بهر درد دل ما از تو دوایی نرسید
سعی بسیار نمودیم، بجایی نرسید
ما اسیران بتو هرگز ننمودیم وفا
که همان لحظه بما از تو جفایی نرسید
قامتم چنگ شد و لطف تو ننواخت مرا
بی نوایی ز تو هرگز بنوایی نرسید
با چنین قامت و بالا نرسیدی بکسی
کز تو بر سینه او تیر بلایی نرسید
دیده، گو: آن بده گلشن امید مرا
کز گل این چمنم بوی وفایی نرسید
حالتی نیست در آنکس، که بجان و دل او
فتنه جلوگر عشوه نمایی نرسید
گر هلالی بوصالت نرسد نیست عجب
هیچ گه منصب شاهی بگدایی نرسید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسی عمیق از ناکامی و ناامیدی در عشق است. شاعر همواره در جستجوی محبت و وفای محبوب بوده، اما هرگز به آن نرسیده است. او با بیان وضعیت خویش، از درد و رنجی که از بیوفایی محبوب متحمل شده، گلایه میکند. در هر بیت، او به نوعی از ناکامی خود در رسیدن به عشق و محبت اشاره میکند و نشان میدهد که هر تلاشی در این راستا بینتیجه بوده است. به طور کلی، این شعر احساسات غمانگیز و ناامیدی از عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: برای درد دل ما از تو هیچ درمانی نرسید. با اینکه تلاش زیادی کردیم، به نتیجهای نرسیدیم.
هوش مصنوعی: ما هرگز به تو وفا نکردیم، زیرا در همان لحظه که به ما آسیب رساندی، نشان از وفای ما نبود.
هوش مصنوعی: به خاطر وضعیت نامناسب و فقرم، نتوانستم از لطف و محبت تو بهرهمند شوم و هرگز از تو کمکی دریافت نکردم.
هوش مصنوعی: با این قد و قامت زیبا، تو به کسی نرسیدی که تیر بلا از سینهاش عبور نکرده باشد.
هوش مصنوعی: ای چشم، بگو که به من گلستان امید را بده، زیرا از این گلها در این بوستان، بوی وفا و صداقت به من نرسیده است.
هوش مصنوعی: در او هیچ حالتی نیست که فتنه و زیبایی عشق جان و دل او را تحت تأثیر قرار دهد.
هوش مصنوعی: اگر هلالی به وصالت نرسد، تعجبی نیست؛ زیرا هیچ گاه، جانشین شاهی به دست گدایان نمیافتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روزها شد که ز تو بوی وفایی نرسید
وز سر کوی توام باد صبایی نرسید
چاک شد پیرهن عمر به صد نومیدی
دست امید به دامان قبایی نرسید
در بیابان طلب بخت پریشان کردم
[...]
دردمندی ز تو هرگز به دوایی نرسید
بی نوایی ز تو هرگز به نوایی نرسید
صرف کردم به وفای تو همه عمر و به من
در همه عمر ز تو بوی وفایی نرسید
بود امّید که این کار به جایی برسد
[...]
چه عجب گر ز بهاران به نوایی نرسید
فیض خار سر دیوار به پایی نرسید
هرچه از دست دهی بهتر ازان می بخشند
مسی از دست ندادم که طلایی نرسید
قیمت گوهر شهوار گرفت اشک کباب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.