پرورده نهان به مشک و کافور
در شهپر زاغ بیضه نور
دارد مه نو عیان به غبغب
کافور به ساتکین بلور
ماه تو که شرم روی مهر است
چشم بد آفتاب از او دور
ماهی تو و مهر کرم شب تاب
مهری تو و ماه مرغ شب کور
شمشاد تو شرم قد طوبی
رخسار تو رشک گلشن حور
با آن که ملولم ماندم از غم
جانم به امید توست مسرور
دور از لبت ای بت شکرخند
نوشم شده همچو نیش زنبور
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای معشوق و احساسات شاعر میپردازد. شاعر از ترکیبات معطر و دلانگیز مانند مشک و کافور بهعنوان نمادهایی از زیبایی یاد میکند و چهرهی معشوق را با ماه و ستارگان مقایسه میکند. احساسات او به عشق و انتظار از محبوبش آمیخته است و علیرغم غم و ملولی که دارد، امیدش به عشق معشوق او را شاداب نگه میدارد. شاعر در پایان از دوری معشوقش شکایت میکند و این دوری را به نیش زنبور شبیه میسازد.
هوش مصنوعی: در دل تاریکی و در میان چیزهای گرانبها، نطفهای از نور و زیبایی وجود دارد.
هوش مصنوعی: ماه نو به وضوح در آسمان نمایان است و کافور مانند درخشش بلورین در طبیعت میدرخشد.
هوش مصنوعی: ماه تو چنان زیبایی دارد که حتی آفتاب نیز از دیدن آن شرمنده است و به همین خاطر از آن دوری میکند.
هوش مصنوعی: ماهى که تو هستى، مانند یک نور درخشان است و مهربانىات، همچون روشنایى کرم شبتاب میدرخشد. تو نماد روشنایى و محبتى هستى که در تاریکىها هم به چشم مىآید.
هوش مصنوعی: قد تو مانند درخت شمشاد است که به زیبایی و ظرافت میبالد، و چهرهات به قدری زیباست که حتی در برابر گلهای بهشتی نیز حسادت برانگیز است.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه خیلی ناراحت هستم و غم دارم، اما هنوز به امید تو هستم و این امید مرا خوشحال میکند.
هوش مصنوعی: دور از لبهای تو، ای معشوق شیرینلب، احساس میکنم طعمی تلخ مانند نیش زنبور.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای یار سرود و آب انگور
نه یار منی به حق والطور
معزول شده است جان ز هرچه
داده است بر آنت دهر منشور
می گوی محال ز آنکه خفته
[...]
از خلد گرفت بوستان نور
پیرایه و جامه یافت از حور
جامه ز حریر و حُلّه دارد
سرمایه ز لعل و درّ منثور
بودند چهار مه درختان
[...]
ای قصر رسالت تو معمور
منشورِ رسالت از تو مشهور
خدّام ترا غلام گشته
کیخسرو کیقباد و فغفور
در جمله کائنات گویند
[...]
دراجهٔ مشتری بدان نور
از راه تو گفته چشم بد دور
نزدیک توام مرا مبین دور
پهلوی منی مباش مهجور
آن کس که بعید شد ز معمار
کی گردد کارهاش معمور
چشمی که ز چشم من طرب یافت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.