گنجور

 
جویای تبریزی

خط پشت لب میگون تو عنوان گل است

دهنت نقطهٔ بسم الله دیوان گل است

شده از یاد تو هر قطرهٔ خونم چمنی

موج خون جگرم جوش خیابان گل است

مزه از شور دلم رفت چو زخمش به شد

نمک نالهٔ بلبل لب خندان گل است

دهنت غنچهٔ نشکفتهٔ باغ سخن است

خندهٔ زیر لبت چاک گریبان گل است

نحسن رنگین تو از بس نمکین افتاده است

چشم جویا ز خیال تو نمکدان گل است

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سلیم تهرانی

نوبهار است و چمن در پی سامان گل است

ابر بر روی هوا، دود چراغان گل است

بس که گل سر زده از هر سر خار ماهی

کوچه ی موج به دریا چو خیابان گل است

مستی از لاله سر شحنه چراغان کرده ست

[...]

بیدل دهلوی

خنده‌صبحی‌ست‌که در بندگریبان‌گل است

عیش موجی‌ست‌که سرگشتهٔ توفان‌گل است

غنچه را بوی دل‌افزا سخن زیرلبی‌ست

خلق خوش ابجد طفلان دبستان‌گل است

محو رنگینی گلزار تماشای توام

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه