گنجور

 
 
گوهر
مولانا

چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من

از آن شادی بیاید جان نهان افتد به پای من

وگر روزی در آن خدمت کنم تقصیر ناگاهان

شود جان خصم جان من کند این دل سزای من

سحرگاهی دعا کردم که جانم خاک پای او

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
هلالی جغتایی

گهی لطفست و گاهی قهر کار دلربای من

ولی لطف از برای دیگران، قهر از برای من

بخوبان تا وفا کردم جفا دیدم، بحمدالله

که تقریب جفای خوبرویان شد وفای من

دعای خویش را شایسته احسان نمیدانم

[...]

محتشم کاشانی

اگر خواهی دعای من کنی بر مدعای من

بگو بیمار عشق من شود یارب فدای من

اگر عمرم نمانده است ای پسر بادا بقای تو

دگر مانده است بر عمر تو افزاید خدای من

به یاران این وصیت می‌کنم کز تیغ جور تو

[...]

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از محتشم کاشانی
صائب

به خون غلطد چمن از ناله دردآشنای من

قفس پر گل شود از بلبل رنگین نوای من

گران خیزند همراهان بی پروای من، ورنه

ره خوابیده را بیدار می سازد درای من

نیم بی مایه تا بر سود باشد از سفر چشمم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
نورس دماوندی

ز استغنا کند گردش چو گردون آسیای من

که چیدن های دامن گسترد خوان از برای من

عدم را هستی ام در آستین زندگی دارد

تنم چون شمع باشد جاده ی راه فنای من

شرابم همچو طفل اشک از خون جگر باشد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه