دودی، که دوش بر سر کویت بلند بود
غافل مشو، که آه من دردمند بود
از ما شمار خیل شهیدان خود مپرس
آن خیل بی شمار که داند که چند بود؟
بستم بطره تو دل و رستم از غمت
آری، علاج عاشق بیچاره بند بود
یک ذره مانده بود ز من در شب فراق
آن ذره هم بر آتش هجران سپند بود
جان با سگان دوست، هلالی، سپرد و رفت
این شیوه گر پسند و گر ناپسند بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار به درد و رنج عاشقانه اشاره دارد. شاعر از غم و اندوه خود سخن میگوید و با اشاره به دود بلندی که از سر کوی معشوقش برمیخیزد، به عمق درد خود اشاره میکند. او به شهیدان عشق و تعداد آنها نمیپردازد، بلکه بر درد عاشقانه خود تمرکز میکند. اشاره به بستن بطری برای فراموش کردن غم و اینکه حتی اندکی از وجودش در شب فراق باقی مانده، نشاندهنده شدت این غم است. در نهایت، بر سرنوشت جانش به سگان دوست اشاری دارد که نشاندهندهای فداکاری و از خودگذشتگی اوست.
هوش مصنوعی: دودی که دیروز بر بالای کوچهات برافراشته شده بود، نباید نادیدهاش بگیری؛ زیرا ناله و اندوه من در دل وجود دارد.
هوش مصنوعی: از ما درباره تعداد شهیدان نپرسید. آن جمعیت بیشمار را فقط خدا میداند که چند نفر هستند.
هوش مصنوعی: من دلم را با بوسههای تو بستهام و رستم از غم تو جدا شده است. درمان عشق بیچاره، بستگی به این دارد که از قید و بند عشق رها شود.
هوش مصنوعی: در شب جدایی، تنها یک ذره از من باقی مانده بود و آن هم به اندازهای دچار درد و سوز هجران بود که مانند آتش میسوزاند.
هوش مصنوعی: جان با سگان دوست، هلالی، سپرد و رفت این شیوه گر پسند و گر ناپسند بود در اینجا شخصی با وفا به دوستان وفادار خود میپیوندد، حتی اگر دیگران نظرات متفاوتی درباره این انتخاب داشته باشند. او به شیوهای که میزند فکر نمیکند و تنها به احساسات و روابط خود با دوستانش اهمیت میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رفتیم، اگر چه دل به غمت دردمند بود
در چین طره تو اسیر کمند بود
بلبل به آه و ناله چمن را وداع کرد
کان بزم را ترانه او ناپسند بود
دشوار مینمود سفر با فراغ بال
[...]
با آنکه دل به درد تو بس دردمند بود
جز درد چارۀ دگرش ناپسند بود
گر دست ما ز دامن وصل تو کوته است
اندر هوای قد تو همت بلند بود
پیش قد تو سرو تمایل زیاد کرد
[...]
آنجاکه عجزممتحن چون و چند بود
چون موی، سایه هم ز سر ما بلند بود
حسرت پرست چاشنی آن تبسمیم
بر ما مکرر آنچه نمودند قند بود
سعی غبارصبح هوای چه صید داشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.