کیستم من آنکه بوسد آسمان غبرای من
به ز امروز است از الطاف حق فردای من
گیرد اسیاف ملوک اندر غلاف از بیم زنگ
از غلاف آید برون چون صارم برای من
رای من سازد شب دیجور را روشن چو روز
بر شب دیجور اگر عکسی فتد از رای من
بر زمین بیدار بختی آسمان چون من ندید
هم مگر در خواب بیند بعد از این همتای من
هفت بحر موج زن را گر فرا سنجی بوهم
قطره باشد ز بحر طبع گوهر زای من
دید چون ایوان من کیوان بحسرت گفت کاش
بود خشتی زین بنانه گنبد خضرای من
چون شنید ایوان من گفت ای زحل بیجا ملاف
کاین دنائت دور بود از فطرت بنای من
هر که را زاعیان کیهان بنگری بوده است خود
چاکر اجداد من یابنئده آبای من
میر اصطبلم ببندد از فلک پیمای مهر
گوی زرین بردم خنگ جهان پیمای من
شه نژادا کامگارا خود چه دانی کز سپهر
تا چه حد افسردگی دارد دل شیدای من
خسروی بودم که شیرینم زمشکو تاخت رخ
وامقی بودم که بر بود آسمان عذرای من
گر نگیری دست من پس دست شو از هست من
پایمردی کن اگر داری سر ابقای من
تا بود گردنده گردون تا چمد رخشند مهر
عرش گوید ای تراب درگهت ملجای من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر شناخت عمیق از خود و مقام فردی است. شاعر خود را کسی میداند که تواناییاش به اندازهای است که میتواند آسمانها را ببوسد و با عنه میشوید که لطف خداوند روزی پربار برای او به همراه خواهد داشت. او خود را با قدرت و شجاعت میبیند و معتقد است که افکارش میتواند شب تاریک را به روشنایی تبدیل کند. شاعر به بیداری و خوشبختی اشاره میکند و میگوید که کهکشانها و ستارهها نیز به او حسرت میبرند و آرزوی خود را در او میبینند. در نهایت، او از دیگران میخواهد که اگر میخواهند در کنار او باشند، باید از او حمایت کنند و پایمردی نشان دهند، زیرا او خود به نوعی پناهگاه و ملجای دیگران است.
هوش مصنوعی: من کیستم که به خاطر من، آسمان را میبوسد؟ امروز برای من بهتر است، چون فردای من از رحمتهای خدا برخوردار خواهد بود.
هوش مصنوعی: در سایه وحشت از زنگی که به وجود آمده، حکام به خواب رفتهاند و ترس از خطر باعث شده که مانند شمشیری تیز، آمادهی ظهور و جنگ شوند.
هوش مصنوعی: اگر افکار و اندیشههای من به میدان بیایند، میتوانند شب تاریک را مانند روز روشن کنند، حتی اگر فقط یک تصویر از آن افکار در این شب تاریک بیفتد.
هوش مصنوعی: در این دنیا، کسی مانند من را آسمان به بیداری نخواهد دید، مگر اینکه در خواب. در آینده هم کسی برابری چون من نخواهد یافت.
هوش مصنوعی: اگر هفت دریا را که موجزنان است بسنجی، به اندازهای که من در وجودم دارم، یک قطره بیشتر نخواهد بود. در واقع، دریاهای بزرگ با حال و هوای خود، هیچگاه به اندازهی گوهرهایی که از طبع من به وجود میآید نمیتوانند ارزش داشته باشند.
هوش مصنوعی: وقتی که آسمان را نظاره کردم، حسرت خوردم و گفتم ای کاش یکی از آجرهای این بنای زیبای سبز رنگ من بود.
هوش مصنوعی: وقتی ایوان من را دید، گفت ای زحل که به اشتباه اینجا هستی، زیرا این رفتار ناپسند تو از ذات نیکو و بنیان من دور است.
هوش مصنوعی: هر کسی که در کیهان نگاه کند، میبیند که او نیز همچون من، خادم جدان و اجداد من بوده است.
هوش مصنوعی: میری که بر پیکر زمین سوار است، از آسمان صدای مهر را قطع میکند و من گوی زرینی را از او گرفتم که نشاندهنده قدرت من در مدیریت دنیا است.
هوش مصنوعی: ای فرزند شاه، تو از چه میدانی که دل عاشق من تا چه اندازه از بلای آسمان غمگین است؟
هوش مصنوعی: من شاهی بودم که زیباییام دلنشین و شیرین است، و در عین حال، مثل ستارهای روشن در آسمان، عذرای من بر بلندیها درخشان است.
هوش مصنوعی: اگر دست من را نگیری، پس از وجود من جدا شو. اگر قدرت پایداری و حمایت از من را داری، ثابت قدم باش.
هوش مصنوعی: تا زمانی که چرخ روزگار در حرکت باشد و آفتاب در آسمان بدرخشد، ای خاک، درگاه تو پناگاه من است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آب و سنگم داد بر باد آتش سودای من
از پری روئی مسلسل شد دل شیدای من
نیستم یارا که یارا گویم و یارب کنم
کآسمان ترسم به درد یارب و یارای من
دود آهم دوش بابل را حبش کرده است از آنک
[...]
پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من
غمگسار و همنشین و مونس شبهای من
ای شنیده وقت و بیوقت از وجودم نالهها
ای فکنده آتشی در جمله اجزای من
در صدای کوه افتد بانگ من چون بشنوی
[...]
آن شهنشاهم که از نطق «هی العلیا»ی من
ما سوی الله نقطه ای آمد به زیر پای من
آفتاب وحدتم من زان که در صبح طلوع
کثرت ذرات شد پیدا ز نور رای من
اتحاد عین و غین عالم سر حروف
[...]
ماه من چون آگهی از ناله شبهای من
رحمتی کن بر دل بیچاره شیدای من
زآتش سودایت ای شمع جهان افروز دل
سوختم پروانه وار و نیستت پروای من
گر ز روی لطف خاکپای خود خوانی مرا
[...]
با وجود وصل شد زندان حرمان جای من
برکنار آب حیوان تشنهٔ مردم وای من
باغبان کاندر درون بر دست گلچین گل نزد
دست منعش در برون صد تیشه زد بر پای من
سایه بر هر کس فکند الا من دوزخ نصیب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.