خواهم ای گل که ز شوق تو بگریم چندان
که شود غنچه گلزار امیدم خندان
بی تو عاشق چو به بستان گذرد بر لب جوی
آب زنجیر شود بر وی و بستان زندان
چین در ابرو مفکن چون ز تو حاجت طلبیم
ای خم ابروی تو قبله حاجتمندان
چه اثر آه مرا در دل سخت تو که تیر
گرچه الماس بود کم گذرد از سندان
لب لعلت چه لطیف است کزان خون بچکد
گر کند تیز بر او کس به تخیل دندان
حرص بر وصل تو پیرانه سرم تا حدیست
که به صد بوسه ز لعلت نیم از خرسندان
پیر شد جامی و شیرین پسران را پدر است
چه بلاها که کشید این پدر از فرزندان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و yearning شاعر نسبت به معشوق است. او از شوق برای معشوق خود به گلی اشاره میکند که میخواهد از عشقش بگرید و غنچههای امیدش را شاد کند. شاعر حس میکند که بدون معشوقش، مانند عاشقی است که در باغی محبوس است. او به ابرو و زیبایی معشوق اشاره میکند و از تأثیر عمیق احساساتش بر دل معشوق سخن میگوید. همچنین، او به عشق و وصال معشوق با شدت و حرارت اشاره کرده و از سختیها و بلایای زندگی پدران در زندگی فرزندان یاد میکند. این شعر بیانگر عمق احساسات و دشواریهای عشق است.
هوش مصنوعی: میخواهم ای گل، آنقدر از عشق تو بگریم که غنچههای آرزوهایم شاد و خندان شوند.
هوش مصنوعی: بدون تو، عاشق در باغی که قدم میزند، احساس میکند که در کنار جوی آب اسیر شده و باغ برایش تبدیل به زندان شده است.
هوش مصنوعی: چین ابرویت را به هم نزن، چون زمانی که ما از تو درخواست کمک میکنیم، تو برای ما همچون قبلهای هستی که به آن دعا و نیاز خود را میطلبیم.
هوش مصنوعی: آه من چه تاثیری بر دل ناهموار تو دارد، چون تیر حتی اگر از الماس هم باشد، نمیتواند به راحتی از سندان عبور کند.
هوش مصنوعی: لبهای سرخ و زیبا تو چقدر لطیف و دلانگیز است که اگر کسی با دندان تیز به آن نزدیک شود، خون بر آن میریزد.
هوش مصنوعی: عشق و اشتیاق من به وصالت آنقدر زیاد است که حتی در سن پیری، برای یک بار دیدن و بوسهزدن از لبهای تو، همه چیز را فدای آن میکنم.
هوش مصنوعی: سالها از سر زندگی گذشته و شخصی به سن و سالی رسیده است. او با چالشها و سختیهای زیادی که فرزندانش برایش به وجود آوردهاند، روبهرو شده است و حالا در حسرت و درد به گذشته فکر میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بود دی در چمن ای قبلهٔ حاجتمندان
دل ز هجر تو و وصل دگران در زندان
پر گره گشت درونم ز تحمل چون مار
بر جگر به سکه در آن حبس فشردم دندان
صد تن آنجا به نشاط و ز فراق تو مرا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.