زهی رسیده بجایی که بر سپهر برین
دعای جان تو گشتست ورد روح امین
بسان سوزن نظّام نوک خامۀ تو
همی کشد سوی هم عقدهای درّ ثمین
مگر که لیق دویتت شود، در این سودا
همی بپیچد بر خویش زلف حورالعین
باستراق حدیث تو در منافذ گوش
هزار رهزن اندیشه کرده اند کمین
خرد چو معنی باریک و لفظ جزل تودید
چه گفت؟ گفت: زهی ازدواج غثّ و سمین
هر آن کجا که زبان آوریست همچون شمع
زکنه مدح تو شد با لگن ز عجز قرین
به بنده خانه قدم رنجه کرده یی آری
برای تربیت من کنی هزار چنین
ز بام کعبه بسوراخ مورفرق بسیست
ولیک پر تو خورشید را چه آو چه این
چنان شد از شرف پای تو ستانۀ من
که در نیارد سر زین سپس بعلّبّین
از این تفاخر در کوی من عجب نبود
که سر برآرد با فرق چرخ خاک زمین
مرا که در ره شکر تو دست و پایی نیست
بدست و پا همه تشریف دادی و تمکین
بخدمت تو از آن جان خشک آوردم
که در جهان بجز از جان نداشتم شیرین
صداع عذر نمی آورم چرا؟ زیرا
که نیست لطف تو در حقّ من همین و همین
در آستین مراد تو باد دست قضا
بر آستان بقایت سر شهور و سنین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و تحسین معشوق میپردازد و شاعر احساساتی عمیق و زیباییشناسی را در توصیف عشق و فداکاری ابراز میکند. شاعر از دعا و محبت معشوق به عنوان منبعی برای روح و زندگی خود یاد میکند و بیان میکند که معشوق، مانند سوزنی که خموشی و نظم را به هم متصل میکند، زندگی و ارتباطات را به هم پیوند میدهد.
شاعر همچنین به تلاش خود برای جلب توجه و رضایت معشوق اشاره میکند و با تواضع و فروتنی بیان میدارد که برای تربیت و تعالی خود، هر نوع تلاش و سختی را به جان میخرد. او به تفاخر و بزرگمنشی معشوق اشاره میکند و به این نکته تأکید میکند که خود را در مقام پایینتری میبیند، اما در عین حال عشق و محبت او را ارزشمند میداند.
در آخر، شاعر با ابراز نیاز به محبت و فضل معشوق، به نوعی از تقدس و احترام به او میرسد و خواستههایش را در خدمت به او میبیند. این شعر به طور کلی حاکی از عشق عمیق و دغدغههای انسانی در ارتباط با معشوق است.
هوش مصنوعی: دليرا، تو به جایی رسیدی که دعای جان تو به ورد (تکرار) روح پاک الهی تبدیل شده است و بر آسمان بلند جاری شده است.
هوش مصنوعی: مانند سوزنی که در کار خود ماهر است، نوک قلم تو نیز بندهای ارزشمند و گرانبها را به هم نزدیک میکند.
هوش مصنوعی: تنها زمانی میتوان به عشق تو دست یافت که شایستهاش باشم، در این تلاش، زلفهای حورالعین نیز به خود میپیچند.
هوش مصنوعی: در گوش من درباره تو هزاران افکار و تصور در کمین نشستهاند و منتظر فرصتی هستند تا به ذهنم نفوذ کنند.
هوش مصنوعی: خرد در پاسخ به پرسشهای باریک و پیچیده، چنین گفت: چه زیباست که چیزهای بیارزش و ارزشمند با هم ترکیب شوند!
هوش مصنوعی: هر جا که سخن به زبان آید، مانند شمعی فروزان در ستایش توست که از ناتوانی، به تنگنا افتاده و در شرایط سختی قرار دارد.
هوش مصنوعی: از اینکه به من لطف داشتی و به خانهام آمدی، بسیار خوشحالم. اگر قرار باشد برای تربیت من هزار بار هم چنین کاری کنی، باز هم برایم ارزشمند خواهد بود.
هوش مصنوعی: از بالای کعبه سوراخهای زیادی وجود دارد، اما تو ای خورشید، هیچکدام از این سوراخها برای تو مشکلی ایجاد نمیکند.
هوش مصنوعی: به قدری از مقام و ارزش تو، من به تو وابسته شدم که حتی از این پس هم نمیتوانم سر خود را بالا ببرم و خود را جدا از تو احساس کنم.
هوش مصنوعی: در کوچهام، تعجبی ندارد که خاک زمین هم گاهی بلند شود و بالاتر بیفتد، چون در این دنیا همه چیز موقتی و فانی است.
هوش مصنوعی: من در برابر محبت و شکرگزاری تو، هیچ قدرت و وسیلهای ندارم. تو همه چیز را با احترام و بزرگمنشی به من عطا کردهای و من هیچگونه اعتراضی ندارم.
هوش مصنوعی: من جان خشکیدهای را خدمت تو آوردهام که در این دنیا جز جان چیزی دیگر نداشتم، ای دوست شیرین.
هوش مصنوعی: من بهانهای ندارم برای اینکه چرا دچار سردرد شدهام، چون لطف و محبت تو نسبت به من همین است و بس.
هوش مصنوعی: در آستین تو خوشبختی و تقدیر در آستان عمر و دانش تو قرار دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ترنج بیدار اندر شده به خواب گران
گل غنوده برانگیخته سر از بالین
هرآن که خاتم مدح تو کرد در انگشت
سر از دریچه زرین برون کند چو نگین
بخار دریا بر اورمزد و فروردین
همی فرو گسلد رشته های درّ ثمین
ز آب پاک دهان پر ستاره دارد ابر
ز باد پاک شکم پر ستاره دارد طین
بمشکرنگ لباس اندرون شدست هوا
[...]
همی کند به گل سرخ بر بنفشه کمین
همی ستاند سنبل ولایت نسرین
بنفشه و گل ونسرین و سنبل اندر باغ
به صلح باید بودن چو دوستان، نه بکین
میان ایشان جنگی بزرگ خواهد خاست
[...]
بشکل غالیه دانیست لاله ، یاقوتین
نشان غالیه اندر میان غالیه دان
بتی بمهر چو لیلی بچهر چون شیرین
بوصل او دل من شاد و عیش من شیرین
مثل زنند بشیرین لبش و لیکن هست
حدیث کردن شیرین او به از شیرین
اگر بچین بنگارند نقش چهره او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.