ای شده خوی تو با من بتر از خوی رقیب
روزم از هجر سیه ساخته چون روی رقیب
گفته بودی که: سگ ما ز رقیب تو بهست
لیک پیش تو به از ماست سگ کوی رقیب
بسکه از کعبه کوی تو مرا مانع شد
گر همه قبله شود، رو نکنم سوی رقیب
آن همه چین که در ابروی رقیبت دیدم
کاش در زلف تو بودی، نه در ابروی رقیب
تا رقیب از تو مرا وعده دشنام آورد
ذوق این مژده مرا ساخت دعاگوی رقیب
گر بهر موی رقیب از فلک آید ستمی
آن همه نیست سزای سر یک موی رقیب
یار پهلوی رقیبست و من از رشک هلاک
غیر ازین فایده ای نیست ز پهلوی رقیب
چون هلالی اگر از پای فتادم چه عجب؟
چه کنم؟ نیست مرا قوت بازوی رقیب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و حسادت شاعر نسبت به رقیبش است. شاعر احساس میکند که محبت و خوی او نسبت به معشوق از رقیب بدتر شده و در نتیجه روزهایش از دوری و هجر سیاه شده است. او به یادآوری میآورد که قبلاً گفته بود رقیبش بهتر از اوست، اما حالا میبیند که در عشقش، رقیب او بسیار پیشرفت کرده است. شاعر از زیباییهای رقیب حسرت میخورد و آرزو میکند که چنین زیباییهایی در معشوقش وجود داشته باشند. همچنین او با حسرت به اقبال رقیب و بدبختی خود اشاره میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که با وجود این حسادت و رقابت، هیچ چیز نمیتواند خوشبختی او را ضایع کند.
هوش مصنوعی: شما با من به طرز بدتری از رقیب خود رفتار میکنید. روزهای من به خاطر جدایی از شما تیره و تار شده است، همانطور که چهرهی رقیب تاریک است.
هوش مصنوعی: گفته بودی که سگ ما بهتر از رقیب توست، اما اکنون میبینم که در حضور تو، سگ رقیب بهتر از ماست.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و دلبستگی شدیدی که به تو دارم، حتی اگر همه جا به قبلهی من تبدیل شود، باز هم به طرف کسی دیگر نگاه نمیکنم و از تو دور نخواهم شد.
هوش مصنوعی: من آن همه زیبایی و جذابیتی که در ابروی رقیبت دیدم، ای کاش در موهای تو بود، نه در ابروی کسی دیگر.
هوش مصنوعی: وقتی رقیب از تو وعده فحش و دشنام به من میدهد، خوشحالی من از این مژده باعث شده است که من برای او دعا کنم.
هوش مصنوعی: اگر از آسمان هم به خاطر یکی از موهای رقیب بر من ظلمی وارد شود، این ظلم به هیچوجه نمیتواند به اندازهی گناه یک مو از سر رقیب باشد.
هوش مصنوعی: دوست من در کنار رقیب است و من از حسادت به حالتی رسیدهام که هیچ فایدهای جز این حسادت از بودن او در کنار رقیب برایم باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: اگر مانند هلال ماه از پا بیفتم، چه تعجبی دارد؟ چه کاری از دستم برمیآید؟ دیگر قدرت مقاومت در برابر حریف را ندارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای سیه تر دل سنگین تو از روی رقیب
در کجی راست به هم خوی تو و خوی رقیب
گردن اندر خم بازوی رقیب است تو را
چند بر خسته دلان زور به بازوی رقیب
هرچه او راست پسندیده پسندیده توست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.