گنجور

به ملازمان سلطان خبری دهم ز رازی

 
اقبال لاهوری
اقبال لاهوری » پیام مشرق
 

به ملازمان سلطان خبری دهم ز رازی

که جهان توان گرفتن بنوای دلگدازی

به متاع خود چه نازی که بشهر دردمندان

دل غزنوی نیرزد به تبسم ایازی

همه ناز بی نیازی همه ساز بینوائی

دل شاه لرزه گیرد ز گدای بی نیازی

ز مقام من چه پرسی به طلسم دل اسیرم

نه نشیب من نشیبی نه فراز من فرازی

ره عاقلی رها کن که به او توان رسیدن

به دل نیازمندی به نگاه پاکبازی

به ره تو ناتمامم ز تغافل تو خامم

من و جان نیم سوزی تو و چشم نیم بازی

ره دیر تختهٔ گل ز جبین سجده ریزم

که نیاز من نگنجد به دو رکعت نمازی

ز ستیز آشنایان چه نیاز و ناز خیزد

دلکی بهانه سوزی نگهی بهانه سازی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سایت علامه اقبال | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

میثم نوشته:

عالی. واقعا لذت بردم.

کانال رسمی گنجور در تلگرام