دور ازان لب اشک من سرخ است و چشم تر سفید
کم فتد زینسان شراب لعل را ساغر سفید
گریه دایم سیاهی را نبرد از بخت من
زاغ را بسیاری باران نسازد پر سفید
بر بنا گوشت کشد زلف سیه خود را دراز
همچو هندوی برهنه کش بود بستر سفید
ریخت از ابر تجلی روی تو باران نور
خانه چشم و دلم را ساخت بام و در سفید
صفحه ای از مصحف خوبیست آن روی و عذار
یک طرف از وی نوشته یک طرف دیگر سفید
ای که می پرسی ز راه کعبه عشقم نشان
ز استخوان کشتگان راهیست سرتاسر سفید
در لباس خط و کاغذ گفته جامی بود
نو عروسی جامه مشکین کرده و چادر سفید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف احساسات و زیباییهای دلبر خود میپردازد. او با استفاده از تصاویری از اشک، زلف، نور و رنگها، حال و هوای غم و شادی را به نمایش میگذارد. اشکهای سرخ و چشمان تر نماد اندوه و عشق اوست، و در عین حال، زیبایی محبوبش را با استفاده از تشبیهات و استعارات توصیف میکند. در این میان، رنگها نقش مهمی دارند؛ سفید نماد پاکی و نور، و سیاه نماد غم و اندوه است. شاعر اشاره میکند که محبت او همچون کعبه، مکانی مقدس و مطلوب است که به دنبال آن است. در نهایت، شعر به بیان انرژی عاشقانه و شدید او نسبت به معشوقهاش میپردازد.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی از غم و احساس اشاره دارد. شخص گوینده، دور از محبوبا خود، احساس اندوه و دلتنگی میکند. اشکی که از چشمانش میریزد نشاندهندهی غم اوست و رنگ سرخ اشکها به عشق و علاقهاش نسبت به معشوق اشاره دارد. همچنین، در این حالت، چشمهایش تر و سرخ شدهاند، که نماد ناراحتی و عواطف عمیق اوست. در پایان، به این نکته اشاره میکند که وجود این حالات باعث میشود که زیبایی عشق و شوق او بیشتر نمایان شود.
هوش مصنوعی: اشک و نالههای پیوسته، درد و غم را از سرنوشت من نمیزداید. زاغ سیاه به خاطر بارانهای زیاد هرگز به پر سفید تغییر نمیکند.
هوش مصنوعی: زلف سیاه او به قدری بلند و زیباست که مانند یک هندوی برهنه، بستر سفیدی را میپوشاند.
هوش مصنوعی: از ابر، زیبایی چهرهات، باران نور نازل شد و باعث شد که چشمان و دل من، خانهای با سقف و درب سفید بسازند.
هوش مصنوعی: چهره و صورت زیبا همچون صفحهای از کتابی خوش خط است؛ یک سمت آن نوشتههایی وجود دارد و سمت دیگرش خالی و سفید است.
هوش مصنوعی: اگر درباره عشق من از راه کعبه سوال میکنی، باید بگویم که نشانهاش، استخوان کسانی است که در این راه جان باختهاند و این مسیر به طور کامل روشن و سفید است.
هوش مصنوعی: در دنیای پارچه و کاغذ، تصوری از عروسی تازه را به تصویر میکشد که در لباسی مشکی و چادری سفید قرار گرفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای مرا در هجر رویت چشم تر چون سر سفید
شد ز شست و شوی اشکم جام ها در بر سفید
از غم نادیدنت وز دیدن روی رقیب
یک دو دم چشمم سیاهست و دمی دیگر سفید
دیده می گردد سفید از انتظار روی خوب
[...]
خیز ساقی کز فروغ صبح شد خاور سفید
زاغ شب را ساخت گردون چون حواصل پر سفید
صبح کافوری سحاب از آسمان کافور بار
بیضه کافور را ماند زمین یکسر سفید
دی که کرد از دشت طی دیبای سبز سبزه را
[...]
تا نکرد از گریه چشم خویش را خاور سفید
از گریبانش نشد مهر بلند اختر سفید
عقل معذورست اگر شد در فروغ عشق محو
پیش خورشید درخشان چون شود اختر سفید؟
عاشق صادق نمی اندیشد از روز حساب
[...]
می شود هنگام پیری موی چون عنبر سفید
این بیابان می شود زین برف سرتاسر سفید
بس که شب تا روز می سوزم به یاد قد دوست
استخوان گشت همچون شمع در پیکر سفید
کرده خورشید فلک از کهکشان بر کف عصا
[...]
فقر، دل های سیه را کرده است اکثر سفید
می کند آیینه را از زنگ، خاکستر، سفید
آفتاب عالم آرا هم ز گردون قطعه ای است
صبح می سازد به صد خون جگر در بر سفید
برد کار از دست ما رندان به زور زر رقیب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.