گنجور

نوای طاهره

 
اقبال لاهوری
اقبال لاهوری » جاویدنامه
 

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو

شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو

از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده‌ام

خانه به خانه در به در، کوچه به کوچه کو به کو

می‌رود از فراق تو خون دل از دو دیده‌ام

دجله به دجله یم به یم، چشمه به چشمه جو به جو

مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان

رشته به رشته نخ به نخ، تار به تار پو به پو

در دل خویش طاهره ، گشت و ندید جز تو را

صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو

سوز و ساز عاشقان دردمند

شورهای تازه در جانم فکند

مشکلات کهنه سر بیرون زدند

باز بر اندیشه ام شبخون زدند

قلزم فکرم سراپا اضطراب

ساحلش از زور طوفانی خراب

گفت رومی «وقت را از کف مده

ایکه میخواهی گشود هر گره

چند در افکار خود باشی اسیر

این قیامت را برون ریز از ضمیر»

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سایت علامه اقبال | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » چهره به چهره » تصنیف قدیمی نوا "چهره به چهره"

مسعود جاهد » مجنون » چهره به چهره

محمدرضا شجریان » فریاد » تصنیف قدیمی "چهره به چهره"

گروه کامکارها » بیابان بی کران » قطعه تندباد ۲

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

این شعر برای بان. طاهره قرة العین

طاهره نوشته:

این غزل از طاهره قره العین است

علی نوشته:

سلام
این شعر برای اقبال است
که شعر طاهره را تضمین کرده
استاد لاهوری از این کار ها زیاد کرده

امینی نوشته:

احتمالا این شعر ار وحید قزوینی است.

عطا نوشته:

این غزل یکی از مشهورترین غزل های طاهره قره العین است.

ناشناس نوشته:

نصرت‌الله محمدحسینی، نویسنده بهائی در کتابی که به‌وسیله «موسسه معارف بهائی» منتشر شده‌است می‌گوید:«(این غزل)باحتمال قوی سروده طاهر کاشانی است. استناد نگارنده به جُنگی از اشعار شاعران پارسی‌گوی است که در زمان فتحعلی‌شاه قاجار فراهم گشته و در کتابخانه ملک‌طهران موجود است.»[۱۰]

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام خانه به خانه در به در کوُچه به کوچه کو به کو
می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو
دور دهان تنگ تو عارض عنبرین خطت غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله بو به بو
ابرو و چشم و خال تو صید نموده مرغ دل طبع به طبع دل به دل مهر به مهر و خو به خو
مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان رشته به رشته نخ به نخ تار به تار پو به پو
در دل خویش «طاهره» گشت و ندید جز تو را صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو
محمد محیط طباطبایی هویت شاعری وی را نیز به چالش کشیده‌است و در پژوهشی به برسی یک نسخه خطی موجود در کتابخانه مجلس به شماره ۸۸۴۱ می‌پردازد. این نسخه حاوی اشعاری از میرزا طاهر وحید قزوینی منشی و وزیر درباره صفوی است که دارای آثاری به نظم و نثر می‌باشد. در صفحه ۵۷۶ آن مخمسی بدین شرح نگاشته شده‌است:

ساقی عشقت ای صنم! زهر ستم سبو سبو ریخت به ساغر دلم با می‌غم کدو کدو
چند دوم من از غمت گوشه به گوشه سو به سو گر به تو افتدم نظر چشم به چشم و رو به رو
شرح کنم غم تو را نکته به نکته مو به مو
تنا به ره محبتت پای طلب نهاده ام بر رخ دل در الم از ستمت گشاده ام
تا قدمم به سر نهی خاکنشین چو جاده ام از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام
خانه به خانه در به در کوُچه به کوچه کو به کو
تا شده استخوان من با سگ کویت آشنا محض وفا تویی، مرا غیر تو نیست مدعا
مانده به زیر بال غم کگردن مطلب هما در دل خویش طاهرا گشت و ندید جز وفا
صفحه به صفحه سر به سر پرده به پرده تو به تو
سه مصرع اول هر بند با دو مطرح آخر متفاوت است و همچنین تخلص «طاهرا» در بند آخر حکایت از آن دارد که مخمس تضمین شعری از شاعری پیش از وحید قزوینی است. بنا به بررسی محیط طباطبایی اصل غزل از شاعری بنام طاهرای انجدانی کاشی دکنی است که در اواسط سده دهم هجری می‌زیسته و میرزا وحید در قرن یازدهم مخمسی بر غزل وی ساخته و در دهه دوم از سده دوازدهم جمال الدین محمد جامی از ندمای اکبر شاه هندی این مخمس را در مجموعه نظم و نثر خود بنام میرزا وحید نگاشته‌است.اما بابیان که بدنبال جمع آوری شعر برای طاره بوده اند اشعار بی نام نشان و جالب را جمع آوری و بنام وی در دسترس فاترسی زبانان هندوستان قرار داده اند.وی می گوید اهمیت این پژوهش سبب شد تا بابیان ازلی این شعر را از اشعار منسوب به طاهره حذف کنند اما بهائیان همچنان به وی منسوب می دانند.گرچه برخی دیگر نیز این شعر را به طاهره اصفهانی و یا حزین لاهیجی منسوب کرده اند.[۱۱]

ترانه‌ای بر اساس این غزل توسط فریدون فروغی اجرا شده‌است.[۱۲] همچنین، محمدرضا شجریان این شعر را بر روی ترانه چهره به چهره با آهنگی از محمدرضا لطفی در جشن هنر شیراز اجرا نموده‌است.[۱۳]

مَصی نوشته:

این شعر برای طاهره قره العینه. بهایی ستیزها بیخود وقتشون رو تلف نکنن و بحر طویل ننویسن…

روزبه سرداری نوشته:

از صفحه ویکی پدیای خانم بزرگوار طاهره قره العین برای رگ های متورم “مصی” ! :
محیط طباطبایی با ذکر مخمسی از میرزا محمد طاهر وحید که صد و ده سال پیش از طاهره می‌زیسته‌است، نشان داده که این غزل نه از طاهره و نه از میرزا طاهر، بلکه از طاهر کاشی است.[۱۷۵] نصرت‌الله محمدحسینی، نویسنده بهائی نیز می‌گوید:«[این غزل] به احتمال قوی سروده طاهر کاشانی است. استناد نگارنده به جُنگی از اشعار شاعران پارسی‌گوی است که در زمان فتحعلی‌شاه قاجار فراهم گشته و در کتابخانه ملک طهران موجود است.» [۱۷۶]

رهگذر نوشته:

محسن نامجو این شعر رو به زیبایی تمام اجرا کرده.

قلندر پادشاه نوشته:

این ابیات بنا به اقوی و بر حسب فرم و فضا و نسخ موجوده از مرحوم طاهر کاشانی(متوفی قرن دهم ه) است که بنا به زیبایی و طراوت آن بعدها مورد توجه قرار گرفته و بر آن تضامینی نگاشته شده و می دانیم طاهره در بیت آخربرای ایجاد و درهم نریختن وزن شعر است وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

هزاردستان نوشته:

سلام، ضمن اینکه توضیحات دوستان رو مطالعه کردم و بهره جستم، عرض می‌کنم بنده یه نسخه قدیمی از کتاب «شرح بیان» نوشته خانم «قرة العین» در اختیار دارم که این شعر در اون کتاب آمده و گویا شاعره‌ی بابی (و نه بهایی!) این شعر را خطاب به «سید علی محمد باب» سروده ، زیرا علیٰ‌رغم اینکه شاعره‌ی مذکور از مبلغان و رهبران فرقه‌ی بابی بوده، لکن هیچ وقت «سید علی محمد باب» رو ملاقات نکرده بوده
شاید این شعر قبلا توسط شاعری دیگه سروده شده و خانم قرة‌العین فقط در کتابش ذکر کرده، وجود این شعر در اون کتاب نمی‌تونه ناقض این مضمون باشه
ولی خانم قرة‌العین نیز در بعضی از اشعار و نوشته‌هاشون از لقب و تخلص طاهره برای خودشون استفاده کردند (اسم اصلی ایشون فاطمه بوده) که ظن خواننده ناخوداگاه میره به اون سمت که این شعر سروده‌ی خود ایشونه

سعید نوشته:

با درود بی کران به تمامی ادب وموسیقی دوسان
نظر هزار دستان کاملا درست است . با آرزوی تندرستی برای همه ی دست اندر کاران

کانال رسمی گنجور در تلگرام