.