گنجور

غزل شمارهٔ ۴

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

به چشم لطف اگر بینی گرفتاران رسوا را

به ما هم گوشه چشمی که رسوا کرده‌ای ما را

پس از مردن نخواهم سایهٔ طوبی ولی خواهم

که روزی سایه بر خاکم فتد آن سروبالا را

حذر کن از دم سرد رقیب، ای نوگل خندان

که از باد خزان آفت رسد گلهای رعنا را

دلا، تا می‌توان امروز فرصت را غنیمت دان

که در عالم نمی‌داند کسی احوال فردا را

زلال خضر باشد خاک پایت، جای آن دارد

که ذوق خاک‌بوسی بر زمین آرد مسیحا را

هلالی را چه حد آن که بر ماه رخت بیند؟

به عشق ناتمام او چه حاجت روی زیبا را؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

این داستان عشق دشنام و توهین به عیسی مسیح روح الله نیست زیرا عیسی مسیح جانم فدایش باد پای مجرمان را می شست و می بوسید و شرمندگی برای ماست که خود را برتر میبینیم و خودپرستی میکنیم

کسرا نوشته:

این مصرع ( که در عالم نمی‌داند کسی احوال فردا را ) به احتمال فراوان از شعر حضرت سعدی کپی شده توسط جناب هلالی… که بنده نه تنها به جناب هلالی برای این کار بد و بیراه نمیگم مثل خیلی از دوستان… که برای روحشون هم فاتحه ای میفرستم که در قرن نهم با نبود اینترنت و هزار و یک وسیله ی ارتباطی دیگر… شعرهای سعدی رو مطالعه نموده و حالا از ۱ چیزی هم خوشش اومده و به قول معروف زده توو گوشش… نوش روحت جناب جغتایی…

امین لطفی نوشته:

غزل بسیار دلنشینی هست … یاد و نام شاعرش همواره پایدار باشد …
فقط نکته’ای که وجود داره،
مصرع دوم بیت اول، یک هجا بلند که احتمال زیاد ( کُن) هست کم داره به این شکل؛
به ما هم گوشه چشمی کن که رسوا کرده’ای ما را

سیدمحمد نوشته:

لطفی جان
کم ندارد جانم
وزن شعر درست است
یکبار دیگر بخوان
با پیشنهاد شما شعر می شکند

کانال رسمی گنجور در تلگرام