حلاوت در مذاقم نیست آب زندگانی را
نفس باشد رگ تلخی، شراب زندگانی را
پر پرواز باشد رنگ و بوی مستعار او
وفا نبود گل پا در رکاب زندگانی را
کس از سیل سبکسر، پایداری چون طمع دارد؟
عنان پیچیدنی نبود، شتاب زندگانی را
ز بار روزگار زندگانی، جان به لب دارم
رساندم بر لب بام، آفتاب زندگانی را
ورق گرداندن باد خزان، سازد پریشانش
عبث شیرازه می بندی، کتاب زندگانی را
عیان گردد به روز مرگ، چون بیدار خواهی شد
نباشد حاجت تعبیر، خواب زندگانی را
ندارد غیر لیلی جسم مجنون، جان شیرینی
وگرنه عشق کی می داشت تاب زندگانی را
سبوی تشنه، می را می کند با خاک ره یکسان
سفال تن به خشکی بست، آب زندگانی را
خبر کی باز گوید آنکه از خود بی خبر باشد؟
نمی پرسند از عاشق، حساب زندگانی را
حزین ، از خامی مشرب، بیابان مرگ خواهی شد
چه از پی می روی موج سراب زندگانی را؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن، شعری است که به بررسی دشواریهای زندگی و تلخیهای آن میپردازد. شاعر به فقدان لذتی واقعی در زندگی اشاره میکند و نشان میدهد که تنها زیباییها و عشقهای ظاهری نمیتوانند جانمان را سیراب کنند. او به ناپایداری زندگی و اینکه چگونه زمان همه چیز را تغییر میدهد، میپردازد و میگوید زندگی بیشتر شبیه به یک کتاب است که با گذر زمان ورقهایش ورق میخورد و شیرازهاش از دست میرود. شاعر همچنین به بیخبری انسانها از واقعیتهای زندگی و مرگ اشاره میکند، و میگوید که عشق و احساسات عمیق ممکن است در شرایط دشوار کمرنگ شوند. در کل، این شعر نشاندهنده تردیدها و چالشهای انسانی در برابر زندگی و مرگ است.
هوش مصنوعی: زندگی شیرینی خاصی ندارد، و آب زندگی تنها از طریق نفس و رگ تلخی خودش را نشان میدهد. در واقع، شراب زندگی نیز به واسطه تلخیها به وجود میآید.
هوش مصنوعی: پرواز نشانهای از زیبایی و آزادی است، اما رنگ و بوی آن به تازگی و واقعی بودنش اشاره ندارد. وفا و صداقت در زندگی نیز به راحتی قابل دستیابی نیست، مانند گلی که در مسیر زندگی پا به عصیان میزند.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند در برابر طغیان حوادث استقامت کند، زیرا وقتی دل به آرزوها میبندد، دیگر نمیتواند کنترل زندگیاش را در دست بگیرد و به سرعت به سوی مقاصدش حرکت میکند.
هوش مصنوعی: از شدت سختیها و مشکلات زندگی، به نقطهای رسیدهام که دیگر طاقت ندارم و همچنان که به بالای بام رفتهام، به روشنی و زیباییهای زندگی نیز دست یافتهام.
هوش مصنوعی: باد خزان با ورق زدن، باعث بینظمی میشود و بیفایده است اگر بخواهی زندگیات را مرتب کنی یا به آن نظم بدهی.
هوش مصنوعی: در روز مرگ، واقعیتهای زندگی به شما مشخص میشود و دیگر نیازی به تفسیر خوابهای زندگی نیست؛ چون تمام حقایق برایتان نمایان خواهد شد.
هوش مصنوعی: غیر از لیلی، مجنون هیچ چیز دیگری ندارد و جانش شیرین است. اگر عشق چنین حالتی نمیداشت، زندگی چطور میتوانست تاب بیاورد؟
هوش مصنوعی: سبو که تشنه است، با خاک راه به یک اندازه میشود و ظرف سفالی که به خشکی تن داده، دیگر آب زندگی را نمیتواند نگه دارد.
هوش مصنوعی: کسی که از حال خود بیخبر است، چگونه میتواند خبر دیگری را بازگو کند؟ کسی هم از عاشق نمیپرسد که در زندگی چه بر او گذشته است.
هوش مصنوعی: اگر دچار ناامیدی و خامی هستی، در مسیر خود به سمت مرگ حرکت میکنی. پس چطور میتوانی به دنبال زندگی باشی، در حالی که فقط در جستوجوی چیزهایی غیرواقعی هستی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسوفی هست دایم آفتاب زندگانی را
سیاهی لازم افتاده است آب زندگانی را
مده چون غافلان سر رشته تار نفس از کف
که بی شیرازه می سازی کتاب زندگانی را
حیات جاودان بی دوستان مرگی است پا بر جا
[...]
نبود آرامشی، شیب و شباب زندگانی را
تپیدنهای دل موجی ست، آب زندگانی را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.