گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

نهادی بر دلم فراق و سوختی جان را

به داغ و درد دوری چند سوزی دردمندان را؟

منه زین بیشتر چون لاله داغی بر دل خونین

که از دست تو آخر چاک خواهم زد گریبان را

شدم در جستجوی کعبهٔ وصلت، ندانستم

که همچون من بود سرگشته بسیار این بیابان را

اگر چشم خضر بر لعل جان‌بخش تو افتادی

به عمر خود نکردی یاد هرگز آب حیوان را

خوش آن باشد که در هنگام وصل او سپارم جان

معاذالله از آن ساعت که بینم روی هجران را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دکتر غلامعلی حامدبرقی نوشته:

با عرض سلام واحترام به نظرم درمطلع غزل اگر کلمه ی “درد” اضافه شود: نهادی بر دلم درد فراق و سوختی جان را وزن با بقیه سطرها هماهنگ می شود!
با تشکّر فراوان

محمدمهدی نوشته:

اگراشتباه نکنم فکرمیکنم مصراع اول بیت چهارم اینطور باشه:
اگر که چشم خضر بر لعل جان بخش تو افتادی

کانال رسمی گنجور در تلگرام