زانوی بی کسی هاست، بالین خستهٔ من
شد مومیایی دل، رنگ شکستهٔ من
پاس ادب به عاشق، نگذاشت اختیاری
کاری نمی گشاید، از دست بستهٔ من
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
زانوی بی کسی هاست، بالین خستهٔ من
شد مومیایی دل، رنگ شکستهٔ من
پاس ادب به عاشق، نگذاشت اختیاری
کاری نمی گشاید، از دست بستهٔ من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به احساس تنهایی و درد دلی که دارد اشاره میکند. او زانوی خود را به عنوان نشانی از بیکسی و خستگیاش توصیف میکند و دل شکستهاش را مانند مومیایی میداند. عشق و ادب مانع از هر اقدامی برای او شده است و او در حالی که دستش بسته است، ناتوان از تغییر وضعیت خود است.
هوش مصنوعی: تنهایی و بی کسیم، به مانند زانویی است که بر روی آن نشستهام. خستگی و درد دلم را به شکل مومیایی نگه داشتهام و وضعیتم در زندگی رنگ و حالتی شکسته دارد.
هوش مصنوعی: با رعایت ادب به معشوق، امکان انجام هیچ کاری برای من وجود ندارد، چون دستهایم در افسوس و انتظار بسته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.