روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟
عمر من کم باد، تا روز چنین کم بگذرد
دولت وصلت گذشت و محنت هجران رسید
آن گذشت، امید می دارم که این هم بگذرد
نگذرد، گر سالها باشم براهش منتظر
ور دمی غایب شوم، آید همان دم بگذرد
چون ز درد هجر گریان بر سر راهش روم
گریه من بیند و خندان و خرم بگذرد
مرهمی نه بر دل افگار من، بهر خدا
پیش ازان روزی که کار دل ز مرهم بگذرد
هر که از روی ارادت پا نهد در راه عشق
عالمی پیش آیدش کز هر دو عالم بگذرد
تا کنون عمر هلالی در غم رویت گذشت
عمر باقی مانده، یارب! هم درین غم بگذرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از گذر عمر و درد جدایی صحبت میکند و به این امید است که زمان کمکم این دردها را التیام بخشد. او بیان میکند که در زندگی خود سالها به انتظار محبوب بوده و اگر لحظهای از او دور باشد، همان لحظه نیز سخت خواهد گذشت. هرچند در دل رنج میبرد، اما همچنان به عشق و وصال امید دارد و میگوید که عمرش در حسرت دیدن معشوق گذشته و برای باقیمانده عمر خود نیز همین آرزو را دارد. در نهایت، عشق را برترین احساس میداند که از هر دو عالم بالاتر است.
هوش مصنوعی: ای خدا! عمر من چقدر است؟ آیا روزی خواهد آمد که شبهای غمگین به پایان برسد؟ امیدوارم عمر من کوتاه باشد تا این روزها سریعتر بگذرد.
هوش مصنوعی: خوشی و شادی در کنار هم بودن گذشت و حالا از دوری و جدایی رنج میبرم. آن خوشی رفت، اما امیدوارم که این دوران سخت نیز به پایان برسد.
هوش مصنوعی: اگر سالها در راه او منتظر باشم، او نمیرود و اگر لحظهای غایب شوم، همان لحظه خواهد آمد و دوباره میگذرد.
هوش مصنوعی: وقتی از درد جدایی گریهکنان به سراغ او میروم، او گریان بودن من را میبیند اما با خوشحالی و خنده به راهش ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: ای کاش دست کم مرهمی بر دل غمگین من بگذاری، پیش از آن روزی که دل از هر گونه تسکینی فراتر رود.
هوش مصنوعی: هر کسی که با عشق و محبت قدم در مسیر عشق بگذارد، جهانی پیش رویش قرار میگیرد که از هر دو جهان مادی و معنوی فراتر میرود.
هوش مصنوعی: عمر من تا به حال در غم چهره تو سپری شده است. ای پروردگار، عمر بقیهام هم در همین غم بگذرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چند عمرم در شب هجران به ماتم بگذرد
مرگ پیش من به از عمری که در غم بگذرد
بی تو از عمرم دمی باقیست آه ار بعد ازین
بر من از ایام هجران تو یکدم بگذرد
هیچ دانی چیست مقصود از حیات آدمی
[...]
غم مخور ای دل که خوب و زشت عالم بگذرد
سور و ماتم هر دو بر فرزند آدم بگذرد
آنچه بگذشته است، وهم است آنچهآینده است وهم
زندگانی یک دمست آنهم دمادم بگذرد
زندگی گر بهر این ده روز ناچیز است و بس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.