آنان که مهر روی چو ماه تو دیدهاند
مهرت به جان و دل ز جهانی خریدهاند
فرهادوار عاشق و زارند خسروان
تا یک حدیث از آن لب شیرین شنیدهاند
نیل محبّت تو چو دانی که از ازل
ای نور دیده بر رخ جانها کشیدهاند
از ما جدا مشو که دل طالبان دوست
عشق رخ تو از همه عالم گزیدهاند
از راه مردمی همه آیند مردمان
کاندر هوای روی تو ای نور دیدهاند
اندر هوای کعبهٔ وصل تو عاشقان
جان دادهاند و راه بیابان گزیدهاند
آنان که رو به قبلهٔ امّید داشتند
هم عاقبت به کعبهٔ وصلش رسیدهاند
باد صبا نمود که سرو چمن تمام
از شرم قامتت به قیامش خمیدهاند
آنان که عاقلان جهانند بیریا
بر خاک آستانت چو ماهی تپیدهاند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و علاقهٔ عمیق به محبوبی است که همچون ماه میدرخشد. عاشقان به خاطر محبت او، عشقش را از تمام جهان برگزیدهاند و از هر گوشهای به سوی او میآیند. در این راستا، آنها برای رسیدن به وصال محبوب جان خود را فدای عشق کردهاند. همچنین، تصویرهایی از طبیعت و زیباییهای آن بر اساس مقام و عظمت محبوب ارائه شده است و در نهایت به ستایش از زائران و عاشقانی اشاره دارد که با خضوع در آستان محبوب، عشق و ارادت خود را نشان میدهند.
هوش مصنوعی: کسانی که زیبایی چهرهات را مشاهده کردهاند، محبت و جذابیت تو را با تمام وجودشان در قلب و جان خود پذیرفتهاند و از دنیا برای آن ارزش قائل شدهاند.
هوش مصنوعی: عاشقها مانند فرهاد هستند که برای شنیدن یک کلام از لبهای شیرین محبوبشان، دچار درد و زاری میشوند و همه آن خسروان نیز به همین دلیل ناراحت و پریشان حالاند.
هوش مصنوعی: محبت تو همچون رنگ نیل، از آغاز خلقت بر چهره جانها نقش بسته است.
هوش مصنوعی: از ما دور نشو، زیرا کسانی که به عشق تو وابستهاند، چهرهات را از میان تمامی موجودات برگزیدهاند و برای آن دل میسوزانند.
هوش مصنوعی: مردم همه از راههای مختلفی به خدمت تو میآیند، زیرا که آنها در جستجوی دیدن چهرهی تو هستند که برایشان همچون نوری در زندگی میدرخشد.
هوش مصنوعی: در هوای کعبهٔ وصالت، عاشقان جان خود را فدای عشق کردهاند و مسیر بیابان را انتخاب کردهاند.
هوش مصنوعی: کسانی که به سوی امید و آرزوهای خود نگاه کردند، در نهایت به مقصد و هدف واقعی خود رسیدند.
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی به من گفت که همه سروهای چمن از شرم بلندی قامت تو، خم شدهاند و نمیتوانند راست ایستند.
هوش مصنوعی: افرادی که در دنیا عاقل و با بصیرت هستند و از هرگونه تظاهر و ریا دورند، به خاطر عشق و ارادت خود به تو مانند ماهی که از آب بیرون افتاده باشد، بر زمین در برابر درگاه تو افتادهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خاقانیا عروس صفا را به دست فقر
هر هفت کن که هفت تنان در رسیدهاند
در وجد و حال بین چو کبوتر زنند چرخ
بازان کز آشیان طریق پریدهاند
همچون گوزن هوی برآورده در سماع
[...]
گویی که آن زمان که مرا آفریدهاند
با عشق روح در جسد من دمیدهاند
در وقت آفرینش من شخص من مگر
از خون مهر و نطفه عشق آفریدهاند
یا خود محرران صنایع به کلک عشق
[...]
اینان مگر ز رحمت محض آفریدهاند
کآرام جان و انس دل و نور دیدهاند
لطف آیتیست در حق اینان و کبر و ناز
پیراهنی که بر قد ایشان بریدهاند
آید هنوزشان ز لب لعل بوی شیر
[...]
اهل خرد که از همه عالم بریدهاند
داند خرد که از چه به کنج آرمیدهاند
دانندگان که وقت جهان خوش بدیدهاند
خوش وقتشان که گوشه عزلت گزیدهاند
محرم درون پرده مقصود نیستند
[...]
روزی وفات یافت امیری در اصفهان
ز آنها که در عراق بشاهی رسیده اند
دیدم جنازه بر کتف تونیان و من
حیران که این جماعت ازین تا چه دیده اند
پرسیدم از کسی که چرا تو نیان شهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.