اگر سری است با گلت به عارض نگار بین
وگر هواست سنبلت، شکنج زلف یار بین
مخواه نوبهار را، مجو بنفشه زار را
ز طرّه آن نگا را بنفشه در کنار بین
چه طرف باشد از گلت، چه آرزو به سنبلت
ز روی یار محفلت، فریب نوبهار بین
به عارضش عرق نگر، ستاره بر شفق نگر
گهر به گل ورق نگر، به مه در استوار بین
الا که می برد دلت به سوی سبزه و گلت
ز بوستان چه حاصلت، به بوستان عذار بین
به کوه لاله زارها، به دشت سبزه کارها
بهر چمن بهارها، از او به یادگار بین
گلی نگر بهشت رو، بهارکی بنفشه مو
فراز سرو قد او، گل و بنفشه بار بین
مبر به سوی سبزه ره، میار بر سخن نگه
به روی آن دو هفته مه، سمن به سبزه زار بین
ز طلعتش بهار جو، ز طرّه اش تتار جو
ز قامتش عرار جو، به نرگسش خمار بین
مگو که نوبهار شد، زمین بنفشه زار شد
اگر جهان نگار شد، تو طلعت نگار بین
رخیش جانفزا نگر، قدیش دلربا نگر
لبیش خنده زا نگر، خطیش مشکبار بین
فسون و ناز و غمزه اش، دلال و غنجو و عشوه اش
تعلل و کرشمه اش، فزون و بیشمار بین
ز جعد تابدار او، ز خط مشکبار او،
فراز لاله زار او، دمیده سبزه زار بین
بتی بجوی سیمتن، مهی همه دلال و فن
وز آن به کام خویشتن، مدار روزگار بین
ز لعل او یمن نگر، ز روی او چمن نگر
به موی او ختن نگر، تتارها، به تار بین
به بیهده به هر طرف، مساز عمر را تلف
الا خلاف ما سلف، بخود زمانه یار بین
بجوی طرفه یارکی، بتی سمن عذارکی
بهشت وش نگارکی، وز آن به دل قرار بین
کرشمه و تطاولش، تکبر و تغافلش
تمسخر و تعللش، فزون و بیشمار بین
غزل سرای، بذله خوان، کنایه گوی طعنه ران
ادای فهم و نکته دان، بت کرشمه کار بین
جهان سروری نگر، سحاب برتری نگر
محیط داوری نگر، سپهر اقتدار بین
به صفّ بار او مهان، ستاره بین چو بندگان
به گاه رزم او یلان، چو طفل نی سوار بین
همین نه انجم و مهش بسوده رخ به درگهش
به درگه از که و مهش، هزار خاکسار بین
یلان همه به بند او، فتاده کمند او
اسیر و دردمند او، بگاه گیر و دار بین
نه خود کرانه تا کران گرفته حزم او جهان
که خصم را به دودمان، ز تیغ او شرار بین
منش که مدح گستری نمودم و سخنوری
بر انجمم ز برتری، کلاه افتخار بین
هماره تا که در چمن، دمد بنفشه و سمن
ورا بشادی و محن، مُحب و خصم یار بین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در وصف زیباییهای طبیعت و همچنین زیباییهای معشوق سروده شده است. شاعر از گلها، بهار و زیباییهای طبیعی سخن میگوید و آنها را به زیباییهای محبوبش نسبت میدهد. او زیباییهای چهره و قامت محبوب را با زیباییهای گلها و طبیعت مقایسه میکند و میگوید که اگرچه بهار و گلها زیبا هستند، اما جمال و دلربایی محبوب او برتر از همه آنهاست. شاعر همچنین به زودگذر بودن زندگی اشاره میکند و از خواننده میخواهد که زیباییها را قدر بداند و در لحظه زندگی کند. در نهایت، او اشاره میکند که در این جهان پر از زیبایی، عشق و دلباختگی در برابر محبوب اصلیترین نکته است.
هوش مصنوعی: اگر سرّی در دل داری، به چهرهی معشوق نگاه کن، و اگر در خواستهات سنبل (گل زیبا) است، به چرخش و زیبایی موهای یار توجه کن.
هوش مصنوعی: نمیتوانی بهار را بخواهی یا در پی گل بنفشه باشی، بلکه باید زیبایی و طراوت را در نگاه آن محبوب پیدا کنی که مانند بنفشه در کنارت است.
هوش مصنوعی: هر چه نظری به گلهای تو باشد یا آرزویی که به سنبل تو دارد، از زیبایی چهره یار در محفل به تو نگاهی بینداز و فریب زیبایی بهاری را مخور.
هوش مصنوعی: به چهرهاش عرق نگاه کن، به ستارهها در سپیده دم توجه کن. به جواهرها روی گلبرگها دقت کن و به ماه در حال سربلند شدن نگاه کن.
هوش مصنوعی: جز این نیست که دل تو به سمت طبیعت و گلها میکشد. از باغ و زیباییهای آن چه انتظاری داری، وقتی که صورت زیبا را در باغ میبینی؟
هوش مصنوعی: به کوه و دشتهای زیبا و سبز، نشانههایی از بهار و شکوفهها را ببینیم که به یادگار از او باقی ماندهاند.
هوش مصنوعی: به زیبایی و طراوت بهشت نگاه کن، همانند بنفشهای که سر از خاک برآورده است. قد بلند او مانند سرو است و در کنار او، گل و بنفشه را نیز مشاهده کن.
هوش مصنوعی: به سوی چمن نروند و در گفتگو حرفی نزنند. به زیباییهای چمن و گلها نگاه کنند، چرا که جمال و شکوه آنها سزاوار توجه است.
هوش مصنوعی: چهره او مانند بهاری شاداب است، موها و بافت او شبیه پیپهای خوشگلی است که از آن بگذریم. قامت او زیبا و افسونگر است و نرگسهای چشمانش حسی از مستی و افسون را به بیننده منتقل میکند.
هوش مصنوعی: نزنید بر طبل شادمانی چون بهار آمده و زمین پر از گلها شده است. اگرچه دنیا زیبا و دلانگیز به نظر میرسد، تو باید نگاه کنی و حقیقت را ببینی.
هوش مصنوعی: به چهرهاش نگاه کن که چقدر جانافزاست، به قامتش توجه کن که چه دلربایی دارد. به لبخندش بخند و به خطش که مانند مشک خوشبوست، بنگر.
هوش مصنوعی: زیبایی و ناز و عشوهگری او، به همراه ناز و یازش، بسیار چشمگیر و فراوان است.
هوش مصنوعی: از موهای پرچین و تابدار او، از خط زیبای سیاه او، بر فراز دشت لاله، به سبزهزاری که سبز و خرم است، نگاه کن.
هوش مصنوعی: به دنبال زیبا و دلنشین باش، که هنر خاصی دارد و میتواند دل هر کسی را ببرد. اما در عین حال، همیشه به یاد داشته باش که نباید از فرصتهای زندگی غافل شوی و باید حقیقت روزگار را در نظر داشته باشی.
هوش مصنوعی: به زیبایی و جذابیت چهرهی او نگاه کن، به کشور و سرزمینهای سرسبز و گلدار نگاه کن. به موهای او که همچون عطر خوشبو و لطیف است بنگر، و از این خلوص و زیبایی بینظیر لذت ببر.
هوش مصنوعی: به طور بیهوده و بدون هدف، وقت خود را تلف نکن. جز بر اساس اصول و روشهای گذشتگان، به مرور زمان نگاه کن و آن را یاریگر خود قرار بده.
هوش مصنوعی: به دنبال محبوبی بگرد که مانند معشوقی با زیبایی و جذابیت خیرهکننده باشد؛ مانند بهشتی که دل را آرامش دهد و تصویر او در دل بر جای بگذارد.
هوش مصنوعی: ظرافت و ناز او، خودخواهی و بیتوجهیاش، تمسخر و کندیاش را ببین که چقدر زیاد و بیشمار است.
هوش مصنوعی: شاعر غزل، شوخی کنان و با کنایه صحبت میکند و طعنههای خود را به صورت زیرکانه بیان میکند و به خوبی میتواند نکتههای عمیق را در مییابد و به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: به جهان نگاه کن و عظمت آن را ببین. ابرها را ببین که برتری و بزرگی خود را نشان میدهند. به محیطی که قضاوت و داوری در آن انجام میشود دقت کن و آسمان را که نماد قدرت و اقتدار است مشاهده کن.
هوش مصنوعی: در حضور او، بزرگان همچون ستارهها در آسمان، و در هنگام نبرد، جنگجویان نیز مانند کودکانی سوار بر اسب به چشم میآیند.
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره شده که نه تنها ستارگان و ماه زیبایی خاصی دارند، بلکه در درگاه او، افرادی humble و خاکی هم وجود دارند که قابل توجه هستند. این نشان میدهد که زیبایی و عظمت درگاه او به قدری است که حتی خاکساران نیز در برابر آن احساس سرافرازی میکنند.
هوش مصنوعی: جوانمردان همه در دام او گرفتارند، آنقدر که اسیر و دردمندند. وقتی به وقت کارزار مینگری، این وضعیت را مشاهده کن.
هوش مصنوعی: نه تنها خود را در برابر خطرات محفوظ نگه میدارد، بلکه با قدرت و حکمتش، تمام جهان را تحت کنترل دارد. دشمنانش را نیز به عذاب و نابودی دچار میسازد و با تیزبینی و تدبیرش، بر آنها غلبه میکند.
هوش مصنوعی: من با ستایش و تعریف از دیگران، در هنر سخنوری به قلههای بلندی رسیدهام. این خود را به عنوان نشانهای از افتخار بر سر دارم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که در چمن گل بنفشه و سمن میروید، تو با شادی و غم، محبوب و دشمن یار را ببین.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای ز بهشت بی خبر رونق نو بهار بین
رونق نو بهار چه جنت آشکار بین
مریم باغ حامله عیسی غنچه در چمن
مرده زنده دیده ای معجز نوبهار بین
بید کشیده از میان تیغ چو آب و لاله را
[...]
اگر سری است با گلت، به عارض نگار بین
وگر هواست سنبلت، شکنج زلف یار بین
مخواه نوبهار را، مجو بنفشه زار را
ز طره آن نگار را، بنفشه در کنار بین
چه طرف باشد از گلت، چه آرزو به سنبلت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.