آه! از آن شوخ، که تا سر نشود خاک درش
بر سر عاشق بیچاره نیفتد گذرش
ای که از عاشق خود دیر خبر می پرسی
زود باشد که بپرسی و نیابی خبرش
آه سرد از دل پر درد کشیدم سحری
غافلان نام نهادند: نسیم سحرش
من که رشک آیدم از خال سیه بر لب او
چون پسندم که نشیند مگسی بر شکرش؟
همچو فرهاد بهر کوه که بردم غم خویش
زیر آن بار گران سنگ شکستم کمرش
زاهد از عشق بتان خواست مرا توبه دهد
مدعی بین، که خدا عقل نداد اینقدرش
گر دلم زار شد از عشق بتان، غم مخورید
بگذارید، که می خواهم ازین زار ترش
لاله بر خاک شهید تو جگر گوشه ماست
که برآورده بداغ دل خونین جگرش
منظر چشم هلالی وطنش باد، که هست
میل هم صحبتی مردم صاحب نظرش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دردهای ناشی از آن است. شاعر ابتدا به مصائب معشوق و بیخبری عاشق از حال او اشاره میکند و عذابهای درونی خود را به تصویر میکشد. او به سراغ حس غبطه و رشک میرود و از زیباییهای معشوق سخن میگوید. زاهد نیز در متن به اشتباهاتی در درک عشق اشاره دارد و از عشق به بتان توبه میخواهد. در نهایت، شاعر از جراحتهای عاطفی خود میگوید و آرزوی همصحبتی با کسانی را دارد که درک و نظرات عمیقتری دارند.
هوش مصنوعی: آه! از آن دختر شوخ که تا سرش به خاک نرسد، بر سر عاشق بیچاره سایه هم نمیافکند و به او توجهی نمیکند.
هوش مصنوعی: ای کسی که با تأخیر از حال عاشق خود میپرسی، به زودی خبری از او میپرسی و نمیتوانی خبری از وی پیدا کنی.
هوش مصنوعی: در سحرگاه، من با دل پر از درد و آهی سرد، ندا و صدای خود را به بیرون فرستادم، اما دیگران آن را نامی زیبا و شاعرانه، یعنی "نسیم سحر" گذاشتند.
من به خال سیاه بر لب او هم حسادت میکنم، چگونه بپسندم که فرد بی لیاقتی مانند مگسی که بر شیرینی نشسته کنار او باشد؟
هوش مصنوعی: همچون فرهاد که برای عشق خود به کوهنوردی میپرداخت، من نیز در زیر بار سنگین اندوهم طاقت خود را از دست دادم و شکست خوردم.
هوش مصنوعی: زاهد از من خواسته که از عشق معشوقهها توبه کنم، اما آن مدعی (مظهر تحمل) ببیند که خداوند به او عقل نداده است که این مسأله را درک کند.
هوش مصنوعی: اگر دل من به خاطر عشق معشوقان غمگین شود، نگران نباشید و بگذارید این حال ادامه پیدا کند، زیرا من میخواهم از این حالت ناامیدکنندهتر بشوم.
هوش مصنوعی: در این بیت، به زیبایی و ارزشمندی گل لاله که بر روی خاک شهید قرار دارد، اشاره شده است. این گل نمادی از عشق و یادبود کسی است که جان خود را از دست داده و نشاندهندهی درد و عواطف عمیق خانواده یا دوستان اوست. این تصویر به گونهای بیانگر رابطهی عمیق میان شهید و عزیزانش است و احساسات غم و اندوه ناشی از از دست دادن را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: چشمانداز وطن هلالی زیباست، زیرا مردم با دانش و بصیرتش تمایل به همصحبتی دارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پوست هر یک بفکند و ستخوان و جگرش
خونشان کرد به خم اندر و پوشید سرش
پس به صاروج بیندود همه بام و برش
جامهٔ گرم برافکند پلاسین ز برش
ذات عشق ازلی را چون میآمد گهرش
چون شود پیر تو آن روز جوانتر شمرش
هر که را پیرهن عافیتی دوخت به چشم
از پس آن نبود عشق بتی پرده درش
خاصه اندوه چنین بت که همی از سر لطف
[...]
پای بر خاک نهادم چو تو بودی زبرش
چو تو در خاک شدی جای کنم فرق سرش
منّتی نیست ز خلقم به جهان جز کرمش
گر به دیده بتوان رفت دمی خاک درش
گر به جانی بفروشد ز درش مشتی خاک
توتیای بصرش کن تو و از جان بخرش
غیر لطفش نبود هیچکسم در دو جهان
[...]
آن سفر کرده که جان رفت مرا بر اثرش
هست ماهی که نیاورد به من کس خبرش
نازنینی که کنون خاسته از مسند ناز
کی بود طاقت رنج ره و تاب سفرش
گرچه از رفتن او می رودم صبر و شکیب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.