زآن قد چون صنوبر و زآن روی چون سمن،
کاخم شده است گلشن و کویم شده چمن
ماه است و ماه را نبود لعل لب عقیق
سرو است و سرو را، نبود سیم ساده تن
زلف دوتاش، آیت جادوی سامری
لعل لبانش، غیرت یاقوت بوالحسن
زنجیر عقل آمد و پابند هوشیار
آن زلف حلقه حلقه و آن جعد پرشکن
هر تار آن شکن که گره در گره بود
فرزانه را سلاسل و دیوانه را رسن
ایمن نیم ز هندوی زلف تو، کاشکار
کالای دل ربود که دزدی است خانهکَن
جز عندلیب دل، که به زلف تو واله است
بلبل شنیده ای که بود واله زغن
عزم سفر به خطه چین و ختن خطاست
مار است چین زلف تو، هم چین و هم ختن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت دو معشوق اشاره دارد. شاعر با استفاده از تشبیهات و استعارهها، معشوقش را به صنوبر و سمن و ویژگیهایش را به ماه و سرو تشبیه میکند. زلف او به عنوان نماد جذابیت و سحر معرفی شده و میگوید که این زلفها نه تنها عقل را به بند میکشند، بلکه دیوانگی را نیز به همراه دارند. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که زلف معشوقش چنان زیبایی دارد که تمام دلها را میرباید و حتی سفر به سرزمینهای دور به خاطر زیبایی او خطاست. در نهایت، به زیبایی و تاثیری که این زلفها دارند، تأکید میشود.
هوش مصنوعی: به خاطر قد بلندش شبیه صنوبر و به خاطر زیباییاش مانند سمن است. به همین دلیل، باغم پر از گل شده و کویام شبیه چمنزار زیبا گردیده است.
هوش مصنوعی: ماه وجود دارد اما لبهایش مانند لعل نیست، سرو هم هست اما بر قامتش سیمی ساده نیست.
هوش مصنوعی: دو دسته زلف او، نشان زیبایی جادویی مانند سامری است و لبهایش به رنگ لعل، غیرتی به یاقوت بوالحسن دارد.
هوش مصنوعی: عقل را به زنجیر کشیدهاند و هوشیاری را تحت تاثیر قرار داده است. آن زلفهای حلقهدار و آن حالت فریبنده و جذاب موها به شدت انسان را به خود جذب میکند.
هوش مصنوعی: هر گرهای که بر تارهای زندگی ماست، برای انسانهای عاقل مانند زنجیر و برای دیوانهها به مانند بند است.
هوش مصنوعی: از زلفهای تو که مثل هندیها جذاب و دلربا است، بسیار ایمنم. کاش کسی بتواند دل مرا به طرز عجیبی بدزدد، زیرا این دزدی به نوعی بسیار عمیق و تأثیرگذار است.
هوش مصنوعی: به غیر از مرغ سحر که به موهای تو عاشق است، آیا بلبل را شنیدهای که عاشق کدام پرندهی سیاه است؟
هوش مصنوعی: عزم سفر به سرزمین چین و ختن اشتباه است، زیرا زلف تو مانند ماری است که این دو سرزمین را به هم پیوند میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گفتم گلست یا سمنست آن رخ و ذقن
گفتا یکی شکفته گلست و یکی سمن
گفتم در آن دو زلف شکن بیش یا گره
گفتایکی همه گره است و یکی شکن
گفتم چه چیز باشد زلفت در آن رخت
[...]
کردم تهی دو دیده بر او من چنانک رسم
تا شد ز اشکم آن ز می خشک چون لژن
من کرده پیش جوزا، وز پس نبات نعش
اینهم چو باد بیزن و آنهم چو با بزن
ای گلبن روان و روان را بجای تن
پیش آر جام و تازه کن از راح روح من
زان می که رنگ و بوی تقاضا کند ازو
د رکوهسار لاله و در باغ یاسمن
خمری که مشک خفته و بیدار در دو حال
[...]
زیرا که نیست از گل و از یاسمن کمی
تا کم شدهست آفت سرما ز گلستان
تا باد ماه آبان بگذشت در چمن
شد زرد و پر ز گرد به اندر چمن چو من
چون تخته های زرین بر نیلگون پرند
برگ چنار ریخته از باد در چمن
بر شاخ نار نار کفیده نگاه کن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.