شرف دهد چو نگارین من دبستان را
کشد زرشک دبستان هزار بستان را
ببین بطره و لعلش اگر ندیدستی
بدست اهرمنی خاتم سلیمان را
بجز تعلق رنگین رخش بمشکین زلف
چنین علاقه کم افتد بکفر ایمان را
مرا تصور چهرش کجا دهد تسکین
که تشنگی نبرد وصف آب عطشان را
گشاده دست تطاول بروی اوتا زلف
ز رهزنی بقفا بسته دست شیطان را
مرا که بیدل و دینم ز زلف او چه هراس
که نیست وحشت خاطره زدزد عریان را
بدامن شب زلفش نمیرسد چون دست
سزد چو صبح اگر بر درم گریبان را
مگر بگندم از آن خال جلوه دید آدم
که خود به نیم جوانگاشت باغ رضوان را
مرا که در رمضان هم زچشم او مستی است
چرا ببدرقه پویم بباده شعبان را
همی چو زلف تو افتادگی کند جیحون
گدانگر که پی همسریست سلطان را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت محبوبی اشاره دارد که چهرهاش مانند گل و زرخیز است. شاعر از جذابیت او و تأثیرش بر دل خود میگوید و مینویسد که چگونه عشق به او فراتر از هر نوع تعلق و ایمان است. او به زلف معشوق و زینتهایش اشاره میکند و میگوید که در مقابل زیبایی او هیچ ترسی ندارد. شاعر تأکید میکند که عشق و زیبایی او قدرتی دارد که حتی در روزهای سخت هم به او آرامش میدهد. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که حتی در حالتی که دیگران نمیتوانند با معشوقه همپای او شوند، او همچنان به عشقش ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: وقتی محبوب من به مدرسه میآید، زیبایی و شکوهی به آنجا میبخشد که مانند زرشک، هزار باغ را زنده و خوش رنگ میکند.
هوش مصنوعی: اگر بطره و انگشتری سرخ رنگش را نمیدیدی، انگار که آن را به دست موجودی شرور و عذابآور قرار دادهاند، همانند انگشتری سلیمان که قدرت خاصی داشت.
هوش مصنوعی: به جز علاقهی عمیق و خاصی که به رنگینکمانی از زیباییهای چهرهاش دارم، از این علاقه به این زلفهای مشکی کاسته نمیشود و این موضوع میتواند به معنای زیر سوال رفتن ایمان من باشد.
هوش مصنوعی: تصور چهره او نمیتواند به من آرامش بدهد، مانند این است که تشنگی نتواند وصف آب را به درستی بیان کند.
هوش مصنوعی: دستش را به راحتی دراز کرده و به زیباییهای او توجه میکند، اما به زلفش اجازه نمیدهد که به آسانی دست شیطان نزدیک شود.
هوش مصنوعی: من که بیپروا و دلباختهام، از زلف او چه ترسی دارم؟ زیرا هیچ وحشتی از یادآوری عریان و بیپوشش ندارم.
هوش مصنوعی: در شب برایم دسترسی به زلف او ممکن نیست، مثل اینکه صبح اگر به در خانهام بیاید، نمیتوانم دستم را بر روی گریبانم بگذارم.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که زیبایی آن خال، نظر آدم را به خود جلب کند، به طوری که او حتی باغ بهشت را نبیند؟
هوش مصنوعی: در ماه رمضان که هنوز از نگاه او مدهوش و سرمست هستم، چرا باید به استقبال ماه شعبان بروم و خود را با می و شراب مشغول کنم؟
هوش مصنوعی: وقتی زلف تو به زمین میافتد، جیحون هم به آن حالت درمیآید. مراقب باش که این دلیلی بر جستجو و تلاش برای همسری است که به مقام سلطنت نزدیک باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به نام نیک تو خواجه فریفته نشوم
که نام نیک تو دام است و زرق مر نان را
کسی که دام کند نام نیک از پی نان
یقین بدان تو که دام است نانْش مر جان را
سلام کن ز من ای باد مر خراسان را
مر اهل فضل و خرد را نه عام نادان را
خبر بیاور ازیشان به من چو داده بُوی
ز حال من به حقیقت خبر مر ایشان را
بگویشان که جهان سرو من چو چنبر کرد
[...]
شریف خاطر مسعود سعد سلمان را
مسخرست سخن چون پری سلیمان را
نسیج وحده که نو حُلّهای دهد هر روز
زکارگاه سخن بارگاه سلطان را
ز شادی ادب و عقل او به دار سلام
[...]
لب تو طعنه زند گوهر بدخشان را
رخ تو طیره کند اختر درفشان را
به بوسه لب تو تهنیت کنم دل را
به دیدن رخ تو تربیت دهم جان را
به جان تو که پرستیدن تو کیش من است
[...]
چه خرمی است که امروز نیست زنگان را
چه فرخی است کزو بهره نیست کیهان را
بهار و کام طرب تازه می کند دل را
ضیاء انس و فرح زقه میدهد جان را
بدشت جلوه گری عرضه داد بار دگر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.