تا عشق را قدم بسرکو نهاده ایم
از کوی عافیت قدم آن سو نهاده ایم
آرام و تاب در پر عنقا سپرده ایم
صبر و سکون به سایه آهو نهاده ایم
پابست زلف سلسله مویی شدیم ما
واینک بپای سلسله ز آن مو نهاده ایم
گامی نرفته ایم نکو در تمام عمر
این گام اول است که نیکو نهاده ایم
بر یاد دوست، شب همه شب تا سحرگهان
شیدا صفت بنای هیاهو نهاده ایم
هر شب در آرزوی دو مرجان لعل او
بر کهربا، دو رشته لؤلؤ نهاده ایم
با نقد مهر دوست که چون زر خالص است
ما سنگ ناقصی به ترازو نهاده ایم
ما بلبلان نغمه سرا، مهر خاموشی
بر لب از آن دو لعل سخنگو نهاده ایم
بگذر شبی به کلبه عشاق و از غمش
سرها ببین که بر سر زانو نهاده ایم
با داغ او خوشیم که آخر بیادگار
نقشی به دل از آن رخ دلجو نهاده ایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و پیوند عاطفی اشاره میکند و از احساسات عمیق و دیوانگیاش برای محبوب سخن میگوید. او بیان میکند که با عشق قدم به دنیای تازهای گذاشته و همه آرامش و صبرش را نیز به خاطر معشوق فدای عشق کرده است. در این راه، او خود را به زلف و زیبایی محبوب وابسته میبیند و میگوید که گامهایش در زندگی تنها برای عشق اوست. شبها با یاد او بیدار مانده و آرزو دارد که به مجازی از وجود آن محبوب دست یابد. شاعر همچنین با نگاهی عاشقانه و غمگین، به دوستی و زیباییهای این عشق اشاره میکند که با وجود داغهای ناشی از فراق، او با کمال خوشحالی این احساس را در دل میپروراند.
هوش مصنوعی: ما برای عشق، پا به دل قید و بندها گذاشتهایم و از راه راحتی و آسایش، قدم به سمت دیگری برداشتهایم.
هوش مصنوعی: ما به آرامش و سکون خود در دنیای خیالی پرندگان زیبا، همانند عنقا، اعتماد کردهایم و صبر و آرامش را به سایه آهو واگذار کردهایم.
هوش مصنوعی: ما درگیر زلف و موهای تو شدهایم و اکنون پایمان به خاطر آن موها به زمین بسته است.
هوش مصنوعی: ما در تمام زندگی قدمی برنداشتهایم؛ این اولین قدمی است که به خوبی گذاشتهایم.
هوش مصنوعی: ما به یاد دوست، تمام شب را تا صبح در حال شادمانی و سرور هستیم و هیاهوی شادی را برپا کردهایم.
هوش مصنوعی: هر شب به یاد دو دانه مرجان قرمز او روی سنگ کهربا، دو رشته مروارید قرار دادهایم.
هوش مصنوعی: با محبت و عشق دوست که ارزشی همچون طلا دارد، ما سنگی ناچیز و بیارزش را در ترازوی سنجش قرار دادهایم.
هوش مصنوعی: ما بلبلانی هستیم که آهنگ میخوانیم، اما به دلیل زیبایی و دلنشینی دو لب شیرین سخنگو، بر دهان خود مهر سکوت زدهایم.
هوش مصنوعی: شبی را در خانه عاشقان سپری کن و ببین که از غم عشق، چگونه سرها را بر زانو گذاشتهایم.
هوش مصنوعی: ما با یاد او آرامش داریم، چون از چهره دلپذیرش یادگاری در دل مانده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا عشق را قدم بسر کو نهاده ایم
از کوی عافیت قدم آن سو نهاده ایم
آرام و تاب در پر عنقا سپرده ایم
صبر و سکون به سایه آهو نهاده ایم
پا بست زلف سلسله مویی شدیم ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.