حزین لاهیجی » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۸۸

زانوی بی کسی هاست، بالین خستهٔ من

شد مومیایی دل، رنگ شکستهٔ من

پاس ادب به عاشق، نگذاشت اختیاری

کاری نمی گشاید، از دست بستهٔ من