امیر قافله کوس رحیل زد ای یار
چرا ز خواب بطالت نمیشوی بیدار
میان بادیه تو خفته ای و از هر سو
برای غارت عمر تو قاصدان در کار
دلا نگر که رفیقان همنفس رفتند
تو منقطع ز رفیقان بوادی خونخوار
بشوق بند ز میقات صدق احرامی
که تا شوی همه عمره ز خویش برخوردار
وقوف در عرفات شریف عرفان کن
طواف کعبه حق از سر صفا بگذار
اگر بصدر حرم ره نمیتوانی برد
نمای سعی که اندر حریم یابی یار
چرا نمیکنی ای دوست جان خود قربان
چو دست داد ترا عید اکبر از دیدار
بگوی ترک سر و پای از طریق مکش
گرت کشند بزاری و گر کشند بدار
حسین چون سفر راه کعبه در پیش است
به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به یار خود میگوید که وقت بیدار شدن از خواب غفلت است، زیرا در حال حاضر، فرصتهای زندگی در حال نابودی است و دیگران در حال عبور از این مراحل هستند. او را به شوق دیدار حق و انجام مناسک دینی دعوت میکند و توصیه میکند که با جدیت در این مسیر قدم بردارد. شاعر تأکید میکند که اگر نتوانی به حرم برسی، میتوانی در تلاش باشی تا از درون خود به دیدار یار نائل شوی. در نهایت، او یادآور میشود که سفر به کعبه همانند سفر حسین (ع) در پیش است و دوستش را به ترک وابستگی به دنیا و توجه به امور معنوی تشویق میکند.
هوش مصنوعی: امیر قافله برای سفر آماده شده است، ای دوست! چرا از خواب بیهوده بیدار نمیشوی؟
هوش مصنوعی: در وسط بیابان، تو در خواب هستی و از هر طرف افرادی در تلاشند تا از عمر تو بهرهبرداری کنند.
هوش مصنوعی: ای دل، نگاه کن که دوستان و همنفسهای تو رفتند و تو اکنون از آنها جدا شدهای و در سرزمینی خطرناک و پر از خون قرار داری.
هوش مصنوعی: با شوق و عشق، در زمانی که درست و صادقانه عزم سفر کنی، لباست را به گونهای بپوش که تا آخر عمر از خودت بهرهمند باشی و در زندگی از آن استفاده کنی.
هوش مصنوعی: در میدان عرفات شناخت و آگاهی پیدا کن و با نیت خالص و دل پاک، دور خانهی کعبه طواف کن.
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی به درون حرم بروی، تلاشت را نشان بده که در حریم دوست قرار خواهی گرفت.
هوش مصنوعی: چرا ای دوست نمیخواهی جان خود را فدای من کنی، وقتی که دیدار تو برایم به اندازه عید بزرگ و مهم است؟
هوش مصنوعی: اگر کسی تو را به سر و پا برساند که به تو آسیب برساند، باید به او بگویی که از طرز فکر خود دست بردارد. اگر هم قصد کشتن تو را داشته باشد، تو باید با شجاعت از خودت دفاع کنی.
هوش مصنوعی: حسین در حال سفر به کعبه است و نباید به هیچ دوستی توجه کند و از هیچکجا حواسش پرت شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر گل آرد بار آن رخان او، نه شگفت
هر آینه چو همه میخورد گل آرد بار
به زلف کژ ولیکن به قد و قامت راست
به تن درست ولیکن به چشمکان بیمار
مدیح تا به بر من رسید عریان بود
ز فرّ و زینت من یافت طیلسان و ازار
چنین نماید شمشیر خسروان آثار
چنین کنند بزرگان چو کرد باید کار
به تیغ شاه نگر، نامهٔ گذشته مخوان
که راستگویتر از نامه تیغ او بسیار
چو مرد بر هنر خویش ایمنی دارد
[...]
قوی کننده دین محمد مختار
یمین دولت محمود قاهر کفار
چو بازگشت به پیروزی از در قنوج
مظفر وظفر و فتح بر یمین و یسار
هنوز رایتش از گرد راه چون نسرین
[...]
فغان ز دست ستمهای گنبد دوار
فغان ز سفلی و علوی و ثابت و سیار
چه اعتبار بر این اختران نامعلوم
چه اعتماد بر این روزگار ناهموار
جفای چرخ بسی دیده اند اهل هنر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.